جعفر عظیم زاده برای محاکمه

نوشته شده در موضوع دسته‌بندی نشده در 15 اکتبر 2017

بازگرداندن اسماعیل عبدی از بیمارستان به زندان اوین

اسماعیل عبدی زندانی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در سی و هشتمین روز اعتصاب غذای اعتراضی، امروز سه شنبه ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۶ از بیمارستان امام خمینی تهران به زندان اوین بازگردانده شد.
عبدی در حالی که در وضعیت جسمی نامناسبی به سر می برد، روز شنبه ۱۳ خردادماه ۱۳۹۶، برای انجام آزمایشات پزشکی به بیمارستان خمینی تهران منتقل شد

*************

اسماعیل عبدی به بیمارستان منتقل شد

در سی و پنجمین روز اعتصاب غذا #اسماعیل_عبدی به بیمارستان منتقل شد.
ظهر امروز پس از کش و قوس های فراوان اسماعیل عبدی جهت معاینات تخصصی به بیمارستان منتقل شد.
این عضو هیات مدیره کانون تهران از سی و پنج روز پیش با درخواست خروج پرونده اش از حالت امنیتی در اعتصاب غذا به سر می برد.
اسماعیل عبدی به دلیل اعتصاب غذا به افت شدید فشار و کاهش وزن و سرگیجه های ممتد، دچار شده است.
کلیه های عبدی به دلیل اعتصاب غذای قبلی و فعلی دچار مشکل شده است.
لازم به ذکر است که اسماعیل عبدی همچنان در اعتصاب غذاست.

*************

جعفر عظیم زاده: پیرامون صفحه فیسبوکی به نام جعفر عظیم زاده

با توجه به ایجاد صفحه فیسبوکی با نام و تصویر جعفر عظیم زاده، بدینوسیله اعلام میدارم این صفحه فیسبوکی کاملا جعلی است و من نه تنها در فیسبوک حضور ندارم بلکه در هیچیک از رسانه های اینترنتی همچون تلگرام، اینستوگرام و هیچ صفحه اینترنتی نیز حضور ندارم و حتی فاقد ایمیل شخصی هستم.

جمعه پنجم خرداد ماه ۱۳۹٦

*************

بیانیه ۲۴ نفر از فعالین صنفی معلمان و کارگران برای

آزادی اسماعیل عبدی و لغو اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی

هزاران معلم و کارگر و فعال صنفی از اقصی نقاط کشور در حمایت از خواسته های انسانی و قانونی اسماعیل عبدی طوماری را امضا کردند و در مورخ۹۶/۳/۳ تحویل قوای سه گانه و مراجع ذیربط شد.
در طی این ۲۶روز اعتصاب عبدی ده ها تشکل صنفی و مدنی طی بیانیه هایی ضمن حمایت از مطالبات عبدی خواستار توجه مقامات بوده اند.
نظر به شرایط خطیر جسمانی و همچنین عوارض اعتصاب طولانی مدت اسماعیل عبدی و همچنین خواست ده ها هزار نفر برای رسیدگی به وضعیت این معلم برجسته، ما معلمان و کارگران بعنوان امضا کنندگان این بیانیه ضمن پای فشردن بر آزادی بی قید و شرط ایشان خواستار برچیده شدن اتهامات امنیتی از پرونده های قضایی ایشان و کلیه فعالین صنفی و مدنی هستیم.
بدیهی است چنانچه این خواست ما مورد توجه مقامات اجرائی و قضائی کشور قرار نگیرد ما حق اعتراضات گسترده از قبیل تجمع و تحصن و اعتصاب غذا در مقابل مجلس شورای اسلامی و دیگر نهادهای دولتی را در برابر دوربین های رسانه ای برای خود محفوظ میداریم و بدین وسیله اعلام میکنیم در صورت عدم آزادی فوری و بی قید و شرط اسماعیل عبدی و توجه به خواست میلیونها کارگر و معلم مبنی بر پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی، مسئولیت تبعات اقدامات اعتراضی تر ما بر عهده مقامات دولت جمهوری اسلامی ایران است.

اسامی امضاکنندگان به ترتیب حروف الفبا :

۱-علی نژاد/معلم
۲-مجتبی ابطحی/معلم
۳-شاپور احسانی راد /کارگر
۴-شیث امانی/کارگر
۵-بهنام ابراهیم زاده /کارگر
۶-نسرین بهمن پور/معلم
۷-محمد حسن پوره/معلم
۸-محمد جراحی/کارگر
۹-هاشم خواستار/معلم
۱۰-ناهید خداجو/کارگر
۱۱-محمد رضا حکیم الهی /معلم
۱۲-داوود رضوی/کارگر
۱۳-واله زمانی/کارگر
۱۴-سارا سیاپور/معلم
۱۵-محمود صالحی /کارگر
۱۶-جعفرعظیم زاده/کارگر
۱۷-علی فروتن/معلم
۱۸-عزیزقاسم زاده/معلم
۱۹-مجتبی گودرزی/معلم
۲۰-اسکندرلطفی/معلم
۲۱-رضامسلمی/معلم
۲۲-جوانمیر مرادی/کارگر
۲۳-پروین محمدی /کارگر
۲۴-علی نجاتی/کارگر

۴ خرداد ۹۶

*************

تبرئه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد

یک گام رو به پیش در مبارزه علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی است

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در شعبه ۸ دادگاه تجدید نظر استان مرکزی(شهر اراک) از اتهامات امنیتی “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” و ” تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” تبرئه شدند.
این دو فعال شناخته شده جنبش کارگری ایران در پی دستگیری در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ در شهرستان ساوه در ارتباط با اعتصاب کارگران کارخانه لوله و نورد صفا و تشکیل دو پرونده امنیتی و کیفری بر علیه شان در مهر ماه سال گذشته، هر کدام به یازده سال زندان در شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر محکوم شده بودند.
در پی این محکومیت، جناب آقای محمد علی فروغی به وکالت از سوی این دو فعال کارگری، اعتراضی را به شعبه ۸ دادگاه تجدید نظر استان مرکزی ارائه و با دفاعیات ایشان و تاکید این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران بر حقانیت فعالیت هایشان، سرانجام امروز حکم برائت آنان از اتهامات امنیتی صادر شد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با قدردانی از زحمات داوطلبانه و شبانه روزی جناب آقای محمد علی فروغی و حمایت جمع ها، شخصیتها، سازمانها و نهادهای کارگری و آزادیخواه و حقوق بشری از این دو فعال کارگری، ایستادگی و مقاومت شورانگیز جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد را بر سر حقانیت فعالیتهایشان ارج می نهد و صدور حکم برائت آنان از سوی دادگاه تجدید نظر را یک پیروزی مهم در مبارزات حق طلبانه کارگران ایران و گامی رو به پیش در مبارزه علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی ارزیابی میکند و انتظار دارد رویکرد شعبه 8 دادگاه تجدید نظر استان مرکزی به یک رویه معمول و جاری در کلیه دادگاههای کشور در نگاه به مبارزات صنفی و مدنی تبدیل بشود.
ما با تاکید بر تداوم مبارزات خود علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی، بر آزادی فوری اسماعیل عبدی، آتنا دائمی و کلیه زندانیانی که به دلیل فعالیتهای آزادیخواهانه و عدالت طلبانه در زندانهای کشور محبوس هستند پای می فشاریم و بدینوسیله خواهان پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی، آزادی ایجاد تشکلهای مستقل محلی و سراسری کارگران و تشکیل نهادهای مدنی و اجتماعی مستقل و بدون وابستگی به دولت و نهادهای قدرت در سطح کشور هستیم.

اول خرداد ماه ۱۳۹٦

*************

رضا مسلمی: اسماعیل عبدی بر هم زننده امنیت ملی نیست

پس از سالها وقفه در تمدید پروانه فعالیت کانون های صنفی فرهنگیان با روی کار آمدن دولت یازدهم پروانه برخی تشکل های صنفی از جمله کانون تهران تمدید شد. با این حال در برخورد با فعالان صنفی فرهنگیان هیچ تغییر ایجاد نشد به گونه ای که در طول چهار سال دولت تدبیر و امید همچنان شاهد احکام طویل المدت برای فعالان صنفی هستیم.
برخورد با فعالان صنفی که منتقد کاستی های نظام آموزشی کشورند در حالی انجام می شود که قسمت قابل توجهی از دارایی های کشور در دوره ی هشت ساله دولت نا محمودِ ناپاک دست!! بعضا حتی توسط دولتیان با نام اختلاس به یغما رفت.

با دقت در احکام صادره علیه فعالان صنفی و مقایسه آن با پرونده اختلاس گران، سوالات زیادی در ذهن ایجاد می شود.

به عنوان مثال در حکم صادره علیه اسماعیل عبدی این گونه آمده است:

– رفتن بر مزار دکتر خانعلی( معلم شهیدی که در دهه چهل در جریان اعتراضات صنفی کشته شد)

– شرکت و ساماندهی پیاده روی فرهنگیان

– قصد شرکت در کنگره هفتم سازمان جهانی معلمان ( که جمهوری اسلامی ایران نیز عضو این سازمان جهانیست)
و اتهاماتی از این دست.

و در پرونده ی اختلاس گران، غارتِ ارقام ماورای نجومی، گم شدن دکل های نفتی، اسکله های نا مرئی، گم شدن چمدان های پر از پول و…

جالب تر اینکه مختلسان افراد شناخته شده ای همچون معاون اول دولت پاک دست نهم و دهم! و بابکِ نامیمونی که با دولتیان عَدالت محور عکسهای یادگاری میگرفت و محرم اسرار خلوتشان بود.
مقایسه ی اتهامات اسماعیل عبدی با جرایم این نابود گران بیت المال این سوال را در ذهن ایجاد می کند که به راستی چه کسانی برهم زننده ی امنیت ملی هستند؟

معلمی که تمام تلاشش تربیت فرزندان این آب و خاک است چگونه میتواند امنیت ملی را برهم زند؟

معلمی که میپرسد اموال فرهنگیان در صندوق ذخیره فرهنگیان را چرا و چگونه خالی کرده اند، چگونه می تواندبرهم زننده ی امنیت ملی باشد؟

معلمی که دولت ها را به اجرای قانون فرا میخواند، چگونه می تواند زننده امنیت ملی باشد؟

معلمی که می گوید حقوق دانش آموزان باید رعایت شود، مدارس باید ایمن شوند، کودکان بازمانده از تحصیل باید به مدارس بازگردانده شوند، بر هم زننده امنیت ملی نیست.
مسئولان امنیتی باید در جای دیگر دنبال برهم زنندگان امنیت ملی باشند، چرا که معلم، ذاتاً نمی تواند بر هم زننده امنیت ملی باشد.

امروز ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ و بیستمین روز اعتصاب غذای #اسماعیل_عبدی معلم و فعال صنفی زندانی است.

۲۰ روز اعتصاب غذایی که هدفش احقاق حق است.

۲۰روز گرسنگی برای رساندن صدای بیگناهی.

۲۰ روزی که ثابت میکند: تا آزادگان زنده اند، آدمیت زنده است.

اسماعیل عبدی در این مدت نزدیک به پانزده کیلو وزن کم کرده است، و جان او در خطر است.

نزدیک به پانزده هزار معلم، با تشکیل کمپین، درخواست آزادی اسماعیل عبدی را از مسئولان سه قوه امضا کرده اند. در این درخواست امضا کنندگان گواهی داده اند که اسماعیل عبدی صرفا یک فعال صنفی است و هدفی جز اصلاح نظام آموزشی نداشته و ندارد.

این معلمان انتظار دارند که مسئولان قوای سه گانه با درایت و عقلانیت و پیش از آنکه دیر شود، از بروز فاجعه ی احتمالی پیشگیری نمایند.

*************

اعلام همبستگی اتحادیه آزاد کارگران ایران با اسماعیل عبدی

بعد از ظهر امروز ۲۴ اردیبهشت ماه جمعی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران با حضور در منزل اسماعیل عبدی، همبستگی خود را با این معلم برجسته اعلام کردند. در این دیدار جعفر عظیم زاده به نمایندگی از سوی اتحادیه ازاد کارگران طی سخنانی با تاکید بر اتحاد بخشهای مختلف جامعه برای تحقق خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی و آزادی فوری اسماعیل عبدی اعلام کرد مسئولیت هر گونه آسیب جسمانی وارده بر اسماعیل عبدی در نتیجه اعتصاب غذا، مستقیما بر عهده شخص رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه و بالاترین مقامات نهادهای امنیتی است.

سخنان جعفر عظیم زاده در همبستگی با اسماعیل عبدی

 

 ۲۴ اردیبهشت ماه  ۱۳۹٦

*************

دقایقی پیش واله زمانی آزاد شد

بدنبال بازداشت واله زمانی فعال کارگری و از اعضای سندیکای کارگران نقاش استان البرز در پایان مراسم اول ماه در مقابل مجلس، ایشان دیشب را در پایگاه هفتم  پلیس امنیت محبوس شد و صبح امروز به بازپرسی شعبه ششم دادسرای ناحیه اوین منتقل و در آنجا تحت بازپرسی قرار گرفت.
از صبح امروز وبدنبال انتقال واله به دادسرای ناحیه اوین جمعی ازیاران وی و اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران با حضور درمقابل زندان اوین پیگیر وضعیت واله و درانتظار مشخص شدن وضعیت وی بودند.

این انتظار ساعت چهارده و سی دقیقه به پایان رسید و واله زمانی در میان شادی جمع حاضر در مقابل زندان اوین آزاد شد.

 ۱۲ اردیبهشت ماه  ۱۳۹٦

*************

جعفر عظیم زاده: در سومین روز اعتصاب غذای اسماعیل عبدی

و به مناسبت روز معلم – همبسته تر باد اتحاد کارگران و معلمان ایران

جعفر عظیم زاده: در سومین روز اعتصاب غذای اسماعیل عبدی

گفتند معلمی شغل انبیاست تا هر آنچه را که میخواهند بر آنان روا دارند. گفتند بوسه بر بازوان کارگر میزنیم تا هر آنچه می خواستند در جهت منافع چپاولگرانه خویش از بازوان ما کارگران بیرون کشند.
ما کارگران و معلمان را با یک چوب تحمیق کردند و با یک چوب آتش بر هستی مان زدند. اما دیگر آندوران سپری شده است. ما در همبستگی با آموزگارانمان، مقاوم و استوار در کنار آنان خواهیم بود. اسماعیل عبدی و معلمان از جان گذشته و پر شوری همچون فرزاد کمانگر، همانقدر که به جنبش اعتراضی معلمان تعلق دارند، به ما کارگران و مردم آزادیخواه و شریف ایران نیز تعلق دارند. ما با تمام هستی مان اسماعیل عبدی را تنها نخواهیم گذاشت و دوشادوش آموزگارانمان به دفاع از اسماعیل بر خواهیم خاست و اجازه نخواهیم داد جان این آموزگار شریف و برجسته به خطر بیافتد. 

 ۱۲ اردیبهشت ماه  ۱۳۹٦

*************

واله زمانی در بازداشتگاه پایگاه هفتم پلیس امنیت تحت بازداشت قرار دارد 

حوالی ظهر امروز و پس از پایان تجمع کارگران در مقابل مجلس که به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر برگزار شد واله زمانی فعال کارگری و از اعضای سندیکای کارگران نقاش استان البرز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به پایگاه هفتم پلیس امنیت منتقل شد و امشب در این پایگاه تحت بازداشت قرار دارد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با تاکید بر حق مسلم و خدشه ناپذیر ما کارگران برای برگزاری مستقل مراسم روز جهانی کارگر، تداوم بازداشت واله زمانی را قویا محکوم میکند و  بدینوسیله خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط این فعال شناخته شده جنبش کارگری ایران است.

  ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹٦

*************

دقایقی پیش بهنام ابراهیم زاده در میان استقبال

جمعی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران از زندان آزاد شد

بهنام ابراهیم زاده پس از تحمل حدود هفت سال حبس در حالیکه جمعی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران به استقبالش رفته بودند از زندان آزاد شد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با ابراز مسرت فراوان از آزادی بهنام ابراهیم زاده، رهایی وی از زندان را به خانواده مقاوم او و جنبش کارگری ایران شادباش میگوید و بدینوسیله خواهان ازادی فوری وبی قید و شرط اسماعیل عبدی و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و مدنی می باشد.
اسماعیل عبدی امروز دومین روز اعتصاب غذای خود را پشت سر گذاشت و با توجه به لطمات جسمانی که در اعتصاب غذای سال گذشته متحمل شده است در شرایط سختی قرار دارد و باید بدون درنگ آزاد گردد.

بهنام ابراهیم زاده بعد از ظهر امروز آزاد میشود

بنا بر گزارش رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، قرار است بعد از ظهر امروز بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری و حقوق کودکان آزاد شود. ما بی صبرانه منتظر آزادی بهنام عزیز در بعد از امروز از زندان رجائی شهر هستیم. بهنام مدت هفت سال بدلیل فعالیتهای صنفی در زندان بود.

آزادی بهنام خبری مسرت بخش است. اما اسماعیل عبدی همچنان در زندان و در اعتصاب غذاست. ما بدینوسیله بار دیگر بر آزادی فوری اسماعیل عبدی و پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی پای می فشاریم و همینجا تاکید میکنیم مسئولیت هر گونه لطمه جسمانی به اسماعیل عبدی بر عهده بالاترین مقامات جمهوری اسلامی است.

  ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹٦

*************

محمد حسن پوره: ” اقدام علیه امنیت ملی”

اصلی ترین وجه مبارزات قشر تحت ظلم، معلم، کارگر، پرستار، دانشجو و دانش آموزان، تلاش برای رفع و حذف اتهامات امنیتی علیه فعالان باشد.
ابراهیم زاده، صادقی، عبدی، باغانی، عظیم  زاده و……… ، چه توانی داشتند که امنیت ملی را به مخاطره بندازند.

غیر از این است که همه این افراد مطالبه نان کردند، عبدی فریادش، درد جامعه فرهنگی بود، فرق و فقر، عظیم زاده مطالبه اش، مطالبه نان، کف مطالبه جامعه مزد بگیر، همان مطالبه ایی که مازلو در ابتدایی ترین نیازهای انسان قرار داد، می باشد.

جدی، امنیت ملی ،با یک خواسته حداقلی به خطر میفتد؟؟؟، چرا این اتهام در گردونه غارت‌های چندین میلیاردی به هیچ کس از متهمین تعلق نگرفت.

این اهرمی است در دست نظام سرمایه داری، نظامی که با محدود کردن نان دیگران به سرمایه هنگفت دست می یابد. ضرورت دارد که هر فریادی که طلب نان کرد در نطفه خفه شود و این ذات نظام سرمایه داری است، همان ذاتی که منجر به استثمار طبقه مزد بگیر می‌شود، خواه کارگر، معلم، پرستار و‌…..باشد. تلاش و اتحاد مزد بگیران برای حذف این اتهام ضرورت انکار ناپذیر طبقه مزد بگیر است، همان چیزی که عبدی در بیانیه خود خواستار حذف آن از پرونده است شد ..

 محمد حسن پوره – معلم مزد بگیر

*************

جعفر عظیم زاده: ما با به راه انداختن جنبشی بزرگ علیه امنیتی کردن

فعالیتهای صنفی و مدنی اجازه نخواهیم داد جان اسماعیل عبدی به خطر بیافتد

پنج روز از انتشار نامه اسماعیل عبدی گذشت  و تنها سه روز به آغاز اعتصاب غذای این معلم  برجسته و حق طلب  باقی مانده است. با این حال قوه قضائیه دولت جمهوری اسلامی هیچ عکس العملی در قبال به خطر افتادن جان اسماعیل و رسیدگی به خواستهای او از خود نشان نداده است. انتظاری نیز بیش از این نمیتوان از سیستمی داشت که امنیتی اعتراضات صنفی و مدنی و به زندان انداختن انسانهای بزرگی چون اسماعیل عبدیها، بخش لاینفکی از موجودیتش است.
نیازی به تاکید نیست که در سیستمی  که معلمان بدلیل فقر و تنگدستی به سرویس ایاب و ذهاب دانش آموزان تبدیل شده اند و دهها مصیبت اجتماعی دیگر از قبیل فقر و تنگدستی بازنشستگان تا غارت دسترنج  کارگران و معلمان در صندوقهای بازنشستگی، تن فروشی زنان، اعتیاد به مواد مخدر و کلیه فروشی، تا کارتن خوابی و گور خوابی و تگدی گری و واماندگی از گذران زندگی بیداد میکند جان انسانهای بزرگی چون اسماعیل عبدیها هم برای آن سیستم ارزشی داشته باشد.
اما سیمای یک جامعه هشتاد میلیونی تنها به سیستم حاکم بر آن خلاصه نمیشود چرا که در این طرف و در نقطه مقابل، صفی میلیونی از انسانهای شریف وجود دارد که اسماعیل و اسماعیلها مایه مباهات و افتخارشان است.
اسماعیل عبدی، بهنام ابراهیم زاده و دهها فعال مدنی و سیاسی آزدیخواه و عدالت طلب در بند، هیچ جرمی جز به خطر انداختن امنیت و منافع چپاولگرانه اقلیتی دزد و غارتگر مرتکب نشده اند. آنان سر سخت ترین مدافعان امنیت ما مردم ایران هستند و برای دست یابی به جامعه ای امن و آزاد و  برابر که کارگران و معلمان و بازنشستگانش دغدغه نان نداشته باشند و کودکان و جوانانش بی هیچ دغدغه ای بالاترین مدارج تحصیلی را طی کنند، در مقابل کسانی قرار گرفته اند که امنیت ملی برای آنان معنایی جز امنیت غارتگری هایشان ندارد.
اسماعیل و اسماعیلها نماینده شایسته مطالبات ما کارگران و معلمان ایران هستند. ما با تمام قوا از اسماعیل عبدی و مطالبات بر حق اش به دفاع بر خواهیم خواست و با براه انداختن جنبشی بزرگ علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی، اجازه نخواهیم داد جان او و دیگر زندانیانی که برای دستیابی به مطالباتشان به اعتصاب غذا روی می آورند به خطر بیافتد.

ششم اردیبهشت ماه ۱۳۹٦

*************

در صفی متحدانه به دفاع از خواستهای اسماعیل عبدی بر خیزیم

اسماعیل عبدی طی بیانیه مبسوطی از بند ۳۵۰ زندان اوین، اعلام کرده است در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی کارگران و معلمان و با خواست خارج کردن اینگونه اتهامات واهی از پرونده اش از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا خواهد زد.
این دومین بار است که این فعال برجسته جنبش اعتراضی معلمان و از پیشگامان اتحاد کارگران و معلمان ایران در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی طی بیانیه ای از داخل زندان اوین اعلام اعتصاب غذا میکند.
سال گذشته در چنین روزهایی بیانیه مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده از داخل زندان اوین انتشار عمومی پیدا کرده بود که در پی آن این دو فعال جنبش معلمان و جنبش کارگری ایران از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا زدند و مقامات قضائی با شکل گیری حمایتهای گسترده داخلی و بین المللی مجبور به آزادی موقت آنان و پذیرش اعاده دادرسی پرونده جعفر عطیم زاده شدند. اما بدنبال برگزاری دادگاه تجدید نظر اسماعیل عبدی عین حکم شش سال زندان ایشان تایید و این معلم  مسئول و برجسته در آبانماه سال گذشته بار دیگر بازداشت و به زندان اوین منتقل شد و جعفر عظیم زاده علاوه بر رد اعاده دادرسی پرونده اش در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به یازده سال زندان دیگر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه  محکوم و منزلش جهت بازداشت وی روز پنجم بهمن ماه سال گذشته مورد یورش مامورین امنیتی قرار گرفت.
تایید حکم اسماعیل عبدی، بازداشت و به زندان انداختن مجدد ایشان و رد اعاده دادرسی پرونده جعفر عظیم زاده و محکومیت مجدد او  به یازده سال زندان، چیزی جز یک دهان کجی آشکار از سوی نهادهای امنیتی و قوه قضائیه دولت جمهوری اسلامی به خواست میلیونها کارگر و معلم و افکار عمومی داخلی و بین المللی مبنی بر برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی نبود.
اینک اسماعیل عبدی در شرایطی که بدلیل اعتصاب غذای پارسال و لطمات ناشی از آن در وضعیت جسمانی نامناسبی قرار دارد بار دیگر میخواهد در اعتراض به امنیتی کردن  فعالیتهای صنفی و با خواست برداشته شدن اینگونه اتهامات از پرونده اش از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا بزند.
۸ روز باقیمانده به آغاز اعتصاب غذای اسماعیل عبدی بسیار حیاتی  و مهم است. بدون تردید وارد شدن اسماعیل به اعتصاب غذا جان او را بشدت در معرض خطر قرار خواهد داد و در این میان مسئولین امنیتی و قضائی همچنانکه تا کنون نشان داده اند به خودی خود با تن دادن به خواست بر حق اسماعیل ایشان را از اعتصاب غذا بر حذر نخواهند داشت.  
جان اسماعیل در گرو اعتراضات متحدانه و قدرتمندانه ما کارگران، معلمان و افکار عمومی بین المللی و داخلی است. نباید اجازه داد اقلیتی با جا زدن منافع چپاولگرانه و حفظ امنیت خود به جای منافع ملی و امنیت کشور، فعالین تشکلهای صنفی ما کارگران و معلمان را به زندانهای طویل المدت محکوم و با قرار دادن آنان در شرایطی غیر انسانی باعث اعتصاب غذا و به خطر افتادن جانشان بشوند.
اسماعیل عبدی، بهنام ابراهیم زاده و دیگر فعالین کارگری و جنبش معلمان که به زندانهای طویل المدت محکوم شده اند هیچ جرمی جز دفاع از معیشت و منزلت انسانی خود و ما کارگران و معلمان مرتکب نشده اند. آنان پیشگامان تحقق یک زندگی انسانی برای ما کارگران و معلمان هستند و نباید اجازه داد جان آنان در معرض خطر قرار بگیرد.

ما با حمایت قاطعانه از خواستهای اسماعیل عبدی و محکوم کردن تداوم سیاست امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط اسماعیل هستیم و بدینوسیله با فراخوان به کارگران و معلمان، سازمانهای حقوق بشری و افکار عمومی بین المللی و داخلی برای بر پائی اعتراضاتی  گسترده علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی، اعلام میداریم مسئولیت آغاز اعتصاب غذا و به خطر افتادن جان اسماعیل عبدی مستقیما بر عهده بالاترین مقامات امنیتی، قضائی و دولت جمهوری اسلامی است.

۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹٦

*************

به مناسبت سالروز بیانیه مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده

یکسال از بیانیه مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده گذشت. سال گذشته در روز ۲۱ فروردین ماه جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی با انتشار بیانیه ای از داخل زندان اوین اعلام کردند به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر از روز دهم اردیبهشت ماه بر علیه امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان دست به اعتصاب غذا خواهند زد. در پی صدور این بیانیه مشترک و آغاز اعتصاب غذا توسط این دو فعال برجسته صنفی، جنبش عظیمی در حمایت از آنان و بر علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی شکل گرفت که نهایتا منجر به آزادی موقت اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده گردید. با این حال اسماعیل عبدی بار دیگر از روز ۱۹ آبانماه سال گذشته زندانی شد و برای بازداشت جعفر عظیم زاده نیروهای امنیتی به منزلش یورش بردند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با قدردانی از مبارزات عدالتخواهانه اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده و ایستادگی آنان در برابر تداوم سیاست امنیتی کردن اعتراضات کارگران و معلمان، با باز انتشار بیانیه مشترک آنان از همه کارگران و معلمان در سراسر کشور میخواهد در آستانه اول ماه مه و روز معلم با خواست آزادی فوری اسماعیل عبدی، بهنام ابراهیم زاده و همه زندانیان آزادیخواه و عدالت طلب، خواهان برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های آنان و پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی بشوند.

۲۱ فروردین ماه ۱۳۹٦

*************

جعفر عظیم زاده: در حمایت از اسماعیل عبدی و همه زندانیان شریف و آزادیخواه

دور نیست روزهایی که همه انسانهای شریف را بر روی دوشهایمان از زندانها آزاد خواهیم کرد

قبل از آخرین روزهای تحویل سال نو، هر کاری کردم دستم برای نوشتن به یاد یاران در بندم یاری ام نکرد. اسماعیل عزیز، این معلم برجسته و اسطوره ایستادگی را بار دیگر به بند کشیدند. بهنام ابراهیم زاده مظهر مقاومت ما کارگران در برابر ستم را نزدیک به هفت سال است به بند کشیده اند و ارش صادقی، امیر امیر قلی، سعید شیرزاد، مهدی شاندیز، علی معزی،  علی شریعتی، نرگس محمدی، عبدالفتاح سلطانی و دهها انسان عزیز و شریف دیگر در لحظاتی که همه مردم ایران در سراسر کشور به دیدار هم می شتابند و چند روزی را فارغ از همه درد و رنجهایی که دارند میگذرانند به زنجیر کشیده اند و آنان دور از عزیزانشان در باشکوه ترین روزهای سال در کنج زندانهای کشور بسر می برند.

یاد این انسانهای بزرگ، گرامی ترین، عزیزترین و در عین حال دردناک ترین لحظه های من در عید نوروز است. 
دهه هاست اقلیتی ناچیز در این مملکت منافع چپاولگرانه خود را امنیت کشور نامیده  و شریف ترین انسانها را با این بهانه مسخره و پوچ و واهی به بند کشیده اند. این غیر قابل تحمل ترین چیزی است که میتوان تصورش را کرد.

 مشتی دزد و غارتگر با سیطره بر سرنوشت مردم یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان، دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر کارگران را تا واپسین روزهای سال نمی پردازند. میگویند کلیه فروشی انسانها برای سیر کردن شکم ایرادی ندارد. فقر و گرسنگی، گورخوابی و کارتن خوابی، تکدی گری کودکان و بزرگسالان و تن فروشی زنان در خیابانها بیداد میکند. حداقل مزد و زندگی و معیشت نزدیک به ۵۰ میلیون نفر از جمعیت یک جامعه هشتاد میلیونی را آنطور که منافع چپاولگرانه شان اقتضا میکند  تعیین میکنند و آنوقت انسانهای شریف و مسئولی همچون اسماعیل عبدیها باید در گرامی ترین روزهای سال در کنج زندانها باشند.

 آیا این وضعیت قابل تحمل است؟ آیا میشود بی سابقه ترین شکلی از فقر و فلاکت را بر مردمان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تحمیل کرد و آنوقت زبانشان را نیز برای حرف زدن و انتقاد از کام کشید؟ اگر چنین وضعیتی در طول تاریخ بشر ضامن بقا سیستمی بوده است اینجا نیز در ایران چنین خواهد شد!؟ اما تاریخ درس دیگری به همه ما انسانها آموخته است: نمیشود و هیچ کس و هیچ خدائی نیز نمیتواند هم فقر و فلاکتی بی پایان را بر مردمان یک کشور ثروتمند تحمیل کند و هم زبانشان را ببرد و آنان را در کنج زندانها به بند کشد. 

دور نیست روزهایی که ما کارگران و معلمان و عموم مردم شریف ایران، اسماعیل عبدی ها، بهنام ابراهیم زاده ها و جوانان برومندی همچون امیر امیر قلی، ارش صادقی و وکلای متعهدی همچون عبدالفتاح سلطانی و زنان برابری طلبی همچون نرگس محمدی ها را بر روی دوشهایمان از زندانها خارج کنیم.

سی ام  اسفند ماه ۱۳۹۵

*************

جلسه دوم محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد

در دادگاه شعبه ۱۰۱ کیفری ۲ شهرستان ساوه برگزار شد

ساعت ۱۲ ظهر امروز ۲۱ اسفند ماه، جلسه دوم محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد با اتهامات بر هم زدن نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه برگزار شد.

در این دادگاه ابتدا دو نفر از نگهبانان کارخانه که بعنوان شاهد از سوی وکیل کارفرما معرفی شده بودند اظهار داشتند: جعفر عظیم زاده را در محل کارخانه ندیده اند و در رابطه با شاپور احسانی راد نیز اظهار داشتند که وی از کارگران خواست تا از حق شان دفاع کنند.

سپس آقای جداری فروغی وکیل جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد با توجه به دفاعیات انجام شده در جلسه اول دادگاه، دفاعیات تکمیلی خود را ارائه و خواهان تبرئه موکلین خود شد. در این دادگاه که بمدت ۲۰ دقیقه طول کشید وکیل کارفرمای کارخانه نورد و لوله صفا اعلام کرد از جعفر عظیم زاده شکایتی ندارد. لازم به یاد آوری است جلسه اول محاکمه این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ ساوه روز هشتم شهریور ماه سالجاری برگزار شده بود.

شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده در پی اعتصاب کارگران نورد و لوله صفا در اواخر اردیبهشت ماه سال ۹۴ ، در ارتباط با این اعتصاب دستگیر و هر کدام به ترتیب پس از ۲٦ و ۱۸ روز بازداشت در سلول انفرادی و بازجوئی های متعدد با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شدند و سپس دو پرونده امنیتی و کیفری بر علیه آنان در دادگستری شهرستان ساوه تشکیل و هر کدام در رابطه با پرونده امنیتی با اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” و “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” در دادگاه شعبه اول انقلاب ساوه به ۱۱ سال زندان محکوم شدند. جعفر عظیم زاده علاوه بر یازده سالی که در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به زندان محکوم شده است پیش تر با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران نیز با همان اتهامات شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به شش سال زندان محکوم شده است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن تداوم تعقیب قضائی شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده و تشکیل پرونده های متعدد بر علیه آنان، اعلام میدارد بکارگیری شیوه های مختلف سرکوب و برخوردهای امنیتی با اعتراضات صنفی، نه تنها ذره ای از عزم و اراده ما کارگران برای دفاع از حقوق انسانی مان نخواهد کاست بلکه روز بروز بر عمق و دامنه اعتراضات ما و نفرت و انزجارمان از وضعیت موجود خواهد افزود. تشکل، تجمع، اعتصاب و سازماندهی اعتراضات سراسری حق مسلم و خدشه ناپذیر ماست و هیچ قدرتی نمیتواند توام با تحمیل بی حقوقی و فقر و فلاکت روز افزون بر ما کارگران، مانع حق خواهی ما شود.

۲۱ اسفند ماه ۱۳۹۵

*************

دادگاه تجدید نظر محمود صالحی و عثمان اسماعیلی برگزار شد

مورخ ۹۵/۱۲/۱٦ عثمان اسماعیلی و محمود صالحی در شعبه چهارم دادگاه تجدید نظراستان کردستان محاکمه شدند.قابل ذکر است که عثمان اسماعیلی در تاریخ ۹۴/۲/۸ در شهر سقز توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر و در تاریخ ۹۴/۸/۳۰ در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان سقز به ا تهام شرکت در مراسم روز جهانی کارگر به یک سال زندان تعزیری محکوم شد. عثمان اسماعیلی به رای صادره اعتراض نمود و امروز دوشنبه ۹۵/۱۲/۱٦ در شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان کردستان محاکمه شد. محمود صالحی نیز در تاریخ ۹۴/۲/۸ توسط ماموران لباس شخصی اداره اطلاعات شهرستان سقز با نیابت از اداره اطلاعات استان کردستان در منزل مسکونی خود در شهر سقز دستگیر شد. محمود صالحی در دو جلسه در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال و نیم و به اتهام عضویت در جمعیت های معارض کشور به هفت سال و نیم در مجموع به ۹ سال زندان تعزیری محکوم شد. محمود صالحی به رای صادره اعتراض نمود و امروز مورخ ۹۵/۱۲/۱٦ در شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان
کردستان محاکمه شد.

(برگرفته از صفحه فیس بوک محمود صالحی)

*************

احضار و تهدید سه نفر از اعضای هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در شهر سنندج

بعد از ظهر دیروز مامورین ستاد خبری اداره اطلاعات شهر سنندج با مراجعه به محل کار مظفر صالحی نیا و شریف ساعد پناه  از اعضای هیات مدیره  اتحادیه آزاد کارگران ایران در شهر سنندج، آنان را از شرکت در هر گونه تجمعی بر حذر کردند و به دنبال آن خلیل کریمی یکی دیگر از اعضای هیات مدیره اتحادیه را به اداره اطلاعات احضار و صبح امروز از ۹ صبح تا ۳۰/۱۲ دقیقه وی را مورد بازجوئی قرار داده و از وی خواستند تا در رابطه با عدم شرکت در تجمعات تعهد بدهد. اما خلیل کریمی ضمن دفاع از عضویت در هیات مدیره اتحادیه و شرکت در تجمعات به عنوان حقوق قانونی کارگران حاضر به دادن تعهد نشده است. همچنین علاوه بر مامورین اداره اطلاعات که دیروز به محل کار مظفر صالح نیا و شریف ساعد پناه مراجعه کرده بودند صبح امروز مامورینی نیز از اطلاعات نیروی انتظامی به محل کار آنان مراجعه و آنها را از شرکت در هر گونه تجمعی بر حذر کردند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن اعمال فشار بر اعضای هیات مدیره خود در شهر سنندج، اعلام میدارد شرکت کارگران و عموم مردم ایران در تجمعات صنفی و مدنی جزو حقوق خدشه ناپذیر آنان است و هیچکس نمیتواند کارگران را از حق خواهی برای برخورداری از یک زندگی انسانی و یا عضویت در تشکلهای صنفی بر حذر دارد.

۱٦ اسفند ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده: آقای نوبخت، اگر شما نمیتوانید به گذشته بازگردید

و ببنید چه ستمی بر کارگران کرده اید، آنان خودشان اینکار را خواهند کرد

اخیرا محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت روحانی در پاسخ به سوالات خبرنگار ایلنا پیرامون حداقل مزد سال آینده، ضمن فرار از اعلام خط فقر توسط دولت، گفته است: دولت طبق تورم حقوق کارگران را برای سال آینده تا ده درصد افزایش خواهد داد و در ادامه با سلب مسئولیت از دولت روحانی در مورد فقر و فلاکتی که در طول دهه ها و سالهای گذشته بر کارگران شاغل و بازنشسته تحمیل شده، اعلام کرده است: “ما نمی‌توانیم به گذشته بازگردیم و ببینیم وضعیت از چه قرار بوده، باز هم تکرار می‌کنم دولت خود را مقید به افزایش حقوق‌ها بر اساس نرخ تورم می داند”.

اظهارات فوق از سوی نوبخت قبل از هر چیز، بیانگر ماهیت فریبکارانه شورایعالی کار و ماهیت ضد کارگری نماینده ها و نهادهای دست ساز کارگری در این شوراست. چرا که در شرایطی که نهادهای دست ساز کارگری در حال فراخواندن کارگران برای سکوت در مورد حداقل مزد سال آینده به بهانه محاسبه سبد هزینه هستند از آنطرف سخنگوی دولت پرده از جایگاه شورایعالی کار و نماینده های دست ساز کارگری بر میدارد و با اعلام اینکه “دولت طبق تورم حقوق کارگران را برای سال آینده تا ده درصد افزایش خواهد داد” بر ماهیت دستوری بودن تعیین حداقل مزد در این شورا صحه میگذارد.

از طرف دیگر، نوبخت با حذف معیار سبد هزینه در تعیین حداقل مزد و اعلام اینکه، دولت نمی تواند به گذشته برگردد و عقب ماندگی مزدی را جبران کند، چشم در چشم میلیونها کارگری که از شدت فقر و فلاکت کارد به استخوانشان رسیده است، دارد میگوید وضعیت همینه که هست و به این معنا با گستاخی تمام اعلام میکند زندگی و سرنوشت میلیونها خانواده کارگری به مثابه اکثریت عظیم مردم ایران به ایشان و دولت روحانی ربطی ندارد.

اما جناب نوبخت و دولت اش باید بدانند: درست است که بدلیل نزدیک به چهار دهه سرکوب حق خواهی کارگران و محروم کردن آنان از داشتن تشکلهای مستقل و بویژه سرکوب سیستماتیک اعتراضات کارگری در چهار سال گذشته، کارگران ایران همین فردا صبح در خیابانها قادر به دادن پاسخی محکم به او و سیاستهای ضد کارگری دولت روحانی نیستند، اما اگر ایشان کمی فرصت کند و دور و برش را نظری بیاندازد آنوقت خواهد دید که هر روزه جای جای کشور و مقابل مجلس، صحنه دهها اعتراض کوبنده و پر از خشم و نفرت کارگران و معلمان و بازنشسته های کشوری و لشکری از وضعیت فلاکتبار موجود است که بی تردید در صورت ادامه شرایط مصیبت بار کنونی، به سیلی خروشان تبدیل و خواب را بر چشمان ستمگران حرام خواهد کرد.

نهم اسفند ۱۳۹۵

*************

علی رغم صدور ۱٧ سال زندان بر علیه جعفر عظیم زاده

به دلیل فعالیتهای صنفی، باز هم پرونده ایی دیگر و دادگاهی دیگر

*************

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد برای محاکمه به شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری۲ شهرستان ساوه احضار شدند

بر اساس احضاریه شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه، جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد می باید ساعت ۱۲ روز ۲۱ اسفند ماه در این دادگاه جهت محاکمه حاضر شوند.
این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران با شکایت کارفرمای کارخانه نورد و لوله صفا  یکبار در روز هشتم شهریور ماه در این دادگاه با دو اتهام  بر هم زدن نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی محاکمه شده بودند اما از آنجا که از سوی وکیل این کارخانه مدارک مستندی مبنی بر تخریب و آتش سوزی در کارخانه با تحریک عظیم زاده و احسانی راد ارائه نشده بود مقرر گردید تا ادامه محاکمه به جلسه دیگری موکول شود.
شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده در رابطه با اعتصاب اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ کارگران کارخانه نورد و لوله صفا که در اعتراض به عدم پرداخت ۵ ماه دستمزد صورت گرفته بود به ترتیب در روزهای بیست و ششم اردیبهشت و سوم خرداد ماه بازداشت و بر علیه آنان دو پرونده امنیتی و کیفری جداگانه در دادگاههای شعبه اول انقلاب و شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه تشکیل شد.
بر اساس حکم شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ساوه، شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” و “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” هر کدام به ۱۱ سال زندان محکوم شده اند و اینک بر اساس پرونده دیگرشان در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه، آنان  در روز ۲۱ اسفند ماه به محاکمه کشیده خواهند شد.

جعفر عظیم زاده علاوه بر یازده سالی که در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به زندان محکوم شده است پیش تر با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با همان اتهامات شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به شش سال زندان محکوم شده است و در حال حاضر زندانی بند ۸ زندان اوین می باشد که بدنبال اعتصاب غذای ۶۳ روزه ای که انجام داد در بیرون از زندان بسر می برد. احضار جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد به دادگاه کیفری ساوه در شرایطی صورت می گیرد که منزل عظیم زاده جهت بازداشت و بازگرداندن او به زندان اوین در روز پنجم بهمن ماه مورد یورش مامورین دادستانی تهران قرار گرفت.
یورش به منزل جعفر عظیم زاده و اینک احضار او و شاپور احسانی راد به دادگاه و فرا خواندن رضا شهابی به زندان، بیانگر چیزی جز تلاش برای به تمکین کشاندن این فعالین برجسته جنبش کارگری و  وادار کردن کارگران ایران به تسلیم در برابر وضعیت جهنمی موجود نیست. اما همانگونه که اتحادیه آزاد کارگران ایران بارها اعلام کرده است، چنین سیاستهایی نه تنها راه به جایی نخواهند برد بلکه طبقه کارگر ایران را بیش از پیش و به شکل تعیین کننده تری در برابر وضعیت موجود قرار خواهد داد.

۲۳ بهمن ماه ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده: رد اعاده دادرسی اسماعیل عبدی، تشدید سرکوب

هرگونه حق طلبی میلیونها کارگر و معلم در سرتاسر ایران است

خواست اعاده دادرسی اسماعیل عبدی توسط شعبه ۳۳ دیوانعالی کشور رد شد. این شعبه از دیوان، در واقع شعبه دیگری از دادگاههایی است که رسالت اش، نه رسیدگی حقوقی و قضائی به پرونده های متهمین صنفی و سیاسی، بلکه تایید هر رای ایی است که توسط بی دادگاههایی به نام دادگاههای انقلاب اسلامی بر ما کارگران و مردم ایران تحمیل شده است.

اسماعیل عبدی همچون فرزاد کمانگرها، بداقی ها، خواستارها، باغانی ها، بهشتی ها و صدها آموزگار مسئول دیگر، هیچ جرمی جز دفاع از منافع صنفی و انسانی طبقه کارگر ایران و مبارزه برای تحصیل رایگان میلیونها فرزندان خرد سال و جوانان خانواده های ما مزد بگیران زحمتکش مرتکب نشده است.

اسماعیل فرزند سازش ناپذیر و نماد اتحاد ما کارگران و معلمان ایران برای برخورداری از یک زندگی انسانیست. رد اعاده دادرسی چنین انسانی، آنهم در شرایطی که سیستم سرمایه داری حاکم بر ایران به عریان ترین شکلی در مقابل میلیونها کارگر از هپکو تا هفت تپه و کارگران شرکت نفت و پتروشیمی ها و صنایع فولاد و خودرو سازی و معادن قرار گرفته است، بیانگر چیزی جز اعلام جنگی اشکار و بی پرده به ما کارگران ایران نیست.

مگر میشود در یک جامعه هشتاد میلیونی که دارای سوابق تاریخی بلند و درخشانی از آزادیخواهی و برابری طلبی است اسماعیلها را به بند کشید، هزاران هزار میلیارد چپاول کرد، تجاوزگران به کودکان و غارتگران را آزاد گذاشت و آنوقت حقوق کارگران را تا ماهها پرداخت نکرد و در هنگامه فریاد آنان برای دریافت لقمه نانی خشک، شلاق زنی براه انداخت و گارد ویژه بر سرشان ریخت؟
تعیین تکلیف چنین درجه ای از تحمیل بربریت بر یک جامعه هشتاد میلیونی دور نیست.

*************

۱۰۰۰ کارگر و معلم و فعال مدنی در بیانیه متحدانه ای با حمایت از

عظیم زاده و عبدی، خواهان پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی شدند

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

– جعفرعظیم زاده،  ازفعالین و مدافعین حقوق کارگری در تاریخ ۵ بهمن از سوی مراجع قضایی و امنیتی به منظور بازگشت به زندان، تحت تعقیب قرار گرفت.
– ماموران امنیتی با مراجعه به منزل نامبرده با اعمال فشار روحی و روانی بر خانواده و تهدید و ارعاب فرزند ارشدش،فشار برایشان و فعالین کارگری را تشدید کردند.
– عظیم زاده که همواره دغدغه خویش را تضیع حقوق کارگر و طبقه مزد بگیرمانند معلمان اعلام نموده است ،در اردیبهشت سال ۹۵ همراه با اسماعیل عبدی ،اعتصاب غذای خود را با هدف برداشته شدن اتهامات امنیتی از پروندهای فعالین کارگری /معلمی آغاز نمود.
– پس از در دستور کارقرارگرفتن لایحه اصلاح قانون کار توسط مجلس ،عظیم زاده به همراه سایر فعالین و تشکل‌های کارگری اعتراضات خود را در قالب تجمع های مختلف اعلام نمودند که منجر به مسکوت  ماندن لایحه مذکور بطور موقت گردید ودرنتیجه با تلاش های بی وقفه ایشان و سایر فعالین، کارگری به توفیقی مهم دست یافت وتعرض سرمایه داران را به عقب راند.
– اصلاحات مد نظر درلایحه اصلاح قانون کارکه از سوی سرمایه سالارهای متکی به قدرت حمایت میشود ،عملا کارگر را به بی حقوق ترین و ارزانترین کالا در خدمت نظام سرمایه داری تبدیل میکند و شرایط فلاکت بار تری را به سطح معیشت کل جامعه تحمیل مینماید.
–  این تلاشها امنیت و منفعت سرمایه داران را به مخاطره انداخته و درنتیجه فشار بر فعالان صنفی و اجتماعی ازجمله جعفرعظیم زاده واسماعیل عبدی را بعنوان یک راهبرد اساسی جهت جلوگیری از بیداری و آگاهی کارگران  و مزد بگیران ، مد نظر دستگاههای امنیتی و قضایی قرارداده است.
– لذا

ماجمعی از فعالین صنفی معلم و کارگری و مدنی ضمن اعلام حمایت از جعفرعظیم زاده و  تلاشهای مستمر ایشان در جهت رفع اتهامات امنیتی ازپرونده های  فعالین کارگری ، ومعلمی خواستار رفع این اتهامات واهی و بی ربط از پرونده های فعالین کارگری ومعلمان شده و  خواهان آزادی بی قید وشرط آنان هستیم…

1- محمد حسن پوره  2-  رسول بداقی 3- سید هاشم خواستار 4- تهمینه خسروی 5- شاپور خسروی 6- پروین محمدی 7- ناهید خداجو 8- شاپور احسانی راد 9- شیث امانی 10- نسرین جوادی 11- فاطمه مرادی12- نسرین بهمن پور13- سارا سیاهپور 14- شهناز هاشمی 15- شهین مقامی16- زینب سپهری 17- سعید رضایی 18- محمد ساکی 19- منصورکاتوزیان 20- ناهید شریفی 21- بهرام گرگان 22- حمید پرویز 23-سکینه مرادی 24-رحمان عابدینی 25- زهرا آجرلو 26- صفیه بسیم 27- مهدی جباری 28- وحیده جوهر چی 29- افشین مبارکی 30- علی فروتن 31- اکرم نصیریان 32- النا محمدی 33- نسرین چراغی 34- پروین حیدر 35- جواد معصومی راد 36- مهین خیر خواه37- فرشته میرزایی 38- عبدالرحمان ایران نژاد 39- شهین طالب زاده 40 – عبدالرضا پاک سرشت 41- لیلا ملکی 42-ابوالفضل جلیلوند 43- محمد علی زحمتکش 44- منصوره کاشانی 45-امجد محمدی46-کاوه اورکی 47- جمال فرهادی 48-  شهربار رستمی 49- مهرداد آرامش 50- حامد صفایی 51-عادل نصرتی 52-هادی کاوه 53-شریف آخوندی 54-شرافت قطبی 55-یاور دوستی 56-فرهاد بابا سلجی 57-مراد وردی 58-محمد قطبی 59- خسرو امانی 60- قادر حسینی 61- بهرام خدری 62-مجتبی خدری 63-حسین خانی 64-محمود عندلیب 65–مریم حسینی 66- مسعود نسیمی 67-شیوا بابایی 68- منصور احسن 69-نسرین کمانگر 70–صادق پرهام 71-اشرف مدرسی 72-داود بهشتی 73- ملیحه سلیمانی 74-آرش ابراهیمی 75- سارا اشراقی76- رضا حکیم الهی 77-منصور حسن پور 78- مریم رنود 79- منصوره عرفانیان 80- حسن یوسفی 81- ناصر مرادپور 82-عدنان ویسی 83- شهناز رهسپار84- بهرام ندیمی85- فرهاد هادی86- جلال محمدی87- اصغر محمدی88- رسول قوامی89- مهناز جوپانی 90- کیومرث خدایی91- خالد چوپانی92- پوپک صفدری93- نرت جوادی94- مونا طراوتی95- حسین فریدونی96- عرفان چوپانی97-برهان ستوده98- نسترن ملاحت99- جمیل اشتیاق100- افسانه فدایی101-اکبر مدبر102- شکوفه امامی 103- هادی سلیمانی 104-  فریده محمدی 105- عبدالرحمان فتخی 106- رحمان سلیمانی107- بهمن سلیمانی 108-  امید ملایی109- فخرالدین سلیمانی110- جمال سلیمانی111- کمال سلیمانی112-هیوا احمدی11334- هیرش احمدی114- روف امجدی115- سلمان امجدی116- رزگارسلیمانی117- سامان محمدی118-شورش مرادویسی119- یداله مرادویسی120- حسن احمدی121- امید سلطان ابادی122-رحمان رحمتی123- اشکان رحمتی124- سیوان کرمی125- سیروان کرمی126- بهمن کرمی127- خیات کریم ملایی128- شیرکوپرویزی129- حامدهاشمی 130- ایوب هاشمی131- کیوان خالدی132- سامان خالدی133- صباح محمدی134- صاحب محمدی135- دانیال سلیمانی136-سیامک حمی 137- آرشام پرند 138- سیامک حمیدی 139- سیوان احمدی 140- جمیل محمدی 141-خالد سلطان ابادی142-حیدر سلطان ابادی143-مهدی رحیمی144-اوات محمدی145 – قدرت موسوی 146-عادل محمدالماسی147-نادرمحمدی148-شیرین الماسی149-الهام الماسی150-حسین خدری151-حسن خدری152-رضا محمودی153-جمشیدمحمد154-شکوفه پرویزی155-ولی لطیفیان156-سعیده محمدی157-ساکار محمدی158-یاسر شریفی159-رضاشریفی160-ازادسلیمانی161-لیلابهمنی162-رویابهمنی163-سمیه شهریسوند 164-شکوفه جعفری 165-عثمان فتاحی166-هانیه سهرابی167-فرج اله غلامی168 -اسفندیار پوریا 169-رعنا سمیعی170-وحید یوسفی171-پارسا فروغی172- شهریار عظیمی 173-آهو محدثی174-ثریا پاک نهاد175-شیرین محدثی176-کیوان پویا177-شهرام غفاری178-نورالدین سبحانی179-نوید زرین کمر180-شهاب یصربی181-هدایت ذوقی182-اختر لطفی183-سهیلا اردلان184-خبات لطفی185-عنایت بهرامی186-یاسر بهاری187-عارف تیمن188-انسیه خرمالو189-شوقیه زارع190-احسان لهراسبی191-رشاد آورزه 192-محسن نباتی193-مجید نباتی194-قدسیه خدیور195-محبت رحمانی196-آسیه فلاحت 197-نسیم فاطمی198- شاهرخ عدالت199- فاطمه چهاری200- رستم فارابی201- حیران اقایی202- نسترن مدیر203- یاسین نعمتی204- هوشیار گرجی205- سامان گرجی206- ادیب هنرمند207- یدالله نوروزی208- جلال آراسته 209- رویا آراسته210- شاهین رحمتی211- بدیع نوری212- حامد رحمتی213- علیرضا شریفی214- فرح حدادی215- نسیم شریفی  216- نسترن مدیر 217- یاسین نعمتی218- هوشیار گرجی219- سامان گرجی220- ادیب هنرمند221- یدالله نوروزی222- جلال آراسته 223- رویا آراسته224- شاهین رحمتی225-  بدیع نوری226- حامد رحمتی  227- علیرضا شریفی228- فرح حدادی229- نسیم شریفی230- زینب آقایی231- حسین فتحی232- اوات مبصری233- سارا آذرگشسب 234- لیلا عظیم زاده235- فرح حاتمی236- شهریار طوفانی237- حدیث شجاعی 238- نسرین شجاعی239- خسرو پرند240- صدیق مبصری241- نادر عدالت242- عدنان پرهام 243- فرهاد خدادادی244- نوری شیبانی 245- حسن محبی246- فاروق حسینی247- اسعد پناهی 248- آزاد پناهی249- پدرام قربانی 250- عادل فدایی 251- سلیم مدرسی252- فریاد برهانی253- مهتاب برهانی254- لیلا اراسته255- هوشمند شجاعی256- خالد عنبی257- برهان قداست258- نعیم اخوندی259- احمد دیوارگر260- بابک نوری261- یاسین نوری262- فهمیه اردلان263- حیدر فخاری264- مظفر شرافت265- شریف بهارلو266- فرخنده قربان267- مهین کاظمی268- زیبا عطاری269- اسکندر مختاری270- محمد کاظمیان271- فاطمه سرلک272- بابک اسماعیلی273- حبیب عزیزی274- منیژه آزادی275- معصومه الهی276- پروین ذبیحی277- حسین شاهپری278- رحمان بیگی279- تقی نوربخش 280- مریم حق شناس281- نسرین چیت ساز282- رضا همتی 283- نیوشا منطقی284- اسد براتی285- مختار آریا 286- پرهام سروش 287- مستوره ندیمی288- بهنام صدیقی289- آرش فداکار290- نسرین محبی291- اردشیر غفاری292- اردوان غفاری 293- شیدا مدبر294- آرزو شیدایی295- محبوبه توانا296- یاور بهمنی297- عبدالله تورانی298- مازیار حسنی299- مهرداد صدارت300- عطا الله یوسفی301- شهرام صادقی302- محسن براتی303- پروین کرامتی 304- ماهان مبصری305- نیوشا بهرامی306- بهمن داداشی307- سارا محسنی308- شراره فخاری309- تیمورخرسند310- ماریا پورعلی311- رامین رستگار312- شهره مهریاری313- احسان محمدبیگی314- منیره کاظمی315- ارسلان شریفی316- رسول جمشیدی317- حسین محمدنژاد318- کامران پسند319- خیرالله لطفی نژاد320- زهره رستمی321- امید زمان زاده 322- کتایون خجسته323- ناهید سلیمانی324- مهراب زمان زاده325- پوریا خرسند326- مهسا خرسند327- ایرج خرسند328- حمیرا رمضانی329- محمد جواد محمدی330- کریم ایراندوست 331- سهراب ظفرمند 332- حنانه کرمی333- امیرمسعود مجد 335- تقی رمضانی336- سالار حکیمی337- میترا مرادزاده338- شهرام نامدار339- مهرداد محمدبیگی340- بهنام محمدنژاد 341- منصور رستمی342- آزیتا پورعلی343- فرزاد نظریان344- بهروز قربان زاده 345- سیاوش پور بابا346- فرشید هکی347- علی رضا علم شاه بیگی348- نرگس محمدیان349- اشرف مسعودی350- فرنوش احمدی351- احترام شکوری352- آفاق شکوری353- مستانه آژیر354- مصطفی موسوی355- اقدس موسوی356- اشکان کاوه357- پروانه آشتیانی358- غلام حسنی359- ایرج رستمی 360- نعمت آریا361- فریدون مرادی362- مهناز فرخی 363- شهناز فرخی364- بهاره کاوه365- زیبا  فرهمند366- محمد فرهمند367- الهه شوقی368- نوید صارمی369- حدیث صارمی370- توران فرهمند371- فریباصارمی372- صابر کریمی374- مینو کیخسری375- مهرنوش  حیدزاده 376- رحیم امیری377- فاطمه سلیمانیان378- علی پیروز379- گودرز شفیعیان380- جلیل رحمانی381- افسانه قربانی382- زاهد قربانی383- سردار رحمانی384- خلیل رحمانی385- سعدی قربانی386- عبد الله رحمانی387- جعفر شادی388- سالار محمدی389- عثمان شادی390- سیف الله شادی391- ادریس شادی392- سیروس شادی393- برهان امینی394- مرتضی سیدی395- رئوف قربانی396- مهرداد قربانی397- ابولحسن  قربانی398- علی فتحی399- عبدالله قربانی400- نظیر قربانی401- حسن قربانی402- حسین قربانی  403- یدر قربانی404- الیاس قربانی405- محمد قربانی406- مظفر قربانی407- دانا کریمی408- جهانگیر کریمی409- فتح الله کمانگر410- یدالله کمانگر411- عبدالله یوزی412- آرمان قربانی413- فرشاد شادی414- سلام قربانی415- شورش خاطری416- تیمور قربانی417- عباس محمودی418- ابراهیم قربانی419- سیروس شاپوری420- حشمت فرستاده 421- على کامياب422- قربان پوره423- علی پوره424- محمدحسین بیات425- منصور بیات426- رسول بیات 427- کریم مهدوی428- کریم سرلک429- احمد توکلی 430- محمود گودرزی431- احمد پورمند432- عباس میر امینی433- حمید میرزایی 434- احمد جان بزرگی435- بهمن پهلوانی436- زهرا قاسمی437- علی رضا سالاروند438- عباس ساکی439- محسن ساکی440- حجت نصیری441- ناصر رمضانی442- ناهید خلیل نژاد443- نوراله برخوردار444- محمد خاکساری445- علی لکی زاده 446- حیدر قربانی447- ادریس قربانی448- الیاس قربانی449- حسن قربانی450- گلاله قربانی451- ثریا قربانی452- زهرا قربانی453- ارش محمدی454- یونس کریمی455- نصرالله اسیابی456- راحله ذوقی 457- حسین محمد زاده458- حشمت مرشد لو 459- درخشان فعا460- حسین رضایی461- جوانمیرمرادی462- فوزیه خالصی463- پرویز الهیاری464- گوهر الهیاری465- حشمت امیری466- رضا حق نظری467- محبوبه هرباسیان468- محسن هرباسیان469- بهرام علیزاده 470- امین رحیمی471- ایرج سرلک472- محمود لونی473- نورمراد نظری474- نادر عبدالوند475- بهمن جودکی476- غلامرضا محمدی477- اکبر قاسمی478- مجید جوادی479- پروین ذبیحی480- شکوفه امامی 481- منصور فیروزکوهی 482- جلال موسوی 483- عبدالله خرم( ماها)484- مسعودنظر485- عشرت بسنحانی486- حسین دانشوران487- علی سطوتی قلعه488- نگار مسعودی489- سما آوریاد490- محمدکریم آسایش491- واله زمانی492- سهیلا ممتحنی493- لادن کرمی494- سمانه محبی495- حسن اعظمی496- شادی عروجی499- فرزانه زهدی500- آرمان نقشی501- بهروزنقشی502- احسان پیام503- داریوش فدوی504- نسترن آسایش505- حمید رویگری506- نازیلا آسایش507- سروه فرخی508- مظفر فرخی  509- کاوه تابان510 -فریدون بلاغت511- هیوا درخشنده512- سارا معتمد513- قربانعلی معتمد 514- محمدتورانی515- شاهدعلامی516- تراب احسن517- شرافت احسن518- وحید احسن519- یاوردانش520- مستانه فدایی521- شریف صدیقی 522- لاله براتی523- شادی قنواتی524- مارال هادی 525- پوران صداقت526- هاشم صداقت 527- شیوا صداقت528- مصطفی هادی529- پیمان روشن530- عزت دولت آبادی 531- سردار شمس آوری 532- پروین توکلی533- آرمان نقشی534- مجیدجعفری535- فاطمه علیزاده 536- غلام ساکی537- محمد حسن پودینه آقایی538- صمد پورمند539- علی لک 540- محمود هیودی 541- محمود رمضانپور542- حاجی رضا میرزایی 543- محمود بسحاق 544- ولی قاسم زاده 545- محمود حسینی546- سهیلا مقدم 547- جمشید زمانی 548- حسین عجمی549- غلامعباس کریمی 550- محمود اسدالهی551- غلامعباس اسدالهی552- حسن دهفولی553- سکینه باقری معلم باز نشسته554- سپیده باقری دانشجو555- بهاران باقری دانشجو556- یداله باقری557- کمال کریوند558- مجید زارعی 559- ولی کوهشاری560- فرج زارع561- حبیب ورمزیار562- مصطفی ساکی563- مناف ساکی564- عبدالرحیم ساکی565- حسین مددی566- محمد تقی فراهانی567- حسین واشقانی فراهانی568- معصومه خلجی569- فرح گودرزی570- روح اله مهدی پور571- محمدعلی الهی572- اسرا پاکزاد573- کبری خوند 574- مرتضی خلیلی575- نادر زند576- حسین میر امینی 577- محمد گرجی578- امیر علی عیسوند579- تیمور بهمنی580- خدیجه کلهر581- زهرا بهمنی582- معصومه حسن آبادی583- خیرالله درویشی 584- عزت الله هنرمند 585- نادره حق جو 586- عزیزالله حق جو 587- حجت ورمزیاری588- سیف الله صادقی589- حمید لک 590- سعید لکی 591- حجت الله لکی592- تقی غلامی593- الناز غلامیان594- اسدالله يونصفهاني595- پژمان خالديان596- سيروس محمد زاده597- آرمين قيم اماني598- اميد اصفهاني599- حبيب اله اميري600- سيروان زارعي601- جمال احمد زاده602- بهزاد محمدي603- شيركوه محمدي604- زانيار سيفي605- سيد اميد نوري606- آرمان ساعد پناه607- رحيم جوانمردي608- خليل سيفي لاله609- شهاب خالديان610- نورا صفي زاده611- پرستو حيدري612- فرهنگ نادري613- نادر سليمان614- كوهستان خالديان615- هاوژين مباركي616- صبا موسوي617- رضا رشيدي618- سحر اقا خاني619- شادمان كريمي620- ناصر ناصر آبادي621- فرزاد شيري622- فرهاد شيري623- افسانه عظیم زاده 624- شهرام بهرامی625- انسیه مکتوبی626- محراب ایازی627- عطااله بهرامی628- باران دشتی629- فریبا خرسندی 630- الهیار بهشتی 631- قاسم علیخانی632- ثریا محمودی633- شکار روشنکار 634- هدیه ایازی 635- شهرام آقاسی 636- دلارام رستمی637- حمیرا نقاس 638- هیوا رستمی639- مهدی نقاش640- نعمت خداد641- فاروق افراشته642- مسعود خدیور643- هاشم رستمی644- صادق خوش رفتار645- ابرهیم شاه پسند 646- غلام مومنی647- بهرام عطایی648- فایزه قداست 649- نرمین شاهویی 650- یوسف محرمی651- نوید قاسمی  شاهرخ مددی652- افسانه مددی 653- نسرین مدبر654- مهدی نوبری 655- بیان عدالت 656- شهناز دشتی 657- محرم طالبی 658- علی طالبی 659- سراج خدادوست660-  ناصر برهانی661- محترم چراغی662- مریم وطن دوست663- یاشار منطقی664- حمید بهمنی665- زینب محسنی666- محمد نادری667- نریمان الیاسی668-  نطیفه یاری669- احسان خدابنده 670- مهدیه بداقی671- مریم محمدی672- محمد دهقانی673- سهیلا مرادی674- احمد خدابنده675- ناصرخسروی676- آرش سیف677- اکبریزدی678- حسین میر بهادری679- صادق رضایی680- صادق رضایی689- مرضیه دورود 690- پیر مراد نظری691- محسن میر نظیری692- حمید لک693- اسماعیل حموله 694- محمودرضا ستوده 695- حسن فلاحی696- کریم جان بزرگی697- سودابه میر نظیری 698- کبری قدیمی699- رقیه حق دادی 700- سارا پیر مراد701- تقی سگوند702-  سامان بیرانوند703- رضا بیرانوند 704-  ارسلان طالبی پور705- رضا شفیعی706-  خیرالله میرزایی707-  امیر مرادی بیجار708- رضا روحی709-  نزهت نیستانی710- دلشاد مجیدی711- نگار نوری712- سهیلا مرادی713- احمد خدابنده714- ناصرخسروی715- کاظم قربانی716- قباد صفایی مقدم717- هادی نوری718- احمد صفایی مقدم719- بشیر نوری720- محمود رمضانی721- فواد محمدی722- شاهد صادق723- احمد قربانی724- فاتح قربانی725- فیروز قربانی726- سعیده قربانی727- عرفان شاکری728- ابوبکر قربانی729- بهمن قربانی730- امید شادی731- رحمان پشابادی732- مریم جلالی733- مهین زینبی734- شیوا الهی735- لیلا زاهدی736- پریسا کشوری737- حمید جعفری738- خسرو زرگریان739- احمد صبوری740- علی سجادی741- رحیم عبدی742- شیرکو عبدی743- خالد امینی744- فایق سلیمی745- برهان سلیمی746- جلیل فتحی747- منوچهر فتحی748- شیدا رحیمی749- عیسی پرویزی750- عادل پروین751- علی پروین752- بختیار محمدیان753- سعدی محمدیان754- کامیل محمدیان755- شب گیر حسینی756- رحمان رستمی757- شورش قیومی758- بهمن قیومی759- سحرشیری760- رامین سلیمانی761- خالد محرابی762- شفیع الماسی763- یزدان محمدی764- محمد مفاخری765- عادل زارعی766- ایوب ولی زاده767- زهرا کارورزی768- خالد جوانمردی769- جبار الماسی770- سیامک حبیبی771- وریا غفوری772- کیوان قبادی773- حمید رشیدی774- صادق محمدی775- قیاس کولیوند776- میلاد پورعزیزی778- الیاس کیانفر779- رضا جایدری780- ایرج سعیدی781- آرمان ساعد پناه782- ملیحه کیانوش783- معصومه کشاورز784- سامان صادق785- زانیار ملایی786- مریم براتی787- منوچهر اکبری788- فاطمه باید رحمت789- مسلم سیدی790- مومن سیدی791- پیمان احمدی نیاز792- مینو تواضعی793- سید محمد مجیدی794- سیروس کریمی795- امبر عطاری796- اسوه قلی زاده797- مهدی گنجه ای798- زهره عشایری799- مریم عشایری800- خلیل عشایری801- خالد دادرسی802- مهدی دادرسی803- هادی دادرسی804- عیسی باسامی805- مهدی شفیعی806- هیوا اتشبار807- رزگار  اتشبار808- کمال ابراهیم809- فرهاد باسامی 810-  محمد  شریف 811- جلال شریف812- محمود شریف813-  جمشید عشایری814- رضا عشایری815- کمال عشایری816- سونا مروت817- شاهو شاهمرادی818- علیرضا شاهمرادی819- مظفر احمدی820- غلام محمدی821- اقبال محمدی822- ماهرخ سار مروت823- مسعود مروت824- مهدی زولفی825- مهدی رمضانزاده826- کیوان شکری827- الناز کاشف828- مخمد صدیق نوری829- نرگس نوری830- آبتین رضایی831- سودابه تبریزی832- حسین ترکاشوند833- نوید رضایی834- احسان محمد خانی835- نرگس درودیان836- کیوان مرادی837- دنیا مرادی838- حبیب الله مرادی839- سارا صالحی840- سمانه خاکپور841- اسفندیار باجلانی842- حسین باجلانی843- فواد باتمانی844- بهنام باتمانی845- فوزیه مروت846- خسرو اسدی847- الهام زمانی848- علیرضا رحیمی فرد849- الناز جولانی850- مریم جولانی851- فتانه عباس زاده852- صدیقه عباس زاده853- مریم طاهری854- محسن فتاحی855- ساناز شفیقی856- سینا پاکزاد857- سارا پاکزاد858- هادی عبدالهی859- محمد صدیق پرورش860- انور مرادی861- صلاح الدین شگرف862- نامدار حیدریان863- وریا احمدی864- سحر ساعدموچشی865- ثریا امینی866- احمد طاعتی867- امید خیر اندیش868- حسن خدا مرادی869- حبیب الله کریمی870- فواد امیدیان871- محمود لطفی872- محمود محمدی873- شهریارمحمد پناه874- ژاله ثروتمندیار 875- ایران زمانی876- مهدیه خطیری877- مینا مرادی878- مسعود نوری879- عزیز محمد حسنی880- ریزان بهرامی881- شادی بهرامی882- فریدون صدیق وزیری883- سید امید صلواتی884- میلاد زندی885- رویا ملک نژاد886- فرشاد تیموری887- امیر فیض اللهیاری888- توفیق ساعدی889- افشین رضایی890- بهزاد بی نیاز891- محمد رعوف مرادی892- حبیب الله کریمی893- بهرام بدرکرده894- ماشالله صمدی895- عماد تیموری896- خلیل محمدی897- غفار پرویزی898- محمد حسن رحمتی899- اشرف قربانیان900- رضاعلیخانی901- لادن ابراهیمی902- سودابه بهمنی903- لطیفه یونسی904- مریم شباب پور904- اقبال قاسمی905- پویا رشیدی906- اسدالله حسینی907- جمال معرفت908- زاهد کریمی909- سید نجم الدین صالحی910- محمد بهمن دستخوش911- ناصر گودرزی912- فرزاد حسنی913- فایق ارشدی914- شفیع مرادی915- طهمورث برازی916- محمد ناصر خانزاده917- دانش یوسفی918- احمد ساعد موچشی919- عیسی نگهدار920- پیمان اندرزا921- علی امجدی922- محمد کریم داوود پور923- رشید کاکایی924- عباس خدارحمی925- نگار ارشدی926- جمشید شریعتی927- سید علی صالحی928- بهاالدین حبیبی929- خالد صید مرادی930- محمدسیف پناهی931- رضا ضیائی932- حمید سلطانیان933- عابد حسین پناهی934- طارق شیخ الاسلامی935- فرهاد ویسانی936- سعیدباقری937- مرید سازور938- محبوبه فرحزادی939- شریفه اقبالی940- مصطفی برخوردار941- فاتح رسول زاده942- طراوت نیایش943- فریدون افراشته944- حسین مدبر945- قاسم کمانگر946- صالح شهیدی947- رعنا شهیدی948- علی اکبر مهدی پور949- میترا مهدی پور950- عرفان رستمی پور951- کیا علیزاده952- نجمه اسدی953- کیوان اسدی954- منصور خانی955- مرتضی حسنی956- پیمان محمدی957- عبدالله محمدی958- مصطفی محمدی959- سروه محمدی960- سیران کریمی961- سونیا بهرامی962- ریزان سوره بومه ی963- پیمان سوره بومه ی964- علی اکبر مروت965- بصیره قوامی966- سلامه قوامی967- محمد قلری968- یونس قلری969- سمانه لطفی970- آمنه لطفعلیان971- نرگس محمدی کانی سواران972- شیلام محمدی کانی سواران973- زهرا زمانی دادانه974- سونیا حاتمی975- علیرضا رحیمی976- پویان علیخانی977- حسین زمانی دادانه978- فرخ لقا بهرامی979- مهدیه سیاه منصوری980- فرشته خبازان981- اکبر افراسیابی982- لیلا بور بور983- عبدالکریم منشاد984- عباس مهریزی985- فریدون شمس986- زیبا ابطحی987- طاهره حاجی988- ثریا فولادوند989- سعید کرد بچه990- محمد عظیم بارونی991- لیلا نجم992- نرگس زهتاب993- روح الله فرج زاده994- نحید تاجیک995- مرتضی شیبانی996- ویدا کلهر997- محمد نوید میرزایی998- حامد قصابان999- هادی صالح پور1000- مدینه جوادی1001- کیامرز سادات جوادی1002- اسدالله لطف پور1003- منصوره فرح زادی1004- عنایت وثوقی

 
جمعی از معلمان و کارگران:

بدینوسیله  با سپاس و قدردانی از کارگران و معلمان و فعالین مدنی که بیانیه حمایتی از جعفر عظیم زاده و  اسماعیل عبدی را امضا کردند، امید آن داریم تا  این حرکت اعتراضی متحدانه در ادامه اعتصاب مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده، راه را بیش از پیش برای اتحاد معلمان و کارگران و دیگر مزد بگیران زحمتکش باز کند.  تلاش برای پیوستن تعداد هر چه بیشتری از کارگران و معلمان به یک بیانیه مشترک، آنهم  بدون فراخوان سازماندهی شده و بدور از  رسانه ای کردن گسترده آن در سایتها و خبرگزاریها در مدت 48 ساعت، اولین تجربه جمع کوچکی از ما معلمان و کارگران بود. ما با پایان این تلاش 48 ساعته و در تداوم حرکت خود برای پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی، این بیانیه را در سایتها و خبرگزاریها منعکس و افکار عمومی را در جریان اعتراض متحدانه خود قرار خواهیم داد.

*************

نامه جمعی از کارگران جنوب کرج در محکومیت تلاش برای دستگیری جعفر عظیم زاده

بادرودبه کارگران مبارز ایران، دستگیری و زندانی کردن نمایندگان واقعی کارگران، ستمی مشخص به حقوق همه ی کارگران ایران. بنابراین، ما از مقامات قضایی و دادستانی می خواهیم، دست از تهدید و تعقیب نمایندگان حقیقی کارگران بر دارد، و یورش به منزل جعفر عظیم زاده را محکوم مینماییم، و این تحرکات را عملی غیر از دشمنی با منافع کارگران نمی دانیم. اگر بجای حمله و هجوم به فعالین کارگری، که خواسته ای غیر از مطالبات کارگران دنبال نمی کنند، تلاش کنید تا حقوق میلیونها کارگر که چند برابر زیر خط فقر بسر می برند، متناسب با تورم و هزینه خانوار گردد، قراردادهای موقت ضد کارگری لغو شود و قراردادهای دائمی جایگزین گر دد، بهره کشی  بشکل دوران برده داری را  از دوش کارگران بر دارید، نمایندگان واقعی کارگران را در شورای عالی کار بگمارید، تشکل های مستقل کارگری را به رسمیت بشناسید، نظارت بر صندوق سازمان تامین اجتماعی که متعلق به کارگران است، به خود کارگران بسپارید تا از دستبرد،غارتگری چون سعید مرتضوی محفوظ بماند.ثروت و دارایی چپاول شده کارگران را به سفره شان برگردانید، کودکان کار رابه جایگاه واقعی شان که پشت میز مدرسه است برگردانید، مسببین این سرایت اسفناکی را به پای میز محاکمه بکشانید.

جمعی از کارگران جنوب کرج. ۱۵ بهمن ۹۵  

*************

بازداشت و زندانی نمودن کارگران و معلمان را قویاً محکوم مینمایم

در آستانه تعیین حداقل دستمزد کارگران در سال ۹۶ ما کارگران در کردستان، اقدام حاکمیت و قوه قضاییه را که در روز ۵ بهمن‌ماه ۹۵ به منزل آقای عظیم زاده جهت دستگیری ایشان هجوم نموده‌اند قویا” محکوم مینمائیم .

چنین اقدامی را نه درمورد اختلاس گران، رانت خواران و مفاسد اقتصادی، بلکه علیه انسان های آزادی خواه و فعال‌ کارگری همراه با رعب و تهدید خانواده های آنان بکارمیگیرند.

مجریان و تحمیل کنندگان چنین شرایط فلاکتباری برمیلیونها کارگر و مزد گیر این جامعه، برای سودبیشتر و حل بحرانهای خودساخته شان، قصد ادامه تحمیل زندگی چندین‌ برابر زیر خط فقر برای کارگران ایران را جهت سال ۹۶‌ تدارک دیده اند.

سرمایه داران و حکومت حامی آنان، آقای جعفرعظیم زاده مدافع پیگیر بالا بردن سطح دستمزد ها و تلاشگربهبود شرایط زندگی مزدبگیران و فعال جمع آوری طومار چهل هزار امضاء و نماینده شاکیان علیه فسادمالی در سازمان تامین اجتماعی در دولت قبلی، را تهدیدی برای امنیت وچپاول های خود میبینند.درنتیجه جهت دستگیری ایشان با پرداخت هر هزینه ای اقدام‌ مینمایند.

اینان سخت در اشتباهند ونمیدانند که این جنبش اعتراضی کارگران است که چنین رهبرانی را به جلوی صحنه اجتماعی میراند. این اعتراضات بی وقفه از سفره خالی ما کارگران و آمار خودکشی های بیکاران و این همه نابرابری ها که درجامعه هر روز جریان دارد مایه میگیرد. و تا این شرایط مشقت بارادامه داشته باشد، امثال آقای عظیم زاده صدای اعتراضی این وضعیت اند وخاموش شدنی نیستند.

اقای عظیم زاده صدای اعتراضی ما کارگران و مدافع پیگیر حقوق کارگران است.

ما کارگران تلاش این انسان خستگی ناپذیررا ارج می نهیم. شرایط ما کارگران دیگر با این وضعیت غیر قابل تحمل و فلاکتبارکنونی، فرق چندانی با شرایط حبس و زندان ندارد. ما کارگران ایران از هیچ‌ تلاش و کوششی جهت ارتقاء دستمزدها، احیای حقوق پایمال شده خود و تلاش برای ایجاد وگسترش تشکل های مستقل کارگری دریغ نخواهیم کرد همچنانکه هر روزه شاهد چندین تجمع و اعتراض و اعتصابات کارگری برای دستبابی به مطالباتمان هستیم.

ما کارگران اجازه نخواهیم داد که براحتی کارگران را زندانی نموده و به حبس بکشید. قوه قضائیه و مسئولین امنیتی مطمئن باشند که در مقابل ادامه این فشارها بر فعالین کارگری ساکت نخواهیم نشست. و جهت ارتقاء دستمزدها وایجاد تشکل های کارگری مبارزه خواهیم نمود و کارگران زندانی را آزاد خواهیم کرد.

زنده باد مبارزات کارگران ایران

اعضا هیت مدیره و کارگران عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران درکردستان

جمعی به نمایندگی ازکارگران اخراجی کارخانه نساجی کردستان

جمعی به نمایندگی از کارگران اخراجی کارخانه پرریس سنندج

جمعی به نمایندگی ازکارگران کارخانه شاهو سنندج

۱۲ بهمن ۹۵

*************

جوانمیر مرادی: هزینه زندانی کردن مجدد جعفر عظیم زاده بسیار سنگین تر ازبار اول خواهد بود

روز ۵ بهمن ۹۵ مأموران دادستانی به قصد بازداشت جعفر عظیم زاده به منزل وی یورش برده و برای یافتن او تمام منزل و حتی انباری را در مقابل چشمان مضطرب همسر و پسر کوچکش به شیوه های معمول پلیسی خود که سرشار از وحشت آفرینی است، بازرسی کرده اند.

جرائم عظیم زاده که در دو پرونده مجزا اما به اتهامات کاملا مشابه در دو شعبه دادگاه و در دو شهر، یکی تهران و دیگری ساوه مورد رسیدگی قضائی قرار گرفته و او را مجموعا به ۱۷ سال زندان تعزیری محکوم کرده اند، از این قرار هستند؛ اقدام علیه امنیت ملی، اخلال در نظم و تبلیغ علیه نظام. اما از عجیب ترین مصادیق این اتهامات بشنویم: در پرونده شعبه ۱۵ تهران یکی از مصادیق اتهامات جعفر، شکایت به نمایندگی از هزار کارگر از دزدی و اختلاس سعید مرتضوی در زمان تصدی ریاستش بر سازمان تأمین اجتماعی است! مرتضوی درسال ١٣٨٨،باحکم رئیس قوه قضائیه به سمت معاون دادستان کل کشورمنصوب اما مدتی بعد،ازاین سمت برکنارشد. محموداحمدی نژاد،رئیس جمهوری سابق، اورادرهمان سال به ریاست ستاد مرکزی مبارزه باقاچاق کالاوارز ودرسال ١٣٩٠ به ریاست سازمان تامین اجتماعی منصوب کرد. درارتباط باتخلفات درسازمان تامین اجتماعی مرتضوی به پرداخت ٤٦ میلیون تومان رد مال ویکسال حبس که ششماه آن تعلیقی است محکوم شده است. اما در آخرین دادگاه، قاضی او را به اتهام برداشت از اموال سازمان تامین اجتماعی وتصرف اموال عمومی وبیت المال به ١٣۵ ضربه شلاق تعزیری محکوم کرده است.کسی که این همه جرم فقط در زمینه اختلاس و دزدی از اموال کارگران دارد، دادگاه او را آزاد و حتی دارای استحقاق داشتن بادیگارد مسلح رها می کند و به اجبار زیر فشار افکار عمومی وی را تنها به تحمل ۱۳۵ ضربه شلاق محکوم می کند، اما جعفر عظیم زاده که از او به خاطر چپاولش از دسترنج کارگران شاکی می شود را به ۶ سال حبس محکوم می کند!

در دادگاه ساوه، بر مبنای شکایت بزرگترین بدهکار سیستم بانکی، دارای پیشینه ده ها سال چپاول که مهر ماه سال ۸۵ مدال افتخار مفسد اقتصادی بودن به گردنش آویخته شد، از پیمانکاران قدیمی شرکت ملی گاز که در آن دوران اقدام به پرداخت رشوه وگردش غیرقانونی وجوه درسیستم بانکی برای دریافت وام شده بود وبا داشتن پرونده فساد اقتصادی و پرداخت رشوه ازتاریخ ۲۷ تیر ۸٦ به مدت سه سال عضو اتاق بازرگانی صنایع ومعادن ایران وایتالیا نیزبوده است.ازبدهکاران سنگین بانک پارسیان بوده وهست وبااخذ وامازاین بانک مبلغ ۲٩٣ میلیارد تومان ازوجوه خود بانک برای خرید بانک هزینه کرده است! کسی که تیرماه ۸۸ به اتهام پرداخت رشوه به مبلغ ٩ میلیارد به همراه دونفردیگربه تحمل ٣ سال حبس تعزیری محکوم شد امابه دلیل فقدان پیشینه کیفری (عجب!! چرافاقد پیشینه کیفری؟ چون نام های دیگر این چپاولگران، کارآفرینان و سرمایه های مادی و معنوی ملی هستند!)،دادگاه تجدیدنظرمجازات حبس آنان رابالحاظ بند ۵ ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی هریک به پرداخت مبلغ ده میلیارد ریال جزای نقدی وضبط وجوه پرداختی رشوه محکوم کرد .کسی که هم اکنون ۱۵۵۰ میلیارد تومان به ۵ بانک بدهکار است، جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد بازداشت، محاکمه و به ۱۱ سال زندان محکوم گردیده اند.

کسانی که خود دارای پرونده های دزدی هزاران میلیاردی هستند و همین امروز هم از چپاول دسترنج کارگران دست بردار نیستند، نزد دستگاه های قضائی دارای قدر و احترام وافر هستند و با اشاره آنها انسانهای شریفی چون جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد که به کارگران تاراج شده مشاوره داده یا دزدیهای دزدان را رسانه ای کرده اند، به حبس های طولانی مدت محکوم می کنند تا ده ها میلیون انسان کارکن و محروم جامعه را از حق خواهی منع کنند.

اما جنبشی که رهبرانی مانند جعفر عظیم زاده را خلق کرده دیگر خیال باز ایستادن را ندارد. غولی که در خواب است شاید بتوان دوره خوابش را طولانی کرد، ولی آنگاه که بیدار شده دیگر نمی توان دوباره به خوابش کرد. اگر طی یک سال گذشته با بیانیه مشترک جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی جنبش طبقه کارگر توانست جنبشهای اجتماعی و آزادیخوانه دیگر را به خود نزدیک کند و چه در داخل و چه در سطح جهانی باعث شکل گیری حرکتی متحدانه گردید و همچنان خواست منع تعقیب فعالین همه عرصه های اجتماعی بر بنر اکثر اعتراضات نقش می بندد، مطمئنا با ادامه بازداشتها و زندانی کردن کسانی چون جعفر عظیم زاده، حرکتهای جاری به سیل های خروشانی تبدیل خواهند شد که هیچ سد و مانعی جلودارشان نخواهد بود.

۹ بهمن ۹۵

*************

ناهید خداجو: در صورت بازداشت و  زندانی کردن جعفر عظیم زاده، لحظه ای ساکت نخواهیم نشست

اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده نماد اتحاد ما کارگران و معلمان هستند، اسماعیل را به بند کشیدند و اینک مامورین دادستانی تهران با یورش به منزل جعفر عظیم زاده در صدد بازگرداندن او به زندان هستند.

۸۴٦
۳۸ سال است بدون وقفه در حال تعرض به زندگی و هستی ما کارگران هستند اما آیا با تهدید و ارعاب و بازداشت نماینده های ما کارگران توانسته اند مبارزات بی وقفه  و امید و آروزی ما برای برخورداری از یک زندگی انسانی  را نیز به بند بکشند؟ آیا توانسته اند برای یک روز هم که شده مانع اعتصابات و تجمعات واعتراصات روز مره از سوی کارگران و معلمان و بازنشستگان بشوند؟

قراردادها را موقت کردند، کارگاههای زیر ۱۰ نفر را از شمول بسیاری از مواد قانون کار خارج کردند، شرکتهای پیمانکاری را گسترش داده و نهادینه کردند، ایجاد تشکلهای مستقل بدست خود کارگران را ممنوع کردند، سوبسیدها را قطع کردند، دستمزدها را به چند برابر زیر خط فقر رساندند، کارخانجات و مراکز تولیدی را از طریق خودمانی سازی بالا کشیدند و آنها را به ویرانه ای تبدیل کردند و برای تداوم غارت و چپاولشان  کارگران را شلاق زدند، اعتراضات بر حق شان را امنیتی کردند، جسورترین و فداکارترین فرزندان طبقه ما همچون جعفر و اسماعیل و بداقی و رضوی و مددی و صالحی و شهابی و بهنام ابراهیم زاده و دهها نفر دیگر را به بند کشیدند، تن و جسم برخی از آنان را ناقص کردند و کسانی همچون شاهرخ زمانی را از ما گرفتند.

و اینک طبقه کارگر ایران را تمام قد در مقابل خود دارند و زندان و شلاق و امنیتی کردن اعتراضات صنفی، همچنانکه تاکنون شاهد آن بوده ایم نه تنها راه به جایی نبرده است بلکه کارگران ایران همچون کارگران معترض هپکو و دهها مرکز کارگری دیگر از مخابرات تا وزارت نیرو و پتروشیمی ها و معادن تا صنایع فولاد و خودرو سازی و کارگران شهرداری و…، هر روزه و بیش از پیش  در حال فتح خیابانها و مقابل مجلس برای دستیابی به مطالبات انسانی شان هستند.

زندانی کردن اسماعیل عبدی و تلاش برای دستگیری جعفر عظیم زاده و تداوم سیاست امنیتی کردن فعالیتهای صنفی، تعرص به میلیونها میلیون  انسان کارگر و زحمت کشی  است که سهم شان را از زندگی و از رنج  و زحمتی که میکشند میخواهند.

ما معترضیم به دستگیری اسماعیل عبدی و تداوم زندان بهنام ابراهیم زاده، معترضیم به امنیتی کردن اعتراضات صنفی، معترضیم به اصل قانون کار و لایحه دولت بر روی این قانون، معترضیم به دزدی از صندوق سازمان تامین اجتماعی، به حقوقهای نجومی، به قرار داد موقت، به دستمزد های چندین برابر زیر خط فقر، به ممنوعیت ایجاد تشکلهای مستقل کارگری، به وجود شرکتهای پیمانکاری، به گسترش پدیده کودکان کار، به کارتن خوابی و گور خوابی  و معترضیم به تلاش برای دستگیری جعفر عظیم زاده و همینجا با قاطعیت اعلام میداریم در صورت بازداشت جعفر عظیم زاده لحظه ای ساکت نخواهیم نشست و متحدانه طوفانی از اعتراض را بر پا خواهیم کرد.

*************

پروین محمدی: تلاش برای بازداشت جعفر عظیم زاده اقدامی علیه طبقه کارگر ایران است

هجوم به منزل جعفر عظیم زاده برای بازگرداندن وی به زندان ، تعرض به جنبش افزایش مزد در آستانه فصل تعیین دستمزد و تلاش برای به حبس کشیدن صداها و فریادهای حق طلبانه ایست که بی وقفه علیه فقر و فلاکت و بی عدالتی در جریان است.
یورشی است به  کارگرانی که ایشان را نماینده خود جهت پیگیری دزدیها و غارت در سازمان تامین اجتماعی نمودند و انتقام اختلاس گران سازمان تامین اجتماعی است از معترضین و نماینده های واقعی کارگران.
یورشی است به کارگران  معترض به قرارداد های موقت و سفید امضاء ، معترض به وجود شرکتهای پیمانکاری و معترض به لایحه اصلاحیه ضد کارگری قانون کار.
یورشی است بر علیه میلیونها معلم و کارگری که به حق پشتیبان خواست مشترک بیانیه عبدی و عظیم زاده جهت برچیدن اتهام اقدام علیه امنیت ملی از پرونده های فعالین اجتماعی و کارگری بودند.
این یورش ،اقدام علیه امنیت کارگران و کل جامعه و دهان کجی  به اتحادیه های بزرگ کارگری در سطح جهان است که حمایت خود را از بیانیه اعتراضی  عظیم زاده و عبدی علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی اعلام کردند.
تلاش برای بازگرداندن جعفر عظیم زاده به زندان که در راستای اهداف فوق  و به عقب راندن جنبش اعتراضی طبقه کارگر است را قویا محکوم میکنیم و بدینوسیله اعلام میداریم نسبت به بازداشت و زندانی کردن جعفر عظیم زاده لحظه ای ساکت نخواهیم نشست.

٦ بهمن ۹۵

*************

پیام شاپور احسانی راد پیرامون تلاش برای دستگیری جعفر عظیم زاده

یورش به منزل جعفر عظیم زاده محکوم است

تعقیب قضایی، امنیتی کردن حق خواهی، تهدید، ارعاب، شلاق و زندانی کردن کارگرانی که سالهاست زیر ستم کارفرمایان و سرمایه داران حقوق شان پایمال شده و حالا فریادشان آسمانها را هم در نوردیده، محکوم است.
دولت جمهوری اسلامی و هر دولتی باید مطالبات کارگران، معلمان، پرستاران ، اتش نشانان و دیگر زحمتکشان حقوق بگیر را بر آورده نماید نه اینکه نمایندگان واقعی انان  را به بند بکشند.
آنچه مشهود است در ماههای اخیر اعتراض سراسری بازنشستگان، کارگران، معلمان، پرستاران، اتش نشانان و دیگر مزدبگیران چنان ابعاد گسترده ای پیدا کرده  و همدردی  و همراهی جامعه با آنان به جایی رسیده است که دولت و  قوه قهریه اش در صدد اعمال فشار و تهدید و سرکوب مطالبه گران این عرصه برامده اند، اما انها باید بدانند که زمان تهدید و سرکوب بسر امده است و زحمتکشان تا زمانی به حقوق و مطالبات خود نرسند هرگز از پای نخواهند نشست و بدانند ما اسماعیل عبدی، جعفر عظیم زاده و دیگر کنشگران علیه ظلم و ستم را تنها نخواهیم گذاشت.

شاپور احسانی راد – ۵ بهمن ماه ۱۳۹۵

*************

یورش مامورین دادستانی تهران به منزل جعفر عظیم زاده را قویا محکوم میکنیم

ظهر امروز سه نفر از مامورین دادستانی تهران در حالی که جعفر عظیم زاده در منزل حضور نداشت به خانه وی مراجعه و به محض باز کردن درب منزل توسط فرزند نوجوانش، وارد خانه شدند و سپس برگه ورود به منزل و حکم دستگیری ایشان را که به امضای حاجیلو رسیده بود به همسرش نشان دادند.

این مامورین با ادعای اینکه رد گوشی جعفر را زده اند اصرار داشتند که وی در منزل است و به همین دلیل همه جای خانه و انباری آنرا با دقت بازرسی نموده و بمدت یک ساعت در منزل وی حضور داشتند. همچنین یکی از این مامورین در اقدامی غیر قانونی در بیرون از منزل، فرزند بزرگ جعفر را بشدت تهدید نموده و اعلام کرده است کاری خواهیم کرد تا زندان پدرت هیچوقت تمام نشود.

جعفر عظیم زاده که بدنبال یک اعتصاب غذای ٦۳ روزه از روز دهم تیر ماه در بیرون از زندان بسر می برد در اواخر فروردین ماه سالجاری همراه با اسماعیل عبدی طی بیانیه ای از داخل زندان خواهان برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و مدنی شده بود. این دو فعال برجسته جنبش کارگری و جنبش معلمان ایران برای تحقق خواست خود که با استقبال کم نظیر کارگران و معلمان و افکار عمومی در داخل کشور و سطح جهانی مواجه شد مشترکا از روز دهم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا زدند و نهایتا هر دو نفر موقتا آزاد شدند. اما قوه قضائیه جمهوری اسلامی در یک دهان کجی آشکار به حمایت میلیونها کارگر و معلم، افکار عمومی و بزرگترین اتحادیه های کارگری و سازمانهای حقوق بشری در سرتاسر جهان از خواست بر حق این دو فعال صنفی و در تداوم سیاست امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی، اسماعیل عبدی را روز نوزدهم آبانماه در منزلش بازداشت و روانه زندان کرد و از یکماه پیش تلاشهای زیادی را بکار بست تا جعفر عظیم زاده خود را به زندان معرفی کند. اما ایشان با تاکید بر تحقق خواست خود مبنی بر برداشته شدن اتهامات امینتی از پرونده های فعالین صنفی، حاضر به معرفی خود به زندان نشده و اعلام کرده است در تداوم مبارزه برای پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی با پای خود به زندان نخواهد رفت و چنانچه مورد بازداشت واقع شود به مبارزه اش از درون زندان برای تحقق خواستهایش ادامه خواهد داد.

بازداشت اسماعیل عبدی و تلاش برای زندانی کردن جعفر عظیم زاده در حالی با جدیت از سوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی دنبال میشود که سعید مرتضوی که بنا بر اسناد منتشره توسط کمیته تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی دست به اختلاسهای میلیاردی از صندوق سازمان تامین اجتماعی زده بود حتی برای ساعتی نیز روانه زندان نشد. اما قوه قضائیه جمهوری اسلامی جعفر عظیم زاده را که نماینده هزار کارگر در شکایت از سعید مرتضوی بود و هیچ جرمی جز دفاع ازمنافع صنفی خود و هم طبقه ای هایش مرتکب نشده است ابتدا به شش سال زندان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران محکوم و وی را آبانماه سال گذشته برای اجرای آن روانه زندان کرد و سپس بلافاصله بعد از پایان اعتصاب غذا و آزادی موقت جعفر در روز دهم تیر ماه سالجاری، وی را به جرم حمایت از خواست کارگران نورد و لوله صفا و با همان اتهامات مشابه شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران در شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی ساوه محاکمه و به ۱۱ سال زندان دیگر محکوم کرد.

پرونده جعفر عظیم زاده، اسماعیل عبدی و همه فعالین صنفی کشور در مقابل دیدگان کارگران و معلمان و افکار عمومی قرار دارد. آنان همچنانکه خود در بیانیه مشترکشان اعلام کرده بودند تنها یک جرم را قبول کرده اند و آن به مخاطره انداختن امنیت و آسایش مشتی دزد و غارتگر در نتیجه فعالیتهای صنفی شان بوده است و نه امنیت کشور. کسانیکه امروز امنیت و منافع غارتگرانه خود را عین امنیت کشور میخوانند و با چنین دستاویز نخ نمائی فعالین صنفی مسئول، شریف و برجسته ای همچون اسماعیل و جعفر و دهها فعال صنفی دیگر را مورد تعقیب قضائی و بازداشت و محکومیت قرار میدهند باید بدانند کارگران و معلمان ایران مرعوب چنین سیاستهای سرکوبگرانه ای نخواهند شد و همچنانکه شاهدیم هر روزه بر عمق و دامنه ی اعتراضات کوبنده کارگران بر علیه وضعیت مصیبت بار موجود افزوده خواهد شد.

پنجم بهمن ماه ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده- سخنی با اساتید و دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران

بر اساس اخبار منتشره، قرار است روز دوشنبه ۲۷ دی ماه (فردا) در در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران میزگردی با شرکت آقایان محمد مالجو، علی خدایی و علیرضا محجوب پیرامون لایحه اصلاحیه قانون کار از منظر اقتصاد و حقوق کار برگزار شود. در این رابطه به عنوان یک کارگر مایلم نکاتی را با اساتید و دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران در میان بگذارم:

– علیرضا محجوب، خانه کارگر و دیگر نهادهای دست ساز کارگری شریک و از سردمداران تمامی آن سیاستهایی هستند که  امروزه پس از گذشت ۳٨ سال از انقلاب ۵۷، حاصل آن چیزی جز بی حقوقی مطلق ما کارگران، دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر، تن فروشی گسترده زنان، گور خوابی و کارتن خوابی انسانها، پدیده کودکان کار و  استیصال و درماندگی میلیونها خانواده کارگری برای گذران زندگی نیست. اینان در طول ۳٨ سال گذشته به عنوان  تنها میدان داران مسائل کارگری، همراهی و همکاری تنگاتنگی با دولتهای مختلف  برای تحمیل فقر و فلاکت و بی حقوقی بر ما کارگران داشتند. در نبود و ممنوعیت تشکلهای مستقل کارگری همین ها بودند که چشم بر به رسمیت دادن به قراردادهای موقت در قانون کار بستند و صدایشان در نیامد. همین ها بودند که در روند شکل گیری و گسترش و نهادینه کردن شرکتهای پیمانکاری برای تحمیل بردگی مضاعف بر ما کارگران دولتها را همراهی کردند، همین ها بودند که هر ساله و از زمان تصویب قانون کار و تا همین سال گذشته، نماینده ها و دست پرورده هایشان چشم بر به زیر پا گذاشتن ماده ۴۱ قانون کار در شورایعالی کار  بستند و هر ساله با خیمه شب بازی و گرفتن ژست دفاع از منافع ما کارگران امضاهایشان را بر پای حداقل مزد دستوری دولت گذاشتند، همین ها بودند که دست در دست دولتها چشم بر غارت صندوق سازمان تامین اجتماعی و دیگر صندوقهای بازنشستگی بستند و حال بطور ریاکارانه ای فریاد وا غارت این صندوقها را سر میدهند، همین ها بودند که در پروژه خصوصی سازی صنایع چشم بر خودمانی سازی، رانت خواری و نابودی صنایع کشور فرو بستند و همین ها بودند که به محل سندیکای کارگران شرکت واحد تهران یورش بردند، قداره کشیدند و آنجا را آتش زدند و…،

– اما گفته های فوق برای نسلی از جوانان که امروز در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران مشغول تحصیل هستند شاید کمی مبهم و ناشناخته باشد به همین دلیل توجه آنان و همه اساتید دانشکده اقتصاد را به عملکرد همین امروز جناب محجوب و شرکایش در خانه کارگر در رابطه با همین لایحه فرا میخوانم:

 بر اساس اسناد موجود آقای محجوب، شرکایش و دیگر تشکلهای دست ساز کارگری در همسوئی با دولت روحانی تلاش کردند تا لایحه اصلاحیه قانون کار را بی سر و صدا در مجلس به تصویب برسانند. در این رابطه و برای روشن شدن همسوئی پنهان جناب محجوب و شرکایش در خانه کارگر برای تصویب بی سرو صدای این لایحه در مجلس باید بگویم بر اساس گزارش خبرگزاری مهر* دریافت لایحه مزبور توسط  مجلس شورای اسلامی روز ۱۳ تیر ماه از سوی هیات رئیسه آن اعلام وصول شده بود و سپس بر اساس اسناد موجود در روز سوم مرداد ماه سالجاری در مجلس  چاپ** و در اختیار کمیسیون اجتماعی به عنوان کمیسیون اصلی و کمیسیونهای آموزش، تحقیقات و فناوری – اقتصادی – امنیت ملی و سیاست خارجی – برنامه و بودجه و محاسبات – بهداشت و درمان – شوراها و امور داخلی کشور – صنایع و معادن – فرهنگی – قضائی و حقوقی – کشاورزی، آب و منابع طبیعی به عنوان کمیسیونهای فرعی قرار گرفته بود. اما نه جناب محجوب و جلودار زاده  در مجلس و نه شرکایشان در خانه کارگر و نه دیگر تشکلهای دست ساز کارگری علیرغم اینکه از وجود این لایحه خبر داشتند و نسخه چاپی آن در اختیارشان بود تا زمان افشای آن توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران در روز ۱۲ شهریور*** ماه، مهر سکوت بر لب زده و از خبری کردن آن امتناع  نمودند.

حال برای من به عنوان صدایی از میان میلیونها کارگر این سوال مطرح است که چگونه است که دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و برخی اساتید آن به عنوان مرجعی معتبر و مسئول در قبال تحولات اقتصادی و اجتماعی، تریبون خود را در اختیار کسانی میگذارند که جدای از سوابقشان در دهه های گذشته، تا همین دیروز در همسوئی با دولت روحانی کارگران را از وجود این لایحه بی خبر گذاشته بودند و حال در مقام مدعی اعتراض به لایحه، توسط این دانشکده مورد دعوت قرار میگیرند!؟ آیا این همسوئی با سیاستهای تاکنونی تحمیق و سرکوب ما کارگران و تشکلها و نهادهای مستقل کارگری و میدان دادن به کسانی چون محجوب برای تداوم سیاستهای ریاکارانه شان از سوی ترتیب دهندگان میزگرد و برخی اساتید دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران نیست!؟

* شناسهٔ خبر: 3774657 – چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ – ۰۸:۵۴ – لینک خبر:http://www.mehrnews.com/news/3774657

**

*** در رابطه با صحت این ادعا همگان میتوانند به خبرگزاری ایلنا مراجعه کنند. این خبرگزاری از روز چهاردهم شهریور سالجاری و به فاصله دو روز از افشای این لایحه توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران، آنرا منتشر و از این به بعد بود که محجوب و شرکایش به عنوان مدعی اعتراض به لایحه در رسانه ها حضور پیدا کردند در حالی که در خوشبینانه ترین حالت این لایحه حداقل از زمان اعلام وصول آن توسط هیات رئیسه مجلس در روز ۱۳ تیر ماه و خوشبینانه تر از این، حداقل از زمان چاپ و انتشار آن در مجلس شورای اسلامی یعنی سوم مرداد ماه و ارجاع آن به کمیسیونهای مختلف در مجلس شورای اسلامی در اختیار این حضرات بود و آنان از خبری کردن آن پرهیز کرده بودند.

*************

شاکی پرونده جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد، متهم اقتصادی است 

اتحادیه آزاد کارگران ایران: هنوز سه ماه از محکومیت ۱۱ ساله جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه نگذشته است که دادستانی تهران، مالک کارخانه نورد و لوله صفا را متهم اقتصادی معرفی و از مصادره این کارخانه و برخی دیگر از شرکتهای متعلق به رستمی صفا خبر داد. رستمی صفا شاکی این دو فعال کارگری در پرونده آنان در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه بود. شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده اردیبهشت ماه سال ۹۴ بدنبال اعتصاب کارگران کارخانه نورد و لوله صفا و حمایت از خواستهای کارگران این کارخانه، با شکایت رستمی صفا بازداشت و در حال حاضر هر کدام با ۱۱ سال حکم زندان منتظر رای دادگاه تجدید نظر هستند.

خبر گزاری فارس: دادستان تهران از انتقال ۵ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان از اموال گروه رستمی صفا به بانک پارسیان خبر داد.

دادستان تهران  به عنوان نمونه، به اقدامات اخیر دادستانی در پرونده گروه رستمی صفا اشاره کرد و افزود: نامبرده شش تا هفت هزار میلیارد بدهی بانکی با احتساب خسارت تأخیر تادیه داشته و پس از دستگیری و بازداشت اولیه، قول همکاری داد و در این راستا اموالی را به بانک منتقل نمود، اما با آزادی از طریق تودیع قرار وثیقه، در مقابل استرداد وجوه بانک مقاومت نمود که پس از بازداشت مجدد با اعطای وکالت رسمی، تا کنون ۵ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان از اموال خود را به بانک پارسیان منتقل نموده است.

دادستان تهران با احصاء برخی از اموال منتقل شده به شاکی در پرونده گروه رستمی صفا شامل کارخانه‌های ذوب نورد البرز تاکستان، صفا طوس، گالوانیزه سروش ری، گروه صنعتی آمل و شرکت صنعتی تولیدی استاد جمعاً به مبلغ ۷۱۰ میلیارد تومان، از انتقال کارخانجات نورد و لوله صفا، نورد و پروفیل ساوه، سازه‌های فلزی صفا و ساختمان دفتر مرکزی واقع در بلوار کشاورز در مجموع به مبلغ ۲ هزار و ۹۵۰ میلیارد تومان به بانک پارسیان خبر داد.

جعفری دولت‌آبادی هم‌چنین به توافق میان بانک و متهم در خصوص انتقال شرکت نورد و پروفیل ادبیکو واقع در ابوظبی، زمین متعلق به شرکت کارون واقع در استان خوزستان و شرکت کشت و صنعت صفا واقع در محمودآباد در مجموع به ارزش یک هزار و ۴۵۰ میلیارد تومان اشاره کرد و افزود: وکالت‌نامه‌های مربوط به این اموال و شرکت‌ها از جانب مالکان امضا شده و حسب توافق، اموال مذکور به صورت قطعی به بانک‌ واگذار گردید که جمع این اموال پنج هزار و یک‌صد میلیارد تومان است. وی افزود انتقال اموال نامبرده به بانک از طریق اعطای وکالت و در قالب عقد صلح یا اجاره به شرط تملیک انجام شده است.

لینک خبر – http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13951007001704

*************

در حمایت از خواستهای زندانیان در حال اعتصاب غذا:

ختم چرخه ی اعتصاب غذا در زندانها، مستلزم مبارزه ای متحدانه برای پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و سیاسی است

٦۳ روز،٦۲ روز، ۵۵ روز و ۲۰ روز به ترتیب از اعتصاب غذای آرش صادقی، مرتضی مرادپور، علی شریعتی و سعید شیرزاد گذشت. این جوانان و همه فعالین صنفی و سیاسی زندانی هیچ جرمی مرتکب نشده اند. آنان نه سلاح بدست گرفته اند، نه اختلاسهای میلیاردی کرده اند، نه صاحبان حقوقهای نجومی اند، نه رانت خوار بوده اند و نه حتی با براه انداختن تظاهراتی هزاران نفره و یا چند صد نفره در خیابانها باعث ایجاد راه بندانی کوچک شده اند.
آنان فقط حرف زده اند، کار نوشتاری کرده اند و حداکثر با حضور در فضای رسانه ای ابراز عقیده کرده و در جمع های محدودی خواستهایی انسانی را مطرح نموده اند. اینها تمام آن فعالیتهایی است که این انسانهای شریف بدلیل انجام آنها به زندانهای طویل المدت از ۵ تا ۲۱ سال محکوم شده اند. فعالیتهایی که امروزه در هیچ جای دنیا از پیشرفته ترین تا عقب مانده ترین ممالک (به استثنای دو – سه کشور همچون عربستان) و حتی در کشورهایی همانند عراق و افغانستان که دولت هایشان درگیر جنگ داخلی هستند نه تنهاهیچ انسانی بدلیل آنها مورد بازداشت و محکومیت قضائی واقع نمیشود، بلکه حتی مورد بازخواست نیز قرار نمی گیرد.
اما اینجا در ایران، اگر کارگران و معلمان و دیگر زحمتکشان نان میخواهند، اگر خواهان آموزش و تحصیل استاندارد و رایگان میشوند، اگر امنیت شغلی می خواهند، اگر به پدیده کار کودکان و هزار و یک معضل اجتماعی دیگر معترض میشوند، اگر در اعتراض به ماهها عدم پرداخت دستمزد زیر خط فقر دست به اعتراض میزنند، اگر دست به جمع آوری امضا برای افزایش مزد میزنند، اگر علیه حکم اعدام حرف میزنند، اگر اقدام به ایجاد تشکلهای مدنی و صنفی برای برخورداری از قدرت جمعی در دفاع از حقوق انسانی شان میکنند، اگر خواهان رفع تبعیض از اقلیتهای قومی و مذهبی میشوند، اگر برابری حقوق زن و مرد را مطرح میکنند، اگر خواهان آزادی زندانی سیاسی میشوند، اگر در دانشگاه به عنوان دانشجو دست به نقد سیاسی میزنند، اگر به احکام ظالمانه و حکم شلاق معترض میشوند، اگر به فروپاشی اقتصادی و نابودی رودخانه ها و دریاچه ها و به یغما رفتن ثروتهای اجتماعی اعتراض میکنند و اگر حتی خواهان نفس کشیدن و زیستی شرافتمندانه می شوند بلافاصله با دستگاه عریض و طویل قضائی و امنیتی مواجه، و به دلیل طرح چنین سطحی از خواستها و مطالبات انسانی شان به “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” متهم و به زندانهای طویل المدت محکوم و بر این بستر به اعتصاب غذا و تحمیل شکنجه ی ناشی از گرسنگی کشانده میشوند.

مردم آزاده ایران

جوانانی که امروز در زندانهای کشور دست به اعتصاب غذا زده و در معرض شکنجه ی وحشتناک ناشی از گرسنگی قرار گرفته اند، نه اولین اعتصابیون در زندانها و نه آخرین آنها خواهند بود. این چرخه ی مرگ و شکنجه در زندانهای کشور، مولود نگاه امنیتی حکومت به شهروندان یک جامعه هشتاد میلیونی و امنیتی کردن اعترضات بر حق صنفی و سیاسی آنان است.
این جوانان و کسانی همچون آیت الله نکونام و محمد علی طاهری در اعتراض به پرونده سازیهای واهی و امنیتی، لب بر غذا فرو بسته و آرش صادقی، مرتضی مرادپور و علی شریعتی به دردناکترین شکلی در آستانه از دست دادن جان خویش قرار گرفته اند. اما علیرغم این فاجعه بزرگ، دولت و قوه قضائیه و نهادهای امنیتی نه تنها توجهی به خواستهای بر حق آنان ندارند بلکه در انتظار به تسلیم کشاندن این جوانان از طریق طولانی کردن و تشدید شکنجه ناشی از گرسنگی و حتی مرگ آنان هستند.
در برابر چنین رویکرد فاجعه باری از سوی حکومتگران، این ما کارگران، معلمان و عموم مردم ایران هستیم که با اعتراضات متحدانه خود میتوانیم به فاجعه ای که در حال رخ دادن در حق فرزندانمان است پایان دهیم و دولت و قوه قضائیه و نهادهای امنیتی را وادار به تن دادن به خواستهای بر حق این زندانیان و توقف فوری امنیتی کردن فعالیتهای مسالمت آمیز صنفی و سیاسی بکنیم.

باید بدانیم برای نجات جان جوانان مسئول و آگاه و برومندمان در زندانهای کشور، فردا دیر است.

جعفر عظیم زاده –  ٦ دی ماه ۱۳۹۵

*************

تحمیل اعتصاب غذا به زندانیان، به صلیب کشیدن انسانها در قرن بیست و یک است

در حمایت از جوانان ظلم ستیز آرش صادقی، مرتضی مراد پور، علی شریعتی، سعید شیرزاد و همه زندانیان سیاسی

آن چیزی  که به صلیب کشیدن انسانها را یک عمل بسیار جنایتکارانه میکند بستن دست و پای آنها به چوب صلیب نیست بلکه مرگ تدریجی و بسیار جانکاه  یک انسان بر اثر گرسنگی و تشنگی بر بالای چوب صلیب است تا شکنجه آورترین و دردناک ترین شکلی از زنده بودن و تلخ ترین نمایش از مرگ را برایش رقم زنند.
و اما امروزه در ایران، انسانها بدلیل اعتقادات و طرح خواستهایی انسانی به موقعیتی رانده میشوند که بی هیچ دست و پا بستن زورگونه و به صورت اجباری نادیدنی به شکنجه گاه  گرسنگی کشانده میشوند و آنوقت دولت و قوه قضائیه و نهادهای امنیتی به نظاره می نشینند تا با گذشت روزها و هفته ها، فرد اعتصاب  کننده بر اثر شدت شکنجه ناشی از گرسنگی به زانو در بیاید و دست از مطالبه بر حق اش بر دارد. این همان چیزی است که در دوران برده داری، ستمگران برای تسلیم خواهی انسانهای آزاده و عدالت طلب، چوب صلیب را برایش ابداع کردند.
 سراغ زندانی اعتصاب کننده نمی آیند، توجهی به او و خواستهایش نمی کنند تا شدت شکنجه ناشی از گرسنگی، اعتصاب کننده را به تسلیم کشاند. حتی به صراحت میگویند بگذار بمیرد، بگذار آنقدر بر اثر رنج و شکنجه ی ناشی از گرسنگی به خود ببپیچد تا برایش درسی شود برای ساکت بودن و ساکت شدن و ساکت ماندن.
اعتصاب کننده در زندانهای ایران،  در حالی لب بر غذا می بندند که بدلیل زیست در اتاقی بیست – سی نفره، هر روز صبح و ظهر و شام بوی ناخوشایند غذای زندان، همچون غذایی لذیذ و شاهانه تمام جسم و جانش را از ولع به دندان کشیدن تکه نانی خشک پر میکند و نگاههای دلسوزانه و بعضا حرفهای نومید کننده زندانیان عادی، توام با رنج گرسنگی آتش بر جان نحیف اش میزند.
هر روز بیش از پیش جسم و جانش تحلیل میرود، توان چندانی برای شنیدن و حرف زدن برایش باقی نمی ماند و بناچار از نشست و برخاست با دیگران پرهیز و  عزلت و تنهایی را بر می گزیند. رفته رفته،  سیاهی رفتن چشم و کم شدن قدرت شنوایی و بی هوشی های مقطعی و کوتاه مدت به سراغش میایند و کلیه هایش بدلیل ضعف جسمانی  آنطور که باید عمل نمی کنند. مقاطعی، بدلیل شدت درد ناشی از گرسنگی و بی تفاوتی حکومتگران به خواستهای بر حق اش و دیگر عذاب های طاقت فرسایی  که بدنش را در بر گرفته اند بر سر دو راهی شکنجه آوری قرار میگیرد و مشقت ایستادگی در برابر نومیدی بر دیگر رنج هایش افزوده میشود.
هر چه به پیش میرود شدت شکنجه ی ناشی از گرسنگی و کل شرایطی که در این مهلکه مرگ آور برایش رقم خورده است دردناک تر و غیر قابل تحمل تر میشود. به جایی میرسد که بحث اعزام به بیمارستان و مقاومت و ایستادگی برای در هم شکستن تحمیل لباس زندان و پابند و دست بند برای اعزام، همچون سد سکندری در برابر جسم نحیف و از دست رفته اش ظاهر میشوند. زمزمه خواست پایان اعتصاب از یاران و دیگر انسانهای عزیز به گوشش میرسد و باز هم  در دو راهی عذاب آورتر دیگری قرار میگیرد. دلش لبریز از مهر این انسانهای بزرگ است و می ماند که در برابر مهر و محبت آنان چه بکند و همین عذابی دردناک تر را بر روح و جانش مستولی میکند. اما اراده اش در هم نمی شکند و همچنان به پیش میرود.
اعتصاب کننده با توجه به تجارب دیگر اعتصاب کنندگان میداند که تا ۵۰ روز، احتمال اینکه در کام مرگ فرو رود چندان زیاد نیست. اما پس از گذشت ۵۰ روز، هر روز که میگذرد سایه سنگین مرگ و دست شستن از زندگی و عذاب و شکنجه ناشی از آن بر دیگر شکنجه های غیر قابل تحمل اش افزوده میشود. اما انسانی که به اینجا رسیده است دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. آنوقت است که فریاد بر میاورد: “اگر قرار است دولت جمهوری اسلامی این درجه از بربریت را از خود به نمایش بگذارد که انسانی را از گرسنگی به خاطر خواستی بر حق در مقابل چشمان جهانیان به قتل برساند بگذارید اینکار را انجام دهد، من حاضرم قربانی چنین صحنه ای از نمایش بربریت و وحشی گری باشم”
و دیگر هیچ چیز دست خودش نیست، خود در معادله ای به ظاهر اختیاری!؟ که حکومت و نهادهای امنیتی برایش رقم زده اند حاضر به قربانی شدن در صحنه ای از نمایش جنایت و شقاوت میشود. مراقبت های پزشکی در بیمارستان فقط مرگش را به شکل دردناک تری چند روز به عقب میاندازند. تزریق سرم بدلیل ضعف و خشکی رگها از هر شکنجه ای دردناک تر میشود، با تزریق هر سرم انگار که رگ مورد استفاده را قطعه قطعه میکنند،  پرستار از پیدا کردن رگی تازه وا می ماند و بناچار از همان رگی استفاده میکند که ورم کرده و گلوله گلوله شده است. درد تزریق سرم به چنین رگهایی  همانند کشیدن چاقویی کند بر زخمی عمیق است اما دردناک تر از همه اینها نظاره ی چشمان نگران و درد آلود همسر و فرزندان، پدر و مادر، خواهر و برادر و دیگر عزیزان و یارانش است که همگی با غمی جانکاه در اضطراب و استرس جان باختن اش قرار گرفته اند. احساس گناهی ناشناخته و مبهم و عذاب آور،  از دردی که به این عزیزان وارد شده است هر لحظه و هر لحظه جانش را میخورد.
اعتصاب کننده در این مرحله، مرگی دردناک  را هر روز و هر لحظه لمس میکند. شدت ضعف جسم در حال مرگش به چنان مرحله ای میرسد که برای اولین بار در طول عمرش بطور کاملا ملموسی متوجه میشود جسم اش برای شنیدن کوچکترین صدایی (همچون برداشتن باری سنگین که انرژی بالایی مصرف میشود و دست آدمی از طاقت میافتد) نیرو و توان از دست میدهد طوری که دیگر نایی، حتی  برای شنیدن کلامی از سوی عزیزانش برایش باقی نمی ماند. درد پذیرش مرگ و دل کندن از عزیزان و یاران به سراغش میاید و توام با این شکنجه ی غیر قابل تصور، مرگی بسیار دردناک از راه میرسد. دردی تدریجی و سنگین از نقاطی از بدن شروع میشود و همچون ریشه درختی به هر سو می دود و هر چه به دیگر قسمتهای بدن می رسد دردناک تر میشود و اعتصاب کننده در معرض مرگی بسیار جانکاه و ما فوق تصور انسانی قرار میگیرد.
اما با این حال و علیرغم پذیرش بی چون و چرای مرگش، همچنان تسلیم ناپذیر و با چشمانی مالامال از برق عدالت خواهی و مبارزه جوئی، رو به بیرون در تکاپوی نجات و  به عقب راندن ستمگران است. چشمانش به یاران، خانواده  و ظلم ستیزی یک جامعه هشتاد میلیونی و به وجدانهای بیدار در سرتاسر جهان  است تا به عقب راندن ظالمان و بیداد گران، ناجی جانش و بشارت دهنده دست یابی به بر پائی دنیایی بهتر و جامعه ای عاری از ستم و استبداد باشند

جعفر عظیم زاده –  ۲٦ آذر ماه ۱۳۹۵

*************

اعمال فشار بر وثیقه گذاران جعفر عظیم زاده را قویا محکوم میکنیم

صبح دیروز بدنبال احضار پروین محمدی به معاونت دادستانی تهران، برگ اخطاریه ای  به عنوان وثیقه گذار جعفر عظیم زاده به ایشان ابلاغ شد. در این اخطاریه از پروین محمدی خواسته شده است تا ظرف مدت یکماه جعفر عظیم زاده را به زندان معرفی کند در غیر اینصورت نسبت به ضبط وثیقه برابر مقررات اقدام خواهد شد.
جعفر عظیم زاده با وثیقه ۴۵۰ میلیون تومانی و بدنبال اعتصاب غذایی شصت و سه روزه، در حالی که در بیمارستان سینا بستری بود،  روز دهم تیر ماه آزاد شد. وی این اعتصاب را همراه با اسماعیل عبدی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان و از فعالان برجسته جنبش اعتراضی معلمان آغاز کرده بود.  آنان در بیانیه ای که پیش از آغاز اعتصاب غذا از داخل زندان اوین صادر کرده بودند خواهان پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی  مدنی شده بودند. با این حال و علیرغم جنبش عظیمی که حول این مطالبه بر حق به میدان آمد حکم شش سال زندان اسماعیل عبدی در دادگاه تجدید نظر تایید و این معلم برجسته روز نوزده آبانماه بازداشت و به بند ٨ زندان اوین منتقل شد.
جعفر عظیم زاده بدنبال پایان اعتصاب غذا و آزادی، بلافاصله به دادگستری ساوه احضار و در آنجا علاوه بر شش سال محکومیت در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران که بر اساس  آن از ۱۷ آبانماه سال گذشته زندانی شده بود، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه نیز با همان اتهامات به ۱۱ سال زندان دیگر محکوم و از ماه گذشته برای تداوم اجرای حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران  به زندان اوین فرا خوانده شد اما وی با غیر قانونی خواندن محکومیت خود و اصرار بر تحقق خواستهایش مبنی بر برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی مدنی حاضر به رفتن به زندان نشد.
عظیم زاده در قبال اعمال فشار بر وثیقه گذارانش اعلام کرده است من در منزلم حضور دارم و کسانیکه مرا به طور غیر قانونی به زندان محکوم کرده اند اگر اصرار بر تداوم اعمال غیر قانونی خود دارند میتوانند مرا با زور و متوسل شدن به اقدامات غیر قانونی از منزلم به زندان منتقل کنند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن اعمال فشار بر وثیقه گذران جعفر عظیم زاده،  اعلام میدارد همچنان که تا به حال امنیتی کردن فعالیتهای صنفی مدنی نتوانسته است مانعی در برابر حق خواهی کارگران و معلمان ایجاد کند از این پس نیز تداوم چنین سیاستهایی راه به جایی نخواهد برد و کارگران و معلمان ایران متحدانه تر از پیش برای دست یابی به حقوق انسانی اش به پیش خواهند رفت. http://www.etehadeh.com/?page=newsnid=5691

۲۵ آذر ماه ۱۳۹۵

*************

در حمایت از خواست آرش صادقی و دیگر زندانیان در حال اعتصاب غذا

تحمیل اعتصاب غذا به زندانیان، مصداق شکنجه و سلب جنایتکارانه ی زندگی و حیات از یک انسان است

یادم نمی رود روزهایی را که انسانهای بزرگ و عزیزی در ۱۳ روز آخر اعتصاب غذایم در بیمارستان سینا به ملاقاتم می آمدند و نیرویی صد چندان برای ایستادگی در برابر مرگ و مقاومت در برابر ظالمان به من عطا میکردند. همینجا بار دیگر و تا ابدیت از همه این دلاور زنان و مردانی که در مقابل احتمال مرگ دردناک یک انسان، آشکار و پنهان اعتراض میکردند و اشک می ریختند، مراتب سپاس و قدردانی وصف ناپذیر خود را اعلام میکنم.
یادم میاید در مقابل استدلال برخی از این عزیزان و بزرگان که از مراتب بسیار والای انسانی خواهان پایان اعتصاب غذایم بودند، بارها و بارها بر روی تخت مرگ در بیمارستان سینا تکرار کردم: “اگر قرار است دولت جمهوری اسلامی این درجه از بربریت را از خود به نمایش بگذارد که انسانی را از گرسنگی به خاطر خواستی بر حق در مقابل چشمان جهانیان به قتل برساند بگذارید اینکار را انجام دهد، من حاضرم قربانی چنین صحنه ای از نمایش بربریت و وحشی گری باشم”.
می گفتم و همین امروز هم با صدای بلند و بلندتر از همیشه میگویم: تحمیل اعتصاب غذا بر یک انسان و مرگ از گرسنگی در زندانهای جهان معاصر، هیچ تفاوتی با به صلیب کشیدن انسانها در هزاران سال پیش ندارد. میگفتم و باز هم میگویم اگر در دوران برده داری انسانها را بدلیل مطالبات شان با به میخ کردن اجباری به چوب صلیب از گرسنگی و تشنگی می کشتند همین امروز حکومتهایی همچون ….، شرایطی را پدید آورده اند که انسانهای شریفی همانند آرش صادقی، سعید شیرزاد، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی، بهنام موسیوند، امید علیشناس، محمد جراحی، امیر امیر قلی، ، مهدی و حسین رجبیان، علی شریعتی، ارژنگ داودی، علی معزی، علیرضا گلی پور، محمدعلی طاهری، مرتضی مرادپور، فواد رضا زاده ، رضا شهابی، محمود صالحی، بهنام ابراهیم زاده و دهها و صدها انسان دیگر هر کدام به نوبه خود و بی هیچ اجبار قابل دیده شدنی به دلیل آزادیخواهی و عدالت طلبی به ورطه چنین مرگ دردناکی کشانده میشوند. گو که این انسانهای شریف و عدالتخواه، خود داوطلبانه خواهان چنین شرایط دردناک و احتمال مرگی شکنجه آور شده اند!؟
آیا چنین است!؟ و آیا میشود در برابر تحمیل چنین بربریتی به جوانان و کارگران و معلمان و انسانهای شریف یک جامعه هشتاد میلیونی سکوت کرد؟
دست در دست هم، در حمایت از خواستهای زندانیان در حال اعتصاب غذا و آرش صادقی که در چهل و هفتمین روز اعتصاب غذا، در شرایطی بسیار جانگاه همچنان در حال ایستادگی در برابر ظلم و ستم است به پا خیزیم.

جعفر عظیم زاده -۲۱ آذر ماه ۱۳۹۵

*************

اسماعیل و اسماعیلها آنگاه که ظلم و ستم بیداد میکند چیزی برای از دست دادن ندارند

دو هفته از به بند کشیدن معلمی که دل و جان و تمام هستی اش را در گرو تحقق خواستهای بر حق معلمان و کارگران ایران گذاشته است، سپری شد.
اسماعیل انسانی متفاوت است، نگاهش را برای تحقق عدالت از رفتار و کردار عوام فریبانه و وعده های پوچ و توخالی حکومتگران نمی گیرد. چشم او برای دادخواهی، به چانه زنی های مکرر و بی فایده با بالایی ها دوخته نشده است. نگاه او به پایین است، به درد و رنج معلمان است، به شان و منزلت له شده ی آنان و به بازنشسته های کارگر و معلم دردمندی است که برای لقمه نانی آخرین سالها و روزهای عمرشان را با مسافر کشی در خیابانهای آلوده و مرگ آور شهرهایی چون تهران سپری میکنند.

چشم او به دانش آموزان جزغاله شده شین آباد، مدارس کپری و آموزش و پرورش ویران شده ای است که هر ساله صدها هزار کودک و نوجوان و جوان را از چرخه تحصیل محروم و آواره خیابانها میکند. او نگاهش را برای حرف زدن، ملاقات با همکاران در سطح کشور و دیده شدن و ایستادن در برابر ستم از تباهی یک جامعه هشتاد میلیونی، استیصال و درماندگی آنان برای گذران زندگی، له شدن انسانها، بی افقی میلیونها جوان آماده ی بکار و نابودی و اضمحلال آینده ی فرزندان ما کارگران و زحمتکشان میگیرد.

اسماعیل و اسماعیلها آنگاه که ظلم وستم بیداد میکند چیزی برای از دست دادن ندارند. برای آزادی اسماعیل، برای آزادی کارگر زندانی بهنام ابراهیم زاده و برای برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی مدنی باید همچون اسماعیل به میدان آمد

جعفر عظیم زاده – دوم آذر ماه ۱۳۹۵

*************

او یک  معلم است

اسماعیل عبدی وزیر و وکیل نیست،
اسماعیل عبدی در گم شدن دکل های نفتی هیچ نقشی ندارد،
 اسماعیل عبدی مدیر کل بانک مرکزی نیست و در کانادا زندگی نمیکند
او هیچ نقشی در وام دادن بانک سرمایه به بابک زنجانی ندارد (هرچند سرمایه ی عمده ی این بانک مختص فرهنگیان است).
عبدی هیچ نقشی در گم شدن مبالغ کلان صندوق ذخیره  فرهنگیان ندارد.
 او غار علی صدر را ماهیانه پنجاه و شش هزار تومان اجاره نکرده است.
عبدی هیچ نشستی برای گرفتن هیچ پستی با مسوولان آموزش و پرورش نداشته است.
اسماعیل عبدی فقط یک معلم است. معلم ریاضی که در اسلامشهر تدریس میکند.
او عضو کانون معلمان تهران است. بنا به وظیفه ی صنفی خود پیگیر مطالبات براورده نشده ی فرهنگیان بود.

او جزو هیچ کدام از کسانی که به کشور خیانت کرده اند نیست که مستحق این باشد که شش نفر او را در منزلش دستگیر کنند

اوفقط و فقط یک معلم است ….
 

رضا مسلمی-۲۱ آبانماه ۱۳۹۵

*************

قوه قضائیه جمهوری اسلامی باید در مقابل جمعیت

هشتاد و پنج میلیونی کشور و میلیاردها کارگر و معلم در سرتاسر جهان پاسخگوی زندانی کردن اسماعیل عبدی باشد

دولت روحانی و قوای قضائیه و امنیتی کشور باید پاسخگوی اجرای حکم شش زندان اسماعیل عبدی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران و از رهبران سرشناس جنبش اعتراضی معلمان و جنبش کارگری ایران باشند.
اسماعیل عبدی هیچ جرمی، جز دفاع از منافع صنفی و انسانی معلمان و مبارزه برای تحصیل رایگان و استاندارد و امروزی میلیونها فرزند خرد سال و جوانان خانواده های فرو دست جامعه مرتکب نشده است. اسماعیل و خانواده اش مظهر مقاومت و ایستادگی در برابر ستمی هستند که بر میلیونها معلم و کارگر در ایران تحمیل شده است. اسماعیل عزیزمان، سازش ناپذیر و پیام آور اتحاد کارگران  و معلمان ایران است. اسماعیل نیازی به دلسوزی اخلاقی ندارد. اسماعیل فرزند سازش ناپذیر طبقه کارگر ایران است  و دقیقا از همین روست که به سبعانه ترین شکلی در مقابل چشمان حیرت زده فرزند خردسال و فریاد ظلم ستیزانه ی همسرش بازداشت و به زندان افکنده میشود.
اسماعیل مظهر جسارت و شرف و آبروی ما کارگران و معلمان و بی آبروئی حکومتگرانی است که در حکومت آنان، مرتکبین جرم جنایی بر علیه کودکان و غارتگران دسترنج ناچیز میلیونها کارگر و انسان زحمتکش،  راست راست میگردند و از مقام و منزلت حکومتی برخوردارند اما اسماعیلها و جوانان برومند و آزادیخواه و عدالت طلبی همچون امیر امیر قلی، آرش صادقی، گلرخ ابراهیمی ایرائی،  بهنام موسیوند و دهها و صدها انسان شریف و عدالتخواه  دیگر به بند کشیده  میشوند.  
همین دیروز بود که معلمان تهران در مجمع عمومی خود با بالاترین رای  اسماعیل عزیزمان را امین و معتمد خود برای دستیابی به حقوق انسانی شان قرار دادند. این رای، انتخابی آشکار و جسورانه از سوی معلمانی بود که امنیت شان را بر خلاف حکومتگران در انتخاب اسماعیل عبدی و بداقی و باغانی و بهشتی دیدند و  با اعتماد بالایی به آنان رای دادند.
اسماعیل برای من به عنوان یک کارگر،  یار و یاور مقاوم و سازش ناپذیرم در  لحظات بسیار خطیر مرگ و زندگی و مظهر وفاداری به اتحاد کارگران و معلمان ایران بود. لذا حکومتگران باید بدانند ما کارگران و جعفر عظیم زاده، لحظه ای در دفاع از اسماعیل عبدی درنگ نخواهیم کرد و  در صورت عدم آزادی فوری و بی قید و شرط این انسان بزرگ،  همدوش با معلمان در سراسر کشور دست به اعتراضات بی وقفه ای برای آزادی  وی خواهیم زد.

جعفر عظیم زاده -۱۹ آبانماه ۱۳۹۵

*************

به مناسبت اعتصاب غذای آرش صادقی

همه باهم در حمایت از آزادی گلرخ ایرائی و دیگر زندانیان سیاسی و مدنی، فریادهایمان را رساتر کنیم
برای اولین بار آرش صادقی را زمانی که هفته های اول اعتصاب غذایم را در بند ٨ زندان اوین سپری میکردم ملاقات نمودم. در همان برخورد اول، او را جوانی سرشار از روحیه و امید و باوری ستودنی به تحولات انسانی یافتم و بلافاصله ارتباطی عمیق بین ما برقرار شد.
آرش زندانی با سابقه ای بود و قبل از اینکه به بند ٨ زندان اوین وارد شود دوران بسیار سخت و طاقت فرسایی را در بندهای امنیتی ۲۰۹ ، ۲۴۰ و بندهای عمومی زندان اوین سپری کرده بود. اما هیچ نشانی از خستگی بر روی چهره پر صلابت این انسان بزرگ وجود نداشت. وی پس از انتقال من به بیمارستان سینا دو بار در حمایت از این اعتصاب و خواست برداشته شدن اتهامات امنیتی از روی پرونده های فعالین صنفی مدنی، به همراه دیگر یاران هم بندی ام از جمله امیر امیر قلی، علی معزی و بهنام موسیوند بصورت دسته جمعی دست به اعتصاب غذا زدند که بار آخر را اعتصاب غذای نامحدود اعلام کرده بودند.
در بیمارستان سینا گلرخ ایرایی به دیدارم آمد، پس از رد و بدل چند جمله با همدیگر، علیرغم شرایط سختی که داشتم  لحظاتی از همسانی و همگونی این دو انسان شگفت زده شدم. انگار که دو وجود مالامال از عشق به رهایی انسان و مبارزه جوئی سر سختانه برای آزادی و برابری توام با صلابت و جسارتی ستودنی و عشق به زندگی در یک وجود جمع شده باشند. اما اینک گلرخ عزیزمان را نیز به بند کشیده اند و آرش با اعتصاب غذا، جانش را در گرو آزادی همسنگر و عشق زندگی اش گذاشته است.
مبارزه برای آزادی گلرخ ایرائی که از داخل بند ٨ زندان اوین توسط آرش صادقی آغاز شده است بخشی از مبارزه تعطیل ناپذیر زندانیان سیاسی و مردم ایران برای برچیده شده اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی  مدنی و پایان دادن به سرکوب و زندان بر علیه آنهاست.

همه با هم در حمایت از ازادی گلرخ ایرائی و دیگر زندانیان سیاسی فریادهایمان را رسا تر کنیم.

جعفر عظیم زاده -۱۹ آبانماه ۱۳۹۵

بیانیه شماره یک اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون بازداشت اسماعیل عبدی

بازداشت و انتقال اسماعیل عبدی به زندان اوین را قویا محکوم میکنیم و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط وی هستیم

حوالی ساعت ده صبح امروز مامورین بازداشت اسماعیل عبدی به منزل این فعال صنفی جسور و از رهبران جنبش اعتراضی معلمان ایران هجوم آورده و وی را در میان بهت و حیرت فرزند خردسال و اعتراض همسرش با خود بردند.
بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، اسماعیل عبدی را پس از بازداشت ابتدا به دادسرای عمومی و انقلاب کرج منتقل و پس از پرسش و پاسخ،  وی را به شعبه یک اجرای احکام زندان اوین برده اند و تا لحظه صدور این بیانیه، وی هنوز ارتباطی با خانواده اش بر قرار نکرده است.
اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، علی اکبر باغانی، جعفر عظیم زاده و دیگر رهبران و فعالین جسور جنبش کارگری و معلمان هیچ جرمی جز دفاع از بدیهی ترین حقوق انسانی ما کارگران و معلمان ایران مرتکب نشده اند.
بازداشت و زندانی کردن اسماعیل عبدی در حالی صورت گرفته است که طوسی ها و مرتضوی ها طبق اعترافات و  اسناد نهادهای رسمی حکومتی جرائمی در حد جنایت بر علیه کودکان و منافع عمومی مردم ایران مرتکب شده اند و با این حال در کمال امنیت و رفاه و آسایش مشغول زندگی هستند و آنوقت انسان شریف و بزرگی همچون اسماعیل عبدی که تمام زندگی اش را بر علیه ستم و نابرابری و رفاه کارگران و معلمان و عموم مردم زحمتکش ایران گذاشته است با وحشیانه ترین و سبعانه ترین شکلی در میان بهت و حیرت فرزند خردسال و  فریاد ستم ستیزانه همسرش بازداشت و روانه زندان اوین میشود.
اتحادیه آزاد کارگران ایران، بازداشت و انتقال اسماعیل عبدی به زندان اوین را قویا محکوم میکند و با خواست ازادی فوری و بی قید و شرط اسماعیل از زندان، از عموم کارگران، معلمان، تشکلها و نهادهای مستقل کارگران و معلمان و فعالین مدنی سیاسی و حقوق بشری میخواهد تا در صفی یکپارچه و متحد برای آزادی اسماعیل عبدی و همه زندانیان آزادیخواه و عدالت طلب  به میدان بیایند و اجازه ندهند شریف ترین انسانهای این جامعه به بند کشیده بشوند.

کارگر معلم اتحاد اتحاد

اتحادیه آزاد کارگران ایران -۱۹ آبانماه ۱۳۹۵

*************

قانون کار، اساسی ترین و بنیادی ترین قانون در چهارچوب مناسبات موجود در جهان معاصر است (متن کامل)

نوشته حاضر یادداشتهایی است که جعفر عظیم زاده از سه هفته پیش شروع به نوشتن آنها کرد  اما بدلیل اهمیت موضوع، این یادداشتها و قسمت آخر آن، مجموعا بصورت یک مقاله منتشر میشود.

اینکه میلیونها کارگر در سراسر کشور مشمول قانون کار هستند و میلیونها کارگر دیگر مشمول این قانون نیستند یک واقعیت است، و اینکه حداقل مزد و سایر شرایط زیست معلمان، پرستاران، بازنشستگان، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه، بخشهای خدماتی رفاهی، رانندگان، مستخدمین کشوری و حتی مستخدمین سطوح پایین لشکری و… ، جدا از هم و جدا از حداقل مزد سالیانه کارگران مشمول قانون کار تعیین می شود، باز هم یک واقعیت است.
اما این واقعیات بیانگر تضاد منافع ما زحمتکشان و۹۹ درصدی های جامعه نیست، چرا که قبل از هر چیزی و بر اساس داده های کنونی زندگی بشر که خارج از اراده جداگانه ی یکایک ما انسانهاست، همه ی ما در یک جغرافیای سیاسی واحدی به نام ایران زندگی میکنیم و نمیشود حداقل مزد کارگران مشمول قانون کار را مثلا به دو برابر افزایش داد ولی مزد بقیه مزد بگیران زحمتکش را ثابت نگه داشت. بر عکس این مسئله نیز صادق است. به عنوان مثال مگر حکومتی میتواند حقوق معلمان را به دو برابر افزایش دهد آنوقت مزد کارگران کارخانه ها و مراکز تولیدی و اساتید دانشگاه یا مستخدمین کشوری و لشکری سطوح پایین، کمی افزایش پیدا کند و یا ثابت بماند. از همین رو هم است که اقلیت حاکم در راس هرم غارت و قدرت در ایران، در برابر هر گونه امتیاز دهی به معلمان که توانایی امتیاز دهی به آنان را نیز دارد مقاومت میکند چرا که خود به خوبی میداند در اینصورت علاوه بر افزایش حقوق کارگران و همه بخشهای زحمتکش جامعه، حتی باید جیره و مواجب قضات حلقه به گوش و مامورین امنیتی را نیز افزایش دهد.  به این معنا اگر مثلا حداقل مزد برای کارگران مشمول قانون کار در سال آینده یک میلیون و ششصد و بیست و چهار هزار تومان، معادل  دو برابر حداقل مزد کنونی تعیین بشود طبیعی است که دیگر مزد کارگر ساختمانی و یا جوشکار پروژه ای که مشمول قانون کار نیست نمیتواند از ۵۰ هزار یا صد هزار تومان کنونی در روز به ٦۰ یا ۱۱۰ هزار تومان افزایش پیدا کند بلکه به تناسب تعیین همین حداقل مزد دو برابر برای کارگران مشمول قانون کار، مزد ما کارگران ساختمانی و پروژه ای نیز به دو برابر و یا نزدیک به این کمیت و کیفیت افزایش پیدا خواهد کرد. همینطور اگر حداقل مزد کارگران مشمول قانون کار در سال آینده به دو برابر افزایش پیدا بکند بدیهی است که حکومتگران مجبور به افزایش حقوق معلمان، پرستاران، بازنشستگان، روزنامه نگاران، اساتید دانشگاه، بخشهای خدماتی رفاهی  و دیگر مستخدمین کشوری و لشکری و حتی قضات حلقه بگوش و مامورین امنیتی(که اکثریت آنها را از طبقه بزرگ ما کارگران استخدام کرده اند)، به دو برابر کنونی خواهند بود.
مثالهای فوق قبل از هر چیز، بدرست دلالت بر هم سرنوشتی کارگران و معلمان و دیگر بخشهای زحمتکش جامعه دارد. گو که، سفره همه بخشهای طبقه کارگر و میزان بهرمندی آنان از هر درجه رفاه و خوشبختی و یا فقر و فلاکت،  همچون زنجیری ناگسستنی به همدیگر گره خورده است. اما این هم سرنوشتی، خود، حاصل مناسبات بنیادی تری در زندگی انسان معاصر است. مناسباتی که مبتنی بر تقسیم جامعه به دو طبقه اصلی و جایگاه آنان به عنوان کارگر یا صاحب سرمایه  در چرخه تولید و استثمار اکثریت عظیم انسانها توسط اقلیتی صاحب سرمایه است. این تقسیم بندی و کشاکش این دو طبقه برای سهم بری از ثروت تولید شده، سر آغاز تمامی کشمکشهای موجود در جهان معاصر و مدار شکل دهی به قوانین در تمامی عرصه های حیات سیاسی اقتصادی و فرهنگی اجتماعی در هر جامعه ای در گستره گیتی است. 
با این حال، همه ی قوانین موجود، بطور آشکاری بیانگر این کشمکش و جنگ و جدال بر سر سهم بری از تولید ثروت و نفس استثمار انسان از انسان و درجه شدت و حدت آن در چهار چوب مناسبات جهان معاصر نیستند. مثلا قوانین مربوط به انتخابات آزاد و یا انتخابات غیر دموکراتیک و یا حتی قانون اساسی را نمیتوان بطور مستقیم، بلاواسطه و سر راستی به مسئله استثمار اکثریت عظیم انسانها توسط اقلیتی صاحب سرمایه و کشمکش دو طبقه اصلی جامعه بر سر سهم بری از تولید یا درجه استثمار در جوامع مختلف ربط داد. هر چند که در بنیادی ترین سطح، قانون اساسی و همه قوانین ناظر بر حیات اجتماعی انسانها، بر آمد تضادهای طبقاتی و کشمکش دو طبقه اصلی جامعه  و یا حتی بخشهای مختلف طبقه سرمایه دار بر سر سهم بری از ثروت اجتماعی تولید شده می باشند. اما در این میان، قانون کار تنها سند قانونی است که میزان بهره کشی صاحبان سرمایه از کارگران و سهم این طبقه بزرگ از تولید و زندگی اجتماعی، بطور نسبتا سر راستی در آن متبلور می شود.
این قانون نسبت به سایر قوانین و قانون اساسی، با ابهام بسیار کمتری، قانونی بر سر درجه استثمار کارگر، روابط استثمارگرایانه کارگران و سرمایه داران و به این معنا کل جامعه بشری بر سر کشمکشی دائمی در مناسبات جهان مسلط سرمایه داری  در مورد کمیت و کیفیت استثمار و بهره کشی انسان از انسان است. اینجاست که بطور عینی و بی هیچ اغراقی قانون کار به عنوان بیان آشکار و نماد رابطه اسثتمارگرایانه زندگی مادی و معنوی انسان جهان معاصر، بر بالای سر همه قوانین دیگر و منجمله قانون اساسی که در ابعاد کلان و نسبتا ناروشنی، حیات سیاسی اقتصادی و فرهنگی اجتماعی همه جوامع بشری را ترسیم میکنند، قرار میگیرد و میتواند مبنای قضاوتی تاریخ ساز بر سر کل روابط اجتماعی انسانها و قوانین و مناسبات آنها در هر جامعه ای قرار بگیرد.
با این حال، قانون کار از آنجا که طبق تعاریف رایج، دارای جایگاهی حقوقی! و در مقام قانون ناظر بر حقوق صنفی!؟ کارگران، مهندسی شده و تعین پیدا کرده است کمتر مورد توجه روشنفکران، اقتصاددانان چپ و آزادیخواه، جنبشهای عدالتخواه از قبیل جنبش دانشجوئی و دیگر جنبشهای مدنی و ترقی خواه و حتی برخی نیروهای جنبش سوسیالیستی قرار می گیرد. اما در  عالم واقع و در چهارچوب مناسبات موجود، این قانون، قانونی بر سر اولین و بنیادی ترین حقوق انسان، یعنی حق حیات و امرار معاش، چگونگی تامین این حقوق برای استثمار شوندگان و معرف موقعیت اکثریت قریب به اتفاق انسانها در برابر اقلیت صاحب سرمایه در چرخه ی تولید ثروت است که سایر قوانین و حقوق اجتماعی ناظر بر حیات اجتماعی این اکثریت از قبیل آموزش رایگان، مطبوعات آزاد، تحزب، آزادی بیان و هر درجه از مدنیت از دل آن سر بر میکشند.
به عنوان مثال آموزش رایگان در اقصی نقاط دنیا، زمانی آغاز و به شکل امروزی نهادینه میشود که پیش از آن، جدال و کشمکش عظیمی بر سر کار کودکان از اواسط قرن نوزدهم در کشورهای اروپایی در میگیرد و بر متن این کشمکش بتدریج قوانینی در قالب قانون کار برای کم کردن ساعات کار کودکان و یا ممنوعیتهای مختلفی در مورد سن و نوع  کار کودکان تصویب میشود و در پس این روند، آموزش رایگان که اساسا معطوف به تحصیل کودکان طبقات فرودست است  بتدریج از دهه سی ام قرن بیست به این سو در کشورهای اروپایی آغاز و شروع به بسط و گسترش در همه نقاط دنیا میکند. اینگونه مثالها را به ترتیب فوق در مورد همه قوانینی که امروزه برای همگان امری جدا از کشمکش دائمی کارگران به مثابه اکثریت عظیم انسانها با اقلیت صاحبان سرمایه تلقی میشود میتوان تا به آخر به طور تجربی درک و توضیح داد.
برای اثبات مدعای فوق، در یک نگاه کلی تر همین کافی است که بپرسیم: آیا ممکن است در کشوری کار کودکان ممنوعیت قانونی نداشته  باشد و میلیونها  کودک به عنوان امری متعارف بطور روزانه در مراکز تولیدی و صنعتی مشغول بکار باشند آنوقت در چنین جامعه ای آموزش رایگان و اجباری برای کودکان در قانون اساسی اش گنجانده شود؟ و یا آیا میشود در کشوری کارگران با قوانین کار و مناسبات قرن نوزدهمی در یک بعد وسیع اجتماعی کار  و زیست بکنند و آنوقت در آن کشور دیکتاتوری قرن نوزدهمی سر بر نکشد و آزادی بیان و تحزب و…، در اشکال امروزین اش به عنوان بخشی از اصول قانون اساسی آن کشور مصوب و عملی گردد؟
اینجاست که قانون کار به مثابه برآمد و شکل حقوقی مناسبات استثمارگرایانه عصر حاضر، در معنای رایج و مهندسی شده اش که گویا قانونی خاص کارگران و مربوط به امور صنفی!؟ آنان است، رنگ می بازد و جایگاه کلیدی آن در همه عرصه های حیات زندگی اجتماعی سیاسی انسان معاصر در هر جامعه ای باز نموده می شود.
حال اگر از این منظر و از این واقعیت عینی در  مورد قانون کار به لایحه اصلاحیه دولت روحانی بر روی آن بنگریم آنوقت ابعاد وحشتناک و فاجعه بار این لایحه، نه تنها بر زندگی و معیشت کارگران و میلیونها مزد بگیر زحمتکش، بلکه بر تمامی عرصه های زندگی سیاسی اجتماعی یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی روشن میشود.
 بر اساس این لایحه: ۱- دولت میتواند علیرغم تورم بالا با استناد به شرایط اقتصادی کشور حداقل مزد را ریالی افزایش ندهد و اقدام به انجماد دستمزدها بکند. علاوه بر این اختیار تعیین حداقل مزد بدست میل و اراده دولت و تک به تک کارفرمایان خواهد افتاد ۲- اخراجهای دسته جمعی به محض کمترین نوسان و کاهشی در تولید صورت قانونی پیدا خواهد کرد و صدها هزار کارگر بطور دسته جمعی اخراج خواهند شد ۳- قراردادهای شفاهی به مرور جایگزین قراردادهای کتبی خواهد شد و هر گونه قانونمندی از روی ساعات کار، تعطیلات، مرخصی ها، بیمه و.. برداشته خواهد شد ۴- پایه های قانون تامین اجتماعی متزلزل و دیری نخواهد پائید که همین حداقلهای موجود نیز مضمحل خواهد شد ۵- با مخدوش شدن پرداخت مزایای پایان کار به کارگران قرارداد موقت، دولت و کارفرمایان خواهند توانست به انحا مختلف پرداخت این مزایا به کارگران قرارداد موقت را متوقف بکنند.*
با توجه به نکات فوق، لایحه پیشنهادی دولت برای تغییر قانون کار بطور عینی یک پدیده قرن نوزدهمی مبتنی بر تشدید بی حد و حصر استثمار انسان از انسان، محو حق اشتغال و امنیت شغلی، امحا تدریجی تامین اجتماعی و در خوشبیانه ترین حالت تضعیف بنیانهای تامین اجتماعی و رها سازی مطلق سرنوشت انسانها بدست سرمایه و بازار و تحمیل بقا بر میلیونها انسان در خط مرگ است که در صورت تصویب و اجرا میتواند بربریتی غیر قابل تصور را بر روابط و مناسبات میان انسانها در جامعه ایران حاکم نماید و یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی را به یکصد سال پیش عقب براند. بدین معنا، این لایحه از جنس هیچیک از لوایح ضد کارگری معطوف به تعرض به زندگی و معیشت کارگران در کشورهای اروپائی و سایر نقاط جهان نیست و خیلی سر راست، هر درجه از مدنیت و انسانیت نسبی تثبیت شده در عصر حاضر  را نشانه رفته است که میتواند سیمای سیاسی اقتصادی و اجتماعی فرهنگی جامعه ایران را، بیش از هر نظام ضد کارگری دیگری در عصر حاضر، معادل با نظامهای دوران اوان شکل گیری نظام سرمایه داری بکند.
 کاملا روشن است که احیا چنین مناسباتی ما بین اکثریت عظیم مردم یک کشور به عنوان کارگران و زحمتکشان با اقلیت صاحب سرمایه، بطور عینی و عملی نمیتواند بدون یک چرخش عظیم در سایر حوزه های زندگی سیاسی اقتصادی و اجتماعی فرهنگی یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی متحقق شود. لذا دادن فرصت به تصویب و اجرای لایحه پیشنهادی دولت برای تغییر  قانون کار، دادن فرصت به تحمیل یک عقب گرد تاریخی در تمامی ابعاد زندگی سیاسی اقتصادی و اجتماعی فرهنگی بر مردم ایران خواهد بود.

 از این رو انتظار این است تا نه تنها کارگران بلکه معلمان، دانشجویان و دانش آموزان (به عنوان نیروی کار سال آینده و چند سال آینده)، فعالان مدنی و همه جنبشها و نیروهای عدالتخواه، حقوقدانان، روشنفکران، اقتصاددانان، روزنامه نگاران و تمامی انسانهای شریفی  که در قبال سرنوشت یک جامعه هشتاد و پنج میلیونی احساس مسئولیتی میکنند بر علیه این لایحه به میدان بیایند و با تحمیل باز پس گیری آن به دولت، جنبشی را حول اعمال  تغییرات اساسی در قانون کار موجود  که با رسمیت دادن به قراردادهای موقت، گسترش و نهادینه کردن شرکتهای پیمانکاری و ممنوعیت تشکلهای مستقل صنفی و …، موجبات قانونی تحمیل بی حقوقی افسار گسیخته ای را بر کارگران و همه زحمتکشان ایران فراهم کرده است برپا کنند و اجازه ندهند بیش از آنچه که تاکنون بر علیه انکشاف یک جامعه انسانی  و مدرن در ایران به پیش رفته است بنیانهای لازم و ملزوم یک زندگی اجتماعی مبتنی بر دستاوردهای تاکنونی بشریت معاصر در کشورمان به خطر بیافتد.

*نقل از بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران در مورد لایحه اصلاحیه دولت بر روی قانون کار

*************

دفتر دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی جعفر عظیم زاده را به زندان اوین فرا خواند

ظهر امروز دفتر دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی طی تماسی با جعفر عظیم زاده وی را به زندان اوین فراخواند و اعلام کرد چنانچه وی فردا صبح به زندان مراجعه نکند غیبت اش را به دادستانی تهران اعلام خواهیم کرد. فرا خواندن جعفر عظیم زاده به زندان در شرایطی صورت میگیرد که وی در حال حاضر از مشکلات عدیده ای منجمله بیماری قلبی رنج می برد و در حال حاضر پیگیر درمان بیماری قلبی خود است.

جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران، ۱۷ آبانماه سال گذشته در پی تایید حکم شش سال زندان توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر در بند ٨ زندان اوین محبوس شد و بدنبال اعتصاب غذایی ٦۳ روزه، در روز دهم تیر ماه از بیمارستان سینا بطور موقت آزاد شد. بدنبال این آزادی وی سه روز بعد بر اساس پرونده ای مرتبط با اعتصاب کارگران کارخانه نوردو ولوله صفا به شعبه چهار بازپرسی دادگستری شهرستان ساوه احضار و پس از محاکمه در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه با همان اتهامات شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ۱۱ سال زندان دیگر محکوم شد. در ارتباط با اعتصاب اردیبهشت ماه سال ۹۴ کارگران کارخانه نورد و لوله صفا پرونده دیگری نیز در دادگاه شعبه ۱۰۱ کیفری ۲ ساوه با اتهامات تشویش اذهان عمومی و بر هم زدن نظم عمومی بر علیه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد تشکیل شده که جلسه اول محاکمه آنان در این دادگاه در روز هشتم شهریور ماه برگزار و ادامه محاکمه به جلسه دیگری موکول شد.

سوم آبانماه ۱۳۹۵

*************

صدور حکم زندانهای طویل المدت بر علیه فعالین صنفی

خشم و نفرت عمومی را بر علیه وضعیت موجود دامن خواهد زد

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد به جرم تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران و مصاحبه و انتشار مقالاتی پیرامون وضعیت مصیبت بار کارگران هر کدام به یازده سال زندان محکوم شدند. این حکم سنگین در حالی در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه بر علیه این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران صادر شده است که آنان می باید در دادگاه کیفری ساوه نیز به جرم تشویش اذهان عمومی و بر هم زدن نظم عمومی مورد محاکمه قرار بگیرند و علاوه بر آن جعفر عظیم زاده در حال حاضر با حکم شش سال حبس از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، زندانی بند ٨ زندان اوین محسوب میشود که بدنبال اعتصاب غذایی شصت و سه روزه در بیرون از زندان بسر می برد.

احکام طویل المدت زندان در حالی در طول دو سال گذشته، علیه طیف وسیعی از فعالین کارگری و جنبش معلمان صادر میشود که روزبروز بر عمق و دامنه ی فقر و فلاکت کارگران و معلمان و دیگر مردم زحمتکش ایران بطور فاجعه باری افزوده میشود و از دیگر سو اختلاسهای میلیاردی و فساد گسترده در نهادهای دولتی از ارگانهای نظامی گرفته تا آموزش و پرورش و گسترش نابسامانیهای اجتماعی از قبیل وجود ۱۱ میلیون حاشیه نشین، میلیونها بیکار، تن فروشی گسترده زنان، دهها هزار کودک کار و خیابان، الکلیسم و رواج گسترده انواع مواد مخدر و دهها معضل لاینحل اجتماعی دیگر، یک جامعه هشتاد میلیونی را در آستانه فروپاشی قرار داده است.

معنای صدور این احکام در چنین شرایطی روشن است. واضح است که اینان به عنوان قدرت حاکم هیچ پاسخی به شرایط مصیبت بار موجود، جز گسترش سرکوب و به زندان انداختن شریف ترین انسانها ندارند. اما در این سو، کارگران و معلمان و دیگر توده های زحمتکش مردم ایران با اعتراضات هر روزه خود در حال نمایش قدرت خویش و پیشروی برای دستیابی به خواستهای بر حق شان هستند و صدور اینگونه احکام ذره ای نتوانسته است منویات دولت تدبیر و امید سرمایه داران و قوه قضائیه را برای به تمکین واداشتن آنان متحقق بکند.

همین چند روز پیش بود که معلمان با انتخاب اسماعیل عبدی، محمود بهشتی، رسول بداقی و علی اکبر باغانی به عنوان مسئولین کانون صنفی معلمان، اعتماد بالای خود را به این انسانهای بزرگ که به زعم نهادهای امنیتی و قوه قضائیه خطری برای امنیت ملی کشور محسوب می شوند، به نمایش گذاشتند.

معلوم شد، این انسانها و دیگر فعالین صنفی جنبش کارگری و معلمان از جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد تا محمود صالحی، داوود رضوی، نیک نژاد، بهلولی، علی نجاتی، ابراهیم مددی، رضا شهابی، بهنام ابراهیم زاده و دهها فعال صنفی شناخته شده و شناخته نشده ی دیگر، نه تهدیدی بر علیه امنیت کشور، بلکه تهدیدی بر علیه دزدان و غارتگران و پیام آوران امنیت و سعادت و بهروزی برای کارگران و معلمان و دیگر توده های زحمتکش مردم ایران هستند.

پرونده فعالیتهای جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در برابر چشمان کارگران و همه افکار عمومی در سطح کشور و در سطح جهانی قرار دارد. آنان نماینده های پر شور و سازش ناپذیر و مورد اعتماد ما کارگران در اتحادیه آزاد و فریاد عدالتخواهی و خشم فرو خورده میلیونها کارگری هستند که از شمال تا جنوب و شرق و غرب کشور، کمرشان در زیر فقر و فلاکت در حال خرد شدن است.

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد نه سلاح بدست گرفته اند، نه باعث تجمعات خیابانی منجر به آسیب برای کسی شده اند، نه میلیاردها میلیارد غارت کرده اند، نه استثمار کرده اند، نه وام بانکی دارند که عودت نکرده باشند، نه کاخها از طریق رانت و اختلاس ساخته اند، نه مرزها را به خطر افکنده اند، نه وارد بازیهای سیاسی شده اند، نه سر سپرده قدرتی هستند و نه حتی کوخی در این مملکت زرخیز برای همسر و فرزندانشان مهیا کرده اند. آنان فقط ظلم ستیز و نماینده ای سازش ناپذیر برای احقاق حق ما کارگران از طریق ایجاد تشکل کارگری و فعالیتهای صنفی بوده اند و فقط به این جرم هر کدام به یازده سال زندان و تا بدینجا جعفر عظیم زاده مجموعا به ۱۷ سال زندان محکوم شده است.

صدور چنین احکام ظالمانه ای، اگر چه در درون نهادهای امنیتی و قضائی در کمال آرامش و سکوت صورت میگیرد اما در این سو در جامعه ای که در تب فقر و فلاکت و عصیان میسوزد این احکام و تداوم سیاست سرکوب موجب افزایش خشم و نفرت میلیونها کارگر و معلم و انسان زحمتکش از وضعیت موجود خواهد شد و بی تردید بر ضریب احتمال وقوع تلاطمات شدید اجتماعی خواهد افزود.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۵

*************

مظفرصالح نیاوهاشم رستمی تبرئه شدند

امروزچهارشنبه ۹۵/۷/۲۸ طی پیامکی ازجانب شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج ازمظفرصالح نیاعضوهیئت مدیره اتحادیه آزادکارگران ایران وهاشم رستمی ازفعالین کارگری شهرسنندج که روز۱۷مهر۹۵آنهارامحاکمه کرده بود،خواسته شدکه به این شعبه دادگاه مراجعه نمایند.

باحضوراین افراددردادگاه،به آنهاحکم برائت ازاتهامات وارده (اقدام علیه امنیت ملی وتبلیغ علیه نظام) داده شد.

هاشم رستمی روز۲۹خرداد۹۵ومظفرصالح نیااول تیر۹۵به خاطرفعالیتهای کارگری ازسوی اداره اطلاعات سنندج بازداشت وبعدازحدود۲۰روزباوثیقه۵۰میلیون تومانی به طورموقت آزادشدند. این فعالین چه درایام بازداشت وچه هنگام محاکمه دردادگاه ازفعالیتهای کارگری خوددفاع کرده وهمچنین مظفرازحقانیت اتحادیه آزادکارگران ایران به عنوان تشکلی کارگری دفاع نموده بود.

اتحادیه آزادکارگران ایران خودرادرشادی این فعالین وخانواده های آنها شریک میداندوبه مظفروهاشم به خاطرتلاشهایشان درجهت دفاع ازمنافع کارگران وسرفرودنیاوردن دربرابرفشارهاواذیت وآزاردستگاههای امنیتی درودمیفرستد. همچنین ازحق تشکلیابی کارگران وعضویتشان درهرتشکل کارگری باجدیت دفاع مینمایدوخواستارحذف اتهامات امنیتی ازپرونده هاوآزادی کلیه فعالین اززندان میباشد.

*************

بر اساس حکم شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد هر کدام به یازده سال زندان محکوم شدند+ اصل حکم

امروز ۲۴ مهر ماه، حکم شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه در مورد جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد به وکیل آنان جناب آقای محمد علی جداری فروغی ابلاع شد. بر اساس این حکم، این دو عضو هیات مدیره اتحادیه ازاد کارگران ایران بابت تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران و اداره نمودن آن به ده سال زندان و فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی به یک سال و مجموعا هر کدام به یازده سال زندان محکوم شده اند. اتهامات جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در پرونده آنان در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” و “فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی” می باشد. علاوه بر این دو اتهام، آنان به اتهام تشویش اذهان عمومی، بر هم زدن نظم عمومی و مشاوره به کارگران اعتصابی نورد و  لوله صفا در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ ساوه نیز مورد محاکمه قرار گرفته اند و مقرر شده است پس از برگزاری جلسه دیگری حکم مربوطه صادر شود.

جعفر عظیم زاده علاوه بر یازده سالی که در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به زندان محکوم شده است پیش تر با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران نیز با همان اتهامات شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به شش سال زندان محکوم شده است و در حال حاضر زندانی بند ٨ زندان اوین می باشد که بدنبال اعتصاب عذای ٦۳ روزه ای که انجام داد در بیرون از زندان بسر می برد. وی با حکم ۱۱ سال زندان دادگاه انقلاب ساوه  مجموعا به ۱۷ سال زندان محکوم شده است.

اتحادیه آزاد ایران با محکوم کردن صدور حکم ۱۱ سال زندان بر علیه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد، متعاقبا اطلاع رسانیهای بیشتر و اقدامات مقتضی را در اعتراض به این احکام ظالمانه به انجام خواهد رساند.

۲۳ مهر ماه ۱۳۹۵

تصاویر حکم جعفر  عظیم زاده و شاپور احسانی راد را
اینجا کلیک کنید.

*************

تایید حکم شش زندان اسماعیل عبدی در دادگاه تجدید نظر را قویا محکوم میکنیم

حکم شش سال حبس اسماعیل عبدی که پیش تر توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب با اتهامات واهی “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” و “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” صادر شده بود، توسط شعبه ۳٦ دادگاه تجدید نظر تایید و ۱٦ مهر ماه جاری به وکیل ایشان ابلاغ شد.

اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران(تهران) و از چهره های سرشناس جنبش اعتراضی معلمان است که همراه و همدوش صدها هزار نفر از همکارانش در سطح کشور بطور خستگی ناپذیری برای برخورداری معلمان از یک زندگی انسانی مبارزه کرده است.

خواست اسماعیل عبدی و صدها هزار معلم در سرتاسر کشور پایان دادن به فقر و فلاکت، اجرای کامل قانون نظام هماهنگ پرداختها در مورد فرهنگیان شاغل و بازنشسته، بر چیده شدن استخدام موقت معلمان با حقوقهای بسیار ناچیز تحت عناوین حق التدریس و شرکتی و پیمانی، جلوگیری از رشد فزاینده مدارس غیر انتفاعی و هیات امنایی و برخورداری فرزندان ما کارگران و عموم مردم ایران از آموزش و تحصیل رایگان و مطابق با استانداردهای امروزی است. اما در این مملکت، این مطالبات برحق و تلاش و مبارزه برای تحقق آنها، اقداماتی امنیتی و تبلیغ بر علیه نظام جمهوری اسلامی به حساب میایند و معلمان برجسته و شریفی همچون عبدی و یارانش در کانونهای صنفی معلمان با این اتهامات به زندانهای طویل المدت محکوم میشوند.

مبارزه خستگی ناپذیر معلمان ایران برای دست یابی به مطالبات بر حق شان، چیزی نیست که با زندان و سرکوب آرام بگیرد. جنبش اعتراضی معلمان سالهاست بی وقفه ادامه دارد و علیرغم هزینه های سنگینی که متحمل شده است امروزه استوارتر و آگاه تر از هر زمان دیگری در حال پیشروی و گره خوردن با دیگر جنبشهای عدالتخواهانه اجتماعی و بطور اخصی با جنبش کارگری ایران است.

ما کارگران و معلمان، خود به خوبی میدانیم که چه چیزی را در این مملکت به خطر انداخته ایم. ما با تلاش برای تحقق مطالبات انسانی مان، نوید بخش یک زندگی توام با سعادت و خوشبختی و بالاترین درجه از امنیت اقتصادی اجتماعی برای جامعه هستیم و بدیهی است که تحقق هر درجه ای از امنیت اقتصادی اجتماعی همگانی، میتواند منافع و امنیت رانت خواران و چپاولگران ثروتهای اجتماعی را به مخاطره بیاندازد و آنان را از بهشت برینی که بر روی دوش فقر و فلاکت و بی تامینی ما برای خود ساخته اند محروم نماید. به همین دلیل نیز هست که اینان با وارونه سازی و قرار دادن خود در مقام مدافعان امنیت ملی، اتهام بی اساس و پوچ اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور را به ما فعالین صنفی و مدنی وارد میکنند تا حفاظی در برابر به خطر افتادن منافع خود ایجاد کنند.

اما واقعیت این است که دیگر دوره وارد کردن اینگونه اتهامات نخ نما و به زندان افکندن فعالین صنفی و مدنی با چنین اتهامات پوچ و بی اساسی به سر آمده است. اعتصاب غذای مشترک اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده با محوریت خواست برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و جنبش عظیمی که همین چند ماه پیش حول این مطالبه شکل گرفت خود گواه این مدعاست.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن تایید حکم زندان اسماعیل عبدی اعلام میدارد: به نوبه خود در قبال احتمال اجرای این حکم و یا به زندان انداختن دوباره جعفر عظیم زاده و محمود بهشتی لنگرودی ساکت نخواهد نشست و همدوش با معلمان و دیگر سازمانها و نهادهای کارگری داخلی و بین المللی دست به اعتراضات گسترده ای بر علیه زندانی کردن این فعالین خواهد زد.

جای اسماعیل عبدی زندان نیست، اسماعیل زبان گویای مطالبات ما کارگران نیز هست و ما در اتحادیه آزاد کارگران ایران، با اعلام حمایت قاطعانه از وی، همراه و همدوش او و معلمان کشور برای دست یابی به مطالبات شان محکم و استوار ایستاده ایم.

کارگر معلم اتحاد اتحاد

۲۳ مهر ماه ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده و شاپوراحسانی راد در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه محاکمه شدند

در پی دو بار تاخیر در برگزاری جلسه محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد، صبح امروز این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران با اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” و “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان ساوه مورد محاکمه قرار گرفتند. مصادیق این اتهامات تشکیل و مدیریت اتحادیه آزاد کارگران ایران و مقاله ها و مصاحبه های این دو فعال کارگری پیرامون مسائل صنفی بود.

در این جلسه محاکمه که از ساعت ۹/۳۰ صبح تا ۱۲ ظهر به طول انجامید و وکیل کارخانه نورد و لوله صفا نیز در آن شرکت داشت، وکیل جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد جناب آقای محمد علی جداری فروغی دفاعیه مبسوط و مستدلی را ارائه و ضمن وارد کردن برخی ایرادات قانونی به مراحل اولیه تشکیل پرونده و اشاره به تشابه کامل اتهامات وارده و مصادیق آنها بر جعفر عظیم زاده در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه با شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران که وی را به شش سال زندان محکوم کرده است، بر ضرورت عدم تشکیل پرونده های امنیتی بر علیه کارگران معترض و حق خواه تاکید نمود. در این جلسه همچنین جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد نیز از فعالیتهای صنفی خود و اتحادیه آزاد کارگران ایران دفاع کردند و توضیحات مفصلی را پیرامون فعالیتهایشان که تماما معطوف به مسائل صنفی می باشد ارائه نمودند و با رد اتهامات وارده، خواهان برداشته شدن اتهامات امنیتی از روی پرونده های فعالین صنفی شدند.

برای جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد پرونده دیگری نیز در دادگاه شعبه ۱۰۱ کیفری ۲ شهرستان ساوه تشکیل شده است. جلسه اول این دادگاه روز هشتم شهریور ماه برگزار شد و قرار است وقت رسیدگی دیگری برای این پرونده تعیین و ابلاغ شود. تشکیل دو پرونده امنیتی و کیفری بر علیه این دو فعال کارگری در رابطه با اعتصاب کارگران نورد و لوله صفا در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ می باشد.

۱۴ مهر ماه ۱۳۹۵

*************

بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون رد اعاده دادرسی جعفر عظیم زاده در دیوان عالی کشور

با گذشت بیش از سه ماه از پایان اعتصاب غذای ٦۳ روزه جعفر عظیم زاده، شعبه ۳۳ دیوانعالی کشور طی حکمی اعاده دادرسی او را رد کرد. رد اعاده دادرسی جعفر عظیم زاده از سوی دیوانعالی کشور در حالی صورت می گیرد که با آغاز اعتصاب غذای وی و اسماعیل عبدی در روز دهم اردیبهشت ماه، پرونده مسکوت مانده جعفر و شاپور احسانی راد در دادگستری شهرستان ساوه با هدف به تسلیم کشاندن وی به جریان افتاد و همزمان دو پرونده کیفری و امنیتی بر علیه این دو عضو ثابت قدم و استوار هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران گشوده شد. در این پرونده ها، ۵ اتهام امنیتی و کیفری به جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد از جمله اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور، بر هم زدن نظم عمومی، جعل عنوان در رابطه با کمک و مشاوره به کارگران اعتصابی کارخانه نورد و لوله صفا، تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی وارد شده است.

وارد کردن این اتهامات به جعفر عظیم زاده در حالی است که وی همزمان با بازداشت در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ در شهرستان ساوه، در دادگاه انقلاب شعبه ۱۵ تهران با همین اتهامات به شش سال زندان محکوم شده بود اما علیرغم این محکومیت، دادگستری شهرستان ساوه اقدام به تشکیل پرونده مشابه دیگری با همان اتهامات و مصادیق بر علیه وی کرد.

رد اعاده دادرسی جعفر عظیم زاده در شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور در رابطه با محکومیت شش ساله اش و همزمان با آن برگزاری جلسات محاکمه در دادگاههای کیفری و انقلاب شهرستان ساوه بر علیه وی و شاپور احسانی راد، بیانگر اصرار مسئولین قضائی و امنیتی جمهوری اسلامی بر تداوم امنیتی کردن فعالیتهای صنفی – مدنی و دهان کجی به خواست میلیونها کارگر و معلم در ایران و دهها سازمان جهانی و کشوری کارگران و سازمانهای حقوق بشری در سطح جهانی برای پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی – مدنی و برداشتن اتهامات امنیتی از روی پرونده های فعالین این جنبشهاست.

اعتصاب غذای مشترک جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی که موج کم نظیری از اتحاد کارگران و معلمان و عکس العمل سازمانهای کارگری و حقوق بشری جهانی را بر علیه امنیتی کردن فعالیتهای صنفی – مدنی به همراه آورد، چیزی نیست که با انتقام جوئی از جعفر عظیم زاده از طریق رد اعاده دادرسی و افتتاح دو پرونده امنیتی و کیفری دیگر در شهرستان ساوه به سرانجام مطلوب مسئولین قضائی و امنیتی ختم بشود.

جعفر عظیم زاده دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، هیچ جرمی جز دفاع از منافع خود و دیگر هم طبقه ای هایش مرتکب نشده است. تنها جرم جعفر همچون هزاران کارگر و معلمی که با جسارتی ستودنی بطور روزانه در سراسر کشور مشغول اعتراض و اعتصاب بر علیه بی حقوقی و فقر و فلاکت هستند، ایستادگی در برابر ظلم وستم است. وی نماینده هزار کارگر در شکایت از سعید مرتضوی در مورد غارت و چپاول صندوق سازمان تامین اجتماعی، نماینده سازش ناپذیر و پرشور کارگران عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران، از هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران در اعتراض به حداقل مزد، نماینده کارگران برخی کارخانه ها در هیاتهای تشخیص و حل اختلاف، همراه و همدوش دهها اعتصاب و اعتراض کارگری در کارخانجات سراسر کشور و فریاد اعتراض و خشم فرو خورده میلیونها کارگر به جان آمده از وضعیت مصیبت بار موجود است که در اعتصاب غذایی ٦۳ روزه تا پای جان ایستادگی کرد و تسلیم ظلم و ستم نشد.

وی و صفی از رهبران کارگری و معلمان همچون عبدیها، بداقی ها، بهشتی ها، صالحی ها، رضویها، مددیها، باغانی ها، خواستارها، نجاتی ها، شهابی ها، بهنام ها، جراحی ها، شاپورها و دهها و صدها نفر دیگر از رهبران اعتراضات کارگری در معادن و صنایع تولیدی خدماتی، کسانی نیستند که با زندان و پرونده سازی دست به عقب نشینی از خواستهای بر حق و انسانی شان بزنند. این، آن چیزی است که حکومتگران از درک آن عاجزند و به همین دلیل پاسخ حق خواهی چنین انسانهای شریف و جسوری را با اتهامات واهی امنیتی و زندان و سرکوب میدهند.

اما اگر تاکنون، سرکوب و زندان ذره ای مانع در برابر این انسانهای بزرگ برای حق خواهی و سدی در برابر اعتراضات رو به گسترش کارگران و معلمان و بازنشستگان و بیکاران ایجاد کرده است، حکومتگران همچنان میتوانند به امنیتی کردن مطالبات صنفی – مدنی و به زندان انداختن و فرود آوردن ضربات شلاق بر گرده کارگران برای تداوم وضعیت موجود امیدوار باشند.

۱۳ مهر ماه ۱۳۹۵

*************

محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه به زمان دیگری موکول شد

ساعت ده صبح امروز چهاردهم شهریور ماه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد بر اساس احضاریه شعبه اول داگاه انقلاب ساوه با وکیل خود جناب آقای محمد علی جداری فروغی، در این شعبه حاضر شدند. اما قاضی دادگاه با طرح این موضوع که کیفر خواست صادره دارای اشکال می باشد و می باید جهت اصلاح به شعبه چهار بازپرسی ارجاع شود از برگزاری دادگاه این دو فعال کارگری خودداری کرد. لازم به یادآوری است بدنبال محاکمه شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده در دادگاه کیفری ۱۰۱ ساوه در روز هشتم شهریور ماه که با حضور وکیل آنان و وکیل کارفرمای نورد و لوله صفا برگزار شد، این شعبه نیز با وارد کردن اشکالاتی به پرونده این دوفعال کارگری، آنرا به شعبه ۴ بازپرسی ارجاع داده است.

در پرونده کیفری جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در دادگاه ۱۰۱ کیفری شهرستان ساوه، سه اتهام بر هم زدن نظم عمومی، جعل عنوان از طریق ارائه مشاوره به کارگران اعتصابی نورد و لوله صفا و تشویش اذهان عمومی و در پرونده دیگر آنان در شعبه اول دادگاه انقلاب ساوه، دو اتهام اجتماعی و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به این دو فعال کارگری وارد شده است.

وارد کردن پنج اتهام امنیتی و کیفری به این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در دادگاههای شهرستان ساوه در شرایطی صورت میگیرد که جعفر عظیم زاده با همین اتهامات و مصادیق مربوطه، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به شش سال زندان محکوم شده است و در حال حاضر به دنبال اعتصاب غذای ٦۳ روزه ای، پس از طی نزدیک به هشت ماه از دوران حبس، در بیرون از زندان به سر می برد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن گشایش پرونده های متعدد بر علیه جعفر عظیم زاده، پرونده سازی بر علیه شاپور احسانی راد و دیگر فعالین کارگری و جنبش معلمان در سراسر کشور، اینگونه اقدامات از سوی دولت، نهادهای امنیتی و قوه قضائیه را در راستای سرکوب بیش از پیش مطالبات صنفی کارگران و معلمان ایران و به تمکین واداشتن آنان به شرایط مشقت بار موجود ارزیابی میکند و بدینوسیله با تاکید بر پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی و رفع فوری اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین این جنبشها، اعلام میدارد طبقه کارگر ایران همانگونه که تاکنون نشان داده است، مرعوب چنین سیاستهایی برای دست یابی به مطالبات انسانی و بر حق خود نخواهد شد.

چهاردهم شهریور ماه

*************

محاکمه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد

در دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه را قویا محکوم می کنیم

صبح امروز دوشنبه هشتم شهریور ماه بر اساس ابلاغیه شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ شهرستان ساوه، جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد از اعضای هیات مدیره اتحادیه ازاد کارگران ایران به همراه وکیل خود محمد علی جداری فروغی در این شعبه حاضر شدند.

شاکی پرونده های جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد در دو دادگاه کیفری و امنیتی شهرستان ساوه، کارفرمای کارخانه نورد و لوله صفا می باشد. در دادگاه شعبه ۱۰۱ کیفری ۲ ساوه که صبح امروز این دو فعال کارگری در آن حضور پیدا کرده بودند وکیل کارخانه نورد و لوله صفا نیز شرکت داشت و آنان با اتهامات بر هم زدن نظم عمومی، جعل عنوان از طریق مشاوره به کارگران اعتصابی این کارخانه و تشویش اذهان عمومی با مصادیق تشکیل و مدیریت اتحادیه آزاد کارگران ایران، تحریک کارگران کارخانه نورد و لوله صفا به اعتصاب و فعالیتهای صنفی از قبیل دادن مشاوره به کارگران اعتصابی و مصاحبه ها و نوشتارهای آنان در مورد مسائل کارگری به محاکمه کشیده شدند.

در این جلسه ی محاکمه هر دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران با تشریح وضعیت فلاکتبار کارگران و همراهی دولتهای مختلف و وزارت کار با کارفرمایان در تحمیل بی حقوقی بر آنان، با قاطعیت از حقانیت و قانونی بودن فعالیتهای اتحادیه دفاع و بر حق برخورداری کارگران از تشکلهای مستقل صنفی در محل کار و در بعد سراسری تاکید کردند. در این جلسه، وکیل کارخانه نورد و لوله صفا تلاش کرد با نام بردن از اعتراضات بر حق کارگران نورد لوله صفا به عنوان شورش و وارد کردن اتهاماتی از قبیل تخریب و آتش سوزی در کارخانه به کارگران و ربط دادن آنها به شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده اقدام به سیاه نمایی از فعالیتهای بر حق این دو فعال کارگری بکند که با پاسخهای قاطعانه ای از سوی محمد علی جداری فروغی مواجه شد.

در پایان این جلسه ی محاکمه که از ساعت ۱۰ صبح امروز تا ساعت ۱۲ ظهر ادامه داشت قاضی دادگاه ادامه این محاکمه را به جلسه دیگری موکول کرد. علاوه بر تشکیل پرونده و محاکمه این دو فعال کارگری در شعبه ۱۰۱ کیفری ۲ ساوه با اتهامات بر هم زدن نظم عمومی، جعل عنوان از طریق مشاوره به کارگران اعتصابی نورد و لوله صفا و تشویش اذهان عمومی ، پرونده دیگری نیز بر علیه آنان با اتهامات اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان ساوه گشوده شده و طبق ابلاغیه این دادگاه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد قرار است در روز ۱۴ شهریور ماه جاری در این دادگاه مورد محاکمه قرار بگیرند.

شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده در پی اعتصاب کارگران نورد و لوله صفا در اواخر اردیبهشت ماه سال ۹۴ ، در ارتباط با این اعتصاب دستگیر و هر کدام به ترتیب پس از ۲٦ و ۱٨ روز بازداشت در سلول انفرادی و بازجوئی های متعدد از سوی مامورین امنیتی با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شدند. تشکیل دو پرونده کیفری و امنیتی بر علیه این دو فعال کارگری در شهرستان ساوه، در حالی صورت گرفته است که جعفر عظیم زاده با حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با همان اتهامات مشابه دو دادگاه کیفری و انقلاب شهرستان ساوه به شش سال زندان محکوم شده است و در حال حاضر پس از گذراندن نزدیک به هشت ماه از مدت این محکومیت در زندان اوین، بدنبال اعتصاب غذای ٦۳ روزه اش در بیرون از زندان بسر میبرد.

محاکمه این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران با اتهامات متعدد امنیتی در پی اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و شکل گیری جنبشی عظیم بر علیه امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان، چیزی جز دهان کجی به افکار عمومی و میلیونها کارگر و معلم از سوی دستگاههای امنیتی و قضائی نیست.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن اعمال سیاست سرکوب و وارد کردن اتهامات امنیتی بر فعالیتهای صنفی که از زمان روی کار آمدن دولت روحانی بطور گسترده ای از طریق شکایت کارفرمایان از کارگران در سراسرکشور به پیش برده میشود اعلام میدارد نه تنها بکارگیری اشکال مختلف سرکوب و برخوردهای امنیتی با اعتراضات صنفی، ذره ای از عزم و اراده ما کارگران برای دفاع از حقوق انسانی مان نخواهد کاست بلکه روز بروز بر عمق و دامنه اعتراضات ما و نفرت و انزجارمان از وضعیت موجود خواهد افزود. تشکل، تجمع، اعتصاب و سازماندهی اعتراضات سراسری حق مسلم و خدشه ناپذیر ماست و هیچ قدرتی نمیتواند توام با تحمیل بی حقوقی و فقر و فلاکت روز افزون بر ما کارگران، مانع اعتراضات بر حق ما بشود.

هشتم شهریور ماه ۱۳۹۵

*************

احضارمجدد مظفرصالح نیا وهاشم رستمی به دادگاه سنندج

امروز یکشنبه ۷ شهریور ۹۵ مظفر صالح نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در پی احضاریه تلفنی روز قبل شعبه یک دادگاه انقلاب سنندج، ساعت ۱۱صبح به این شعبه مراجعه و دفاعیات خود را نسبت به اتهامات همیشگی و تکراری وارده را مبنی برتشکیل اتحادیه آزادکارگران ایران و مجوز فعالیت آن ونحوه ارتباط اش در این تشکل کارگری، ارائه نمود.

به فاصله نیمساعت بعد هاشم رستمی هم در همین شعبه حاضر و درمورد فعالیت های کارگری تحت پرسش قرارگرفت.

پس از پایان این جلسات، دادگاه برای ۱۷ مهرماه بمنظور ادامه محاکمه وقت مجدد داده است.

مظفر صالح نیا روز اول تیر ۹۵ توسط مأموران اطلاعاتی سنندج در محل کارش بازداشت و بعد از ۱۹ روز با سپردن وثیقه ۵۰ میلیون تومانی به همراه هاشم رستمی که او هم قبل از مظفر بازداشت شده بود، روز ۱۹ تیر آزاد گردید. اتهامات وارده توسط دستگاه قضائی به مظفر، عضویت در اتحادیه آزاد کارگران ایران و فعالیتهای کارگری و برای هاشم رستمی نیز فعالیتهای کارگری عنوان گشته است.

این عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در ۴ مردادماه ۹۵ نیز در پی احضاریه شعبه چهار بازپرسی دادگاه سنندج ساعت یک و سی دقیقه بعد از ظهر به این شعبه بازپرسی مراجعه و آخرین دفاعیات خود را نسبت به اتهامات وارده بر خود، ارائه نموده بود.

اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن تاکید بر حقانیت مسلم موجودیت وفعالیتهای خود در دفاع از مطالبات حق طلبانه کارگران ، برای حذف این اتهامات پوچ و بی اساس از پرونده های این فعالین با جدیدیت مبارزه خواهدکرد. عضویت در هر تشکلی و هر نوع فعالیتی در راستای دفاع از حقوق انسانی حق همه افرادجامعه ست.

اتحادیه آزادکارگران ایران ضمن محکوم کردن این رویه و رفتار مراجع امنیتی و قضایی نسبت به فعالین کارگران که در راستای ایجاد رعب و فشار و محدودیت به فعالین صنفی صورت میگیرد، به همراه همه بخشهای طبقه کارگر، کلیه تشکلها، سازمانها و نهادهای کارگری و مدافع حقوق انسانی در ایران و جهان برای خنثی نمودن هر گونه فشار و ارعاب علیه فعالین کارگری به ویژه مظفر صالح نیا و هاشم رستمی از طریق تلاش برای گسترده تر و قدرتمند تر کردن جنبش حذف اتهامت امنیتی علیه فعالین، تمام توان خود را به کار خواهد گرفت.

۷ شهریور ۹۵ ‎

*************

یورش به مراسم تولد ستار بهشتی لکه ننگ دیگری بر دامن سرمایه داری حاکم بر ایران است

امروز پنجم شهریور ماه روز تولد کارگر مبارز ستار بهشتی بود. مادر ستار بهشتی برای گرامیداشت یاد عزیز فرزند قهرمانش از انسانهای شریف و ازادیخواه برای گرامیداشت تولدش دعوت کرده بود و بزرگ زنان و مردان زیادی برای شرکت در این مراسم عازم منزل پدری این کارگر جسور شده بودند. اما این مراسم از همان ساعات اولیه شروع با تهاجم بیشرمانه مامورین و چماق بدستان حکومت مواجه شد و سحر بهشتی عزیز(خواهر ستار بهشتی) و همسرش در همان ساعات اولیه بازداشت و از حضور دهها انسان شریف و آزادیخواه در این مراسم ممانعت بعمل آمد.

چنین برخوردی با مراسم تولد انسانی که زیر دستان مامورین رسمی دولت جمهوری اسلامی جانش را از دست داد چیزی جز بیانگر وحشت حکومتگران از طبقه کارگر ایران و یاد و خاطره فرزندان در خاک خفته آن نیست.

دستگیری سحر بهشتی و همسرش و تحمیل رنج و محنت مضاعف بر مادری وارسته و فرزند از دست داده، لکه ننگ دیگری بر دامن حکومتی است که بر دوش آرمانهای انسانی انقلاب ۵۷ بردگی محض را بر طبقه کارگر ایران تحمیل کرد.
دور نیست روزهایی که کارگران و مردم ایران دست به بازخواستی تاریخی از اینان خواهند زد، اما تا آنروز ما لحظه ای در دفاع از شرافت و حقوق انسانی خود درنگ نخواهیم کرد.

سحر بهشتی عزیز و همسرش بی درنگ آزاد باید گردند و باید دولت روحانی به عنوان قوه مجریه کشور از گوهر عشقی، این مادر بزرگ طبقه کارگر ایران برای عمل امروز مامورین اش عذرخواهی کند و به فوریت دادگاهی صالحه با حضور نماینده های تشکهای مستقل کارگری برای رسیدگی به قتل ستار بهشتی عزیز تشکیل و آمران و مرتکبین این جنایت به سزای عمل خود برسند.

جعفر عظیم زاده – عصر روز پنجم شهریور ماه ۱۳۹۵‎

*************

دیدار فعالین کارگری از محمد جراحی‎

روز پنجشنبه ۲۸ مردادماه تعدادی از چهره های مبارز کارگری از جمله جعفرعظیم زاده و محمودصالحی هرکدام از راه های دور به دیدار محمد جراحی عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری و یکی از رهبران زندانی جنبش کارگری ایران که بعد از تحمل ۵ سال درد و رنجهای روحی و جسمی ناشی از شرایط و فضای غیر انسانی حاکم بر زندان در روز سه شنبه ۱۹ مرداد ۹۵ آزاد شده بود، رفتند.

فرصت این دیدار که اینک پس از سالها مقاومت و پایداری و مبارزه و تحمل مصائب و مشکلات فراوان که بصورت جداگانه و درعرصه های مختلف فعالیت های کارگری برای هریک از این رهبران حاصل شده بود، در فضایی بسیارصمیمی و پرشور صورت گرفت.

در این دیدار ضمن گرامیداشت زنده یاد شاهرخ زمانی و ابراز خشنودی از آزادی محمد جراحی پس از ۵ سال مقاومت، این رهبران جنبش کارگری بر ادامه تلاشها و مبارزات خود برای دستیابی به مطالبات حق طلبانه کارگران و لغو اتهامات امنیتی بر فعالیتهای صنفی و مدنی پای فشردند.

*************

پیام به مناسبت آزادی سرافرازانه محمد جراحی

محمد جراحی فعال کارگری و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری پس از تحمل ۵ سال زندان، صبح امروز آزاد شد. وی علیرغم مشکلات حاد جسمانی وعدم دریافت مرخصی که به عنوان ابزاری برای به تمکین واداشتن زندانیان مقاومی همچون محمد جراحی بکار گرفته میشود لحظه ای در دفاع از منافع طبقه کارگر ایران درنگ نکرد و در طول ۵ سال زندان پرمشقت با جسارتی ستودنی از داخل زندان به دفاع از منافع طبقه کارگر ایران پرداخت.

اتحادیه آزاد کارگران ایران، آزادی محمد جراحی این فعال جسور و برجسته جنبش کارگری را به خانواده و دوستان، طبقه کارگر ایران و عموم انسانهای شریفی که دل در گرو عدالت و آزادی دارند صمیمانه تبریک میگوید و با تاکید بر پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهامات امنیتی از روی پرونده های فعالین صنفی و مدنی، خواهان به رسمیت شناخته شدن حق برپائی تشکلهای مستقل کارگری، اعتصاب، تجمع، راهپیمائی و آزادی سازماندهی و انجام اعتراضات سراسری از سوی کارگران برای دست یابی به مطالبات شان می باشد.

درود بر محمد جراحی

۱۹ مرداد ماه ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد جهت محاکمه به دو دادگاه کیفری و انقلاب شهرستان ساوه احضار شدند

جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد جهت محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب و شعبه ۱۰۱ کیفری شهرستان ساوه احضار شدند. بر اساس احضاریه ای که به این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران ابلاغ شده است آنان روز هشتم شهریور در شعبه ۱۰۱ کیفری و روز چهاردهم شهریور در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان ساوه مورد محاکمه قرار خواهند گرفت. شاکی هر دو پرونده ای که بر علیه شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده در دو دادگاه کیفری و انقلاب تشکیل شده است کارفرمای کارخانه نورد لوله صفا می باشد.

بر اساس کیفر خواستی که در شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان ساوه بر علیه جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد صادر شده است آنان متهم به اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ بر علیه نظام جمهوری اسلامی شده اند. همچنین بر اساس کیفر خواست دادگاه شعبه ۱۰۱ کیفری شهرستان ساوه آنان متهم به تشویش اذهان عمومی، اخلال در نظم عمومی و جعل عنوان و شغل مرتبط با دادن مشاوره حقوقی به کارگران شده اند. مصادیق هر دو کیفر خواست دادگاههای انقلاب و کیفری شهرستان ساوه در رابطه با ۵ اتهام این دو فعال کارگری، تشکیل و مدیریت اتحادیه آزاد کارگران ایران و فعالیتهای صنفی از قبیل دادن مشاوره به کارگران نورد لوله صفا و مصاحبه و نوشتارهای آنان در مورد مسائل کارگری می باشد.

شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده بدنبال اعتصاب و تجمعات کارگران کارخانه نورد و لوله صفا در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ ، به ترتیب در روزهای ۲٦ اردیبهشت و سوم خرداد ماه همانسال بازداشت و روز ۲۰ خرداد ماه با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شدند. پرونده های این دو فعال کارگری در طول یکسال گذشته مسکوت گذاشته شده بود اما با آغاز اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و مقاومت و ایستادگی آنان در مقابل امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان، پرونده های جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد به جریان انداخته شد و سه روز پس از پایان اعتصاب غذای جعفر، وی جهت ارائه آخرین دفاعیات به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ساوه احضار شد.
به جریان انداخته شدن پرونده های شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده با اتهامات واهی در شرایطی در دستور کار قوه قضائیه قرار گرفته است که علیرغم وجود میلیونها پرونده در قوه قضائیه و دزدیهای صدها و هزاران میلیاردی حکومتیان و آقازاده ها هیچ اقدام عاجل و موثر قضائی در باره آنان صورت نمی گیرد اما پرونده های تشکیل شده بر علیه فعالین کارگری حق طلبی همچون جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد با سرعت بالائی مراحل قضائی خود را طی میکند.

محاکمه این دو عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران با اتهامات متعدد امنیتی در پی اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و شکل گیری جنبشی عظیم بر علیه امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان، چیزی جز دهان کجی به افکار عمومی و میلیونها کارگر و معلم از سوی دستگاههای امنیتی و قضائی نیست. اینان با پرونده سازی و تعجیل در به جریان انداختن این پرونده بر علیه جعفر عظیم زاده که در حال حاضر دارای ٦ سال محکومیت از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب در تهران می باشد و هم اکنون در نتیجه اعتصاب غذایش در بیرون از زندان بسر می برد هیچ هدفی جز در هم شکستن عزم و اراده وی، شاپور احسانی راد و دیگر کارگران عضو اتحادیه برای دست شستن از فعالیتهای صنفی و در بعد کلانتری به تمکین وادشتن طبقه کارگر ایران ندارند. اما همانگونه که مقاومت ستودنی و سرسختانه جعفر عظیم زاده و عموم فعالین کارگری و مبارزات بی وقفه کارگران در سراسر کشور تاکنون نشان داده است چنین سیاستهای سرکوبگرانه ای نه تنها راه به جائی نخواهد برد بلکه روز بروز بر عمق و دامنه اعتراضات ما کارگران و نفرت و انزجارمان از وضعیت موجود خواهد افزود و ما را متحدانه تر و مصممانه تر از هر زمانی برای دست یابی به مطالبات انسانی مان به پیش خواهد راند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ۱۹ مرداد ماه ۱۳۹۵

*************

جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی با حضور

در بیمارستان سینا از پرسنل این بیمارستان قدردانی کردند

صبح امروز جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی با حضور در بیمارستان سینا و ملاقات با دکتر شکوری راد و برخی دیگر از مسئولین این بیمارستان، مراتب تشکر و امتنان خود را از زحمات آنان در طول ۱۳ روز بستری بودن جعفر در بیمارستان سینا اعلام و در ادامه با مراجعه به بخش جراحی مردان با تقدیم گل و شیرینی به پزشکان و پرسنل این بخش، از زحمات آنان قدردانی کردند.

جعفر عظیم زاده در پنجاهمین روز اعتصاب غذا به بیمارستان سینا منتقل و مدت ۱۳ روز در بخش جراحی مردان این بیمارستان بستری بود. وی در طول این مدت زیر سرم و تحت نظر پزشکان قرار داشت و هر روز جمع های کثیری از کارگران و معلمان و فعالین مدنی و اجتماعی و دانشجویان به ملاقات وی می آمدند و بخش بشدت شلوغ می شد با اینحال پرسنل این بخش علیرغم شدت کار بالا و فشارهای سنگین کاری با صبر و حوصله با مراجعین برخورد و با مسئولیت بالایی از جعفر عظیم زاده مراقبت میکردند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ٦ مرداد ماه ۱۳۹۵

*************

مظفر صالح نیا به شعبه چهار بازپرسی دادگاه سنندج احضار گردید

امروز دوشنبه ۴ مرداد ۹۵ مظفر صالح نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در پی احضاریه شعبه چهار بازپرسی دادگاه سنندج ساعت یک و سی دقیقه بعد از ظهر به این شعبه بازپرسی مراجعه و آخرین دفاعیات خود را نسبت به اتهامات وارده بر خود، ارائه نمود.

در این جلسه بازپرسی، رئیس شعبه اتحادیه آزاد کارگران ایران را غیر قانونی عنوان کرده و مظفر صالح نیا را به تبلیغ علیه نظام و عضویت در اتحادیه آزاد کارگران ایران متهم نموده و همچنین در رابطه با حمایتش از جعفر عظیم زاده مورد بازجوئی قرار داد که مظفر ضمن رد اتهامات امنیتی از جمله تبلیغ علیه نظام، از کلیه فعالیتهای اتحادیه و فعالیتهای کارگری خود به ویژه حمایت از جعفر عظیم زاده به عنوان حق انسانی خود دفاع کرده است.

مظفر صالح نیا روز اول تیر ۹۵ توسط مأموران اطلاعاتی سنندج در محل کارش بازداشت و بعد از ۱۹ روز با سپردن وثیقه ۵۰ میلیون تومانی به همراه هاشم رستمی که او هم قبل از مظفر بازداشت شده بود، روز ۱۹ تیر آزاد گردید. اتهامات وارده توسط دستگاه قضائی به مظفر، عضویت در اتحادیه آزاد کارگران ایران و قعالیتهای کارگری و برای هاشم رستمی نیز فعالیتهای کارگری عنوان گشته است.

روز چهارشنبه ۳۰ تیر ۹۵ نیز شریف ساعدپناه به اداره اطلاعات شهر سنندج احضار و به مدت چند ساعت به خاطر شرکت در گلگشت حمایت از جعفر عظیم زاده و همچنین دیدار با خانواه او در زمان اعتصاب غذا و عکس گرفتن با پلاکارد “جان جعفر عظیم زاده در خطر است” و همچنین در مورد فعالیتهای اتحادیه آزاد کارگران ایران زیر فشار و بازجوئی بازجویان اداره اطلاعات قرار گرفته بود.

اتحادیه آزاد کارگران ایران عضویت در هر تشکلی و هر نوع فعالیتی در راستای دفاع از حقوق انسانی را حق همه می داند و به همراه همه بخشهای طبقه کارگر، کلیه تشکلها، سازمانها و نهادهای کارگری و مدافع حقوق انسانی در ایران و جهان برای خنثی نمودن هر گونه فشار و ارعاب علیه فعالین کارگری به ویژه مظفر صالح نیا، هاشم رستمی و شریف ساعدپناه از طریق تلاش برای گسترده تر و قدرتمند تر کردن جنبش حذف اتهامت امنیتی علیه فعالین، تمام توان خود را به کار خواهد گرفت.

۴ مرداد ۹۵

*************

شعری از سعید رضایی: تقدیم به جعفر عظیم زاده

*٦۳ روز*

روزها پیاپی میگذشت و دلهره ها صد چندان…

کام های تلخ و شب های پر درد و

جستجوی لحظه ای آرامش که کیمیا شده است.

برای حمایت از جعفر عزیز اعتصاب غذا شروع شد و من دست به قلم شدم تا غمنامه ای از جعفر نگارم.

نگاشتم:

جعفر عزیز حال که برایت مینویسم در اعتصاب غذا هستم تا اندکی از این دردهای عظیمت را کمی احساس کنم.

تو همچو نامت آن رود عظیمی هستی که زایشگر مقاومت و استقامت در برابر تمام ظلم و ستم و بیدادی.

جعفر عزیز

*با سوز در سوی تو سوختن

در حکم یک نعره لب دوختن*

نمیدانم چه شد که جهان دگرگون شد برایم به ناگه…

جعفر عظیم زاده آزاد شد…

اشک شوق من و تو همراه شد با اشک خدا که با شنیدن خبر آزادیت لحظه ای شادمان گریست.

*هنوزم زنده ای و زنده بودنت خواریست در چشم تمام ستمگرین*

عاشق از خود نمیپرسد که عشق چیست و من نیز از خود نمیپرسم که جعفر عظیم زاده چرا و چگونه قلبم را تسخیر کرد که هویداست که اسیر (عشق)عظمت این رود شده ام.

وقتی در ٦۳ روز به خاطر عظمتت زمین خودسوزی کرد و ماه از آسمان جدا شد ،پس چرا من به خاطر عظمت و بزرگیت ایستاده کلاه از سر بر ندارم و عاشقت نشوم؟

این آغاز عاشقی را از من مگیر…

تنت سلامت باد

(سعید رضایی)

*************

شریف ساعد پناه به اداره اطلاعات شهر سنندج احضار و مورد بازجوئی قرار گرفت

روز چهار شنبه ۳۰ تیر ۹۵ به دنبال احضار شریف ساعدپناه عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران توسط اداره اطلاعات سنندج، وی ساعت ۹ صبح به اطلاعات سنندج مراجعه نموده و تا ساعت یک و پانزده دقیقه بعد از ظهر مورد بازجوئی قرار گرفته است.

شریف ساعدپناه به خاطر شرکت در گلگشت حمایت از جعفر عظیم زاده و همچنین دیدار با خانواه او در زمان اعتصاب غذا و عکس گرفتن با پلاکارد “جان جعفر عظیم زاده در خطر است” و همچنین در مورد اتحادیه آزاد کارگران ایران زیر فشار و بازجوئی بازجویان اداره اطلاعات قرار داشته است. بازجویان علاوه بر اعمال این فشارها، از شریف خواسته اند که تعهد بدهد در هیچ تجمعی شرکت نکند.

پیش از شریف ساعد پناه، هاشم رستمی از فعالین شناخته شده کار گری در شهر سنندج و مظفر صالح نیا از اعضاء هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران نیز به دلیل فعالیت های مشابه ساعد پناه توسط مامورین اطلاعات به مدت بیش از بیست روز بازداشت و تحت بازجویی و اعمال فشار قرار گرفته بودند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران اعمال فشارها بر کارگران و بقیه مزدبگیران به قصد ممانعت از گسترش حق طلبی و مبارزات طبقه کارگر برای دستیابی به حقوق انسانی شان را قویا محکوم می‌کند و بدینوسیله اعلام میدارد به نوبه خود وهمدوش با تشکل ها و نهادهای مستقل کارگری و معلمان تا تحقق منع هر گونه تعقیب قضایی، بازداشت و اذیت و آزار فعالین صنفی به مبارزات خود با تمام توان ادامه خواهد داد.

۳۱ تیر ۹۵

*************

ارائه لایحه دفاعی جعفرعظیم زاده به شعبه چهار بازپرسی دادسرای شهرستان ساوه

در پی احضاریه شعبه چهار بازپرسی دادسرای شهرستان ساوه، جعفر عظیم زاده که قبلا” توسط بازپرس این شعبه تفهیم اتهام شده بود، صبح امروزمجددا” پس از یک مهلت ۱۵ روزه همراه وکیل خودآقای محمدعلی جداری فروغی دراین بازپرسی حاضرو لایحه دفاعی خودرا به بازپرس این شعبه ارائه نمود.

در کیفر خواستی که در دادسرای شهرستان ساوه بر علیه جعفرعظیم زاده تنظیم شده است به وی چهار اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور”، “تشویش اذهان عمومی”، “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” و “اخلال در نظم عمومی” وارد شده است. مصادیق این اتهامات در کیفرخواست مذکور کمک و مشاوره به کارگران اعتصابی کارخانه نورد و لوله صفا، تحریک کارگران کارخانه پروفیل ساوه به اعتصاب، تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، قرار گرفتن در راس این اتحادیه و مصاحبه و کار نوشتاری حول مسائل کارگری می باشد.

جعفر عظیم زاده در لایحه دفاعیه خود که حدود سه صفحه بود ، ضمن رد قاطع این اتهامات ، از فعالیتهای صنفی خود که مصادیق این اتهامات قرارگرفته اند دفاع نمود. همچنین از فعالیتهای اتحادیه آزادکارگران که درجهت منافع و معیشت کارگران تلاش میکند، دفاع کرده و بر حق اعتراض کارگران برای دفاع از منافع و مطالباتشان برای بهبود زندگی شان تاکید نمود.

جعفرعظیم زاده در این لایحه مجددا” برخواست اصلی خود که فعالیت های صنفی نباید با اتهامات امنیتی روبرو شود، تاکید گذاشت.

لازم به ذکر است که بازپرس شعبه ۴ دادسرای شهرستان ساوه به آقای محمدعلی جداری فروغی وکیل جعفرعظیم زاده، اعلام کرد که فعلا” امکان دسترسی ایشان به پرونده در این مرحله وجود ندارد. درنتیجه وکیل نامبرده تا مدتی نامعلوم ، به پرونده موکل خود ،جهت مطالعه و بررسی دسترسی ندارد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران اتهامات وارده به جعفر عظیم زاده را بی ربط و از اساس در راستای ایجاد رعب و وحشت و بستر سازی با بکار گیری اتهامات امنیتی به قصد سرکوب فعالیتهای کارگری، معلمی و اجتماعی توسط دستگاه قضائی می داند و قاطعانه علیه این رویکرد دستگاه قضائی تا تغییر رویکرد مذکور و آزادی قطعی جعفر عظیم زاده و دیگر فعالین دربند به مبارزات خود ادامه خواهد داد.

*************

بهنام ابراهیم زاده: آزادی جعفر عظیم زاده ، یک موفقیت شادی بخش

سرانجام جعفر عظیم زاده همسنگر سرسخت عزیزمان به دنبال قبول خواست اولیه اش و دادن قول اعاده بررسی پرونده او و آزادی موقت از زندان به اعتصاب غذایش خاتمه داد. آزادی او یک پیروزی بزرگ برای همه ماست و تبریک میگویم. و همین جا اعلام میکنم که به سهم خود از حمایت های وسیع از کارزاری که او و اسماعیل عبدی برای لغو پرونده های تشکیل شده برای کارگران، معلمان و همه کسانیکه بخاطر اعتراض برحقشان تحت پیگرد قرار گرفته اند، اعلام کرده اند، و خواست همه ما نیز هست، اعلام میکنم.

من از زندان این پیام را میدهم. بعد از چند ماه دوندگی و سردواندن همسر و فرزندم، قرار بود همین روزها به من مرخصی داده شود که کنار همسر و خانواده ام و با فرزندم نیما که بیمار است باشم، ولی وقتی پدرم سند را بعنوان وثیقه برای مرخصی ام آماده کرده و خواست تحویل دهد، گفتند فقط سه روز مرخصی میدهند و این درحالیست که من باید تا کردستان میرفتم که مادر و خانواده ام را دیدار کنم. از همین روز نه پدرم و نه من هیچکدام حاضر به قبول مرخصی سه روز نشدیم. من را با اتهامات واهی در زندان نگاهداشته اند و حتی اجازه مرخصی رفتن و دیدار خانواده ام را هم به من نمیدهند. اما من پیگیر حق و حقوقم هستم.

همانطور که جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی بعد از پیروزی شادی بخش آزادی موقت جعفر از زندان، اعلام کردند، آزادی آنها موقتی است و هنوز پرونده قضایی آنان باز است. در همین فاصله جعفر با پرونده دیگری از سوی بازپرسی ساوه احضار شد، و باز هم چند اتهام امنیتی به او وارد کردند که معنی اش ممنوعیت حق تشکل و اعتراض و تعرض به تشکل های کارگری و از جمله به اتحادیه آزاد کارگران ایران است. همچنین رسول بداقی از اعضای کانون صنفی معلمان که سالها در زندان بوده دوباره به دادگاه احضار شده است. بعلاوه اینکه پرونده های تشکیل شده برای کارگران، معلمان و مردم معترض تحت عناوینی چون اخلال در نظم و امنیت ملی همچنان باز است. از جمله کسانی چون من هنوز در زندانند. و زندانی سیاسی ای چون نرگس محمدی در شرایطی بسیار بدی بسر میبرد و حتی اجازه تماس با فرزندانش را هم ندارد.

بنابراین قدم بعدی بدنبال این پیروزی، فشار آوردن برای لغو تمامی این پرونده هاست. و این همان خواستی که بیانیه عظیم زاده- عبدی بر آن تاکید دارد.

من بهنام ابراهیم زاده از سال ٨٩ تا کنون با همین اتهامات در زندانم و هفت سال و ١٠ ماه دیگر نیز حکم گرفته ام. و خواست من اعاده بررسی پرونده ام و لغو تمامی اتهامات وارده شده است. محمد جراحی کارگر زندانی دیگری است که ٥ سال حبس داشته است و همچنان در بازداشت بسر میبرد. یک قلم مهم از اتهامات ما نیز اخلال در نظم و امنیت ملی است. باید کارزارمان را تا آزادی تک تک کسانی چون ما از زندان ادامه دهیم.

تشکل، اعتصاب، آزادی بیان، برگزاری مراسم روز جهانی کارگر و آزاد و تامین زندگی کردن، همگی حقوق مسلم ماست. و مبارزه ما برای حق و حقومان و داشتن یک زندگی بهتر و شایسته جرم نیست. چرا مقامات دولتی از حقوقها های نجومی برخوردارند و دستمزد ما چند بار زیر خط فقر است. ما همانطور که کارگران و معلمان اعلام کرده اند، خواستار افزایش دستمزدها در سطح سه میلیون و پانصد هزار تومان که خط فقر اعلام شده دولتی است، هستیم. جعفر عظیم زاده و عبدی و همه ما را بخاطر همین خواستها زندانی کردند. و ما بر حقانیت خواستهایمان تاکید داریم.

زنده باد آزادی، زنده باد کرامت انسانی

بهنام ابراهیم زاده- زندانی رجایی شهر

٢٢ تیر ٩٥

*************

بهنام ابراهیم زاده به مرخصی آمد

روز سه شنبه ۲۲ تیر ۹۵ بهنام ابراهیم زاده عضوکمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری و فعال دفاع از حقوق کودک با سپردن وثیقه ٦۰۰ میلیون تومانی برای مدت چهار روز مرخصی از زندان رجائی شهر کرج مرخص شد.

بهنام ابراهیم زاده سال ۱۳٨۹ به اتهامات امنیتی “اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم و غیره” با مصادیق شرکت در تجمعات کارگری و حمایت از کودکان ابتدا به ۲۰ سال و سپس در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال حبس محکوم گردید. او که در زندان نیز همچنان صدای اعتراض کارگران و ستم دیگان و کودکان بود، پس از واقعه روز جمعه (جمعه سیاه)۲٨ اردیبهشت ۹۳ که حمله ای سازمان یافته توسط مأموران امنیتی به بند ۳۵۰ زندان اوین بود و تعداد زیادی از زندانیان این بند از جمله بهنام ابراهیم زاده با عبور از تونل سربازان باتوم به دست، مجروح و سر و دست شکسته روانه انفرادی شده بودند، در دی ماه ۹۳ توسط شعبه ۲٦ دادگاه انقلاب در حالیکه چهار ماه به اتمام حکم پنج ساله اش باقی مانده بود، مجددا به اتهامات امنیتی به ۹ سال و نیم زندان محکوم گردید.

بهنام ابراهیم زاده ٦ سال است که به خاطر دفاع از انسانیت، دفاع از حقوق کارگر، معلم، همه مزدبگیران و کودکان که از نظر دستگاه قضائی مصادیق اقدام علیه امنیت ملی و غیره می باشد، به جای اینکه همراه با خانواده اش و در کنار فرزند بیمارش “نیما” باشد که به گفته پزشکان حضور او در کنار فرزندش برای بهبودیش حیاتی است، در پشت میله های زندان سپری کرده است. اما کسانی که با دزدیها، چپاولها و اختلاسهای هزاران میلیارد تومانی و حقوقهای صدها میلیونی امنیت و بقاء ده ها میلیون انسان کارگر، معلم و مزدبگیر را به طور واقعی به خطر می اندازند و کودکان را به جای برخورداری از تحصیل و شادی روانه کارگاههای زیر زمینی، کوره های آجر پزی، دستفروشی سر چهار راهها و زباله گردی می کنند، در کمال آرامش و در سایه قانون به زندگی شاهانه و عیش و نوش مشغول هستند.

جای بهنام ابراهیم زاده و بقیه انسانهائی که به خاطر دفاع از حقوق انسانهای محروم به اتهامات امنیتی محکوم شده اند، در زندان نیست. این انسانهای شریف و آزادیخواه باید فورا آزاد گردند. بهنام ابراهیم زاده نباید به زندان باز گردانده شود. مرخصی او باید به آزادی دائمیش تبدیل گردد. صفی واحد و متحد برای ممانعت از بازگرداندش به زندان ایجاد کنیم.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ۲۳ تیر ۹۵

*************

مظفر صالح نیا و هاشم رستمی موقتا آزاد شدند

امروز شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۵ مظفر صالح نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و هاشم رستمی فعال کارگری با سپردن وثیقه ۵۰ میلیون تومانی برای هر یک، به طور موقت از زندان سنندج آزاد شدند. اتهام مظفر صالح نیا، فعالیتهای کارگری و عضویت درتشکل به زعم دستگاه قضائی غیر قانونی اتحادیه آزاد کارگران ایران و اتهام هاشم رستمی نیز فعالیتهای کارگری اعلام گردیده است.

اتهامات وارده به این فعالین و گرو گرفتن وثیقه ها تا زمان محاکمه و تعیین تکلیف آنان توسط دستگاه قضائی، به وضوح آشکار است که هدفی غیر از ایجاد رعب و وحشت به منظور ممانعت از گسترش بیشتر از پیش اعتراضات حق طلبانه کارگران، معلمان و بخشهای معترض دیگر جامعه را دنبال نمی کند. فعالیت در تشکلهای کارگری و از جمله اتحادیه آزاد کارگران با هدف دفاع از حقوق انسانی و برای تغییر شرایط زندگی با دستمزد چهار برابر زیر خط فقرغیر قانونی و سزاوار تعقیب، زندان و غیره است، اما زیر چتر همین قانون دزدیهای هزاران میلیاردی و چپاول افسار گسیخته انجام می گیرد و باز هم مطابق همان قانون حقوقها و پاداشهای صدها میلیون تومانی به بی خاصیت ترین افراد تحت عنوان مدیران و غیره پرداخت می گردد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران آزادی موقت مظفر صالح نیا و هاشم رستمی را به خانواده ها و دوستان آنان و همه کارگران مبارز تبریک می گوید و برای حذف این اتهامات پوچ و بی اساس از پرونده های این فعالین با جدید مبارزه خواهد کرد. همچنین از همه کارگران، معلمان و مزدبگیران و تشکلها و نهادها و سازمانهای مدافع حقوق انسانی و کلیه مزدبگیران در سطح داخلی و بین المللی می خواهد با تمام توان به این رویکرد تاکنونی دستگاههای قضائی نسبت به بکارگیری اتهامات امنیتی و بی ربط با فعالیتهای حق طلبانه انسانها، به قصد سرکوب و منکوب کردن بخشهای به ستوه آمده جامعه بخصوص کارگران، معلمان و مزدبگیران اعتراض کنند.

۱۹ تیر ۹۵

*************

علی اصغر ذاتی: جعفرعظیم زاده كم نظیر است

جعفرعظیم زاده كم نظیر است اما واقعیت دارد؛ همه ی بزرگی انسان درك درست بیان صادقانه ومنطقی وآگاه صمیمیت عاشقانه وبی پرده وهمه ی ویژگی های یك انسان بزرگ وهمگرا به نسبت در رفتار وگفتار او شفاف و ماندنی دراوایجاد شده؛ آنچه او را به حد شگرفی دوستداشتنی ومردمی می نمایاند و كیمیا و كم نظیرجلوه میدهد ٦٣ روز مقاومت اعتصاب غذا در زندان جعفرعظیم زاده را انسانی بزرگ و سخنانش او را فهیم و آگاه و مهربانی اش او را دلنشین و ایستادگی كوه وار او درزندان فردی با اراده نمایان می كند او كه از خود گذشته چنان عاشقانه دیگر خواه احتماعی آزادیخواه وعدالت طلب وهمگراست كه دستانت برای همیشه با اوهمدست خواهد شد؛ آری او و دوستان و همراهان وهمكارانش همان شخصیت كارگر آگاه و ارزشمندی هستند كه می توانند با هم پیمان شدن معلمان؛ بهترین ضرورت ها را با پیوند به دیگر گروهها درجامعه بر پای دارند و فرهنگ سازی كنند. او انسان نازنین و ارزشمندی است كه درجامعه ای آزاد می تواند رشد كند و رشد دهد و تحولی نوین زندگی ساز نشاط آور و امید بخش ایجاد شود اگر چه طی دوران حبس بعنوان كارگر فعال سندیكایی واعتصاب غذا حتی حدود ٢٠ كیلو از جسم و جانش آب شده اما چند برابر رشد شخصیتی داشته است. ملتی برخود ببالد كه ازپس مشقت ورنج دردناك دارای چنین كارگران و چنان روشنفكران؛ فعالان مدنی اجتماعی سیاسی ومعلمانی آگاه ووو … اندیشمند وفهیم دارد؛ آزادی امید رفاه خنده وشادی حق چنین مردمی است؛ آنگاه كه با ترانه همدست وهمداستان وهمراه شوند …. درود درود درود

*************

مظفر صالح نیا و هاشم رستمی آزاد باید گردد

مظفر صالحی نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران که از روز اول تیر توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده بود، روز گذشته چهارشنبه ۱۵ تیر به قرنطینه زندان سنندج منقل شد.

صبح روز گذشته قرار بوده مظفر از اداره اطلاعات به دادگاه آورده شود اما به بهانه عدم حضور قاضی جلسه دادگاهی را به بعد از ظهر موکول کرده بودند. خانواده مظفر بعد از ظهر همان روز برای دیدار با وی و در جریان قرار گرفتن روند بازپرسی پرونده مجددا به دادگاه مراجعه می کنند ولی بعد از مدت طولانی انتظار کشیدن او را به دادگاه نمی آورند. بعد از آن مظفر تلفنی انتقال خود به قرنطینه زندان را به اطلاع خانواده اش می رساند.

همچنین هاشم رستمی فعال کارگری شهر سنندج نیز که روز ۲۹ خرداد بازداشت شده بود، بعد از صدور قرار بازداشت یک ماهه برای وی، همچنان در زندان بسر می برد.

۱٦ تیر ۹۵

*************

مظفر صالحی نیا به زندان سنندج انتقال یافت

مظفر صالحی نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران که از روز اول تیر توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده بود، روز گذشته سه شنبه ۱۵ تیر به قرنطینه زندان سنندج منتقل شد.

صبح روز گذشته قرار بوده مظفر از اداره اطلاعات به دادگاه آورده شود اما به بهانه عدم حضور قاضی جلسه دادگاهی را به بعد از ظهر موکول کرده بودند. خانواده مظفر بعد از ظهر همان روز برای دیدار با وی و در جریان قرار گرفتن روند بازپرسی پرونده مجددا به دادگاه مراجعه می کنند ولی بعد از مدت طولانی انتظار کشیدن او را به دادگاه نمی آورند. بعد از آن مظفر تلفنی انتقال خود به قرنطینه زندان را به اطلاع خانواده اش می رساند.

همچنین هاشم رستمی فعال کارگری شهر سنندج نیز که روز ۲۹ خرداد بازداشت شده بود، بعد از صدور قرار بازداشت یک ماهه برای وی، همچنان در زندان بسر می برد.

۱٦ تیر ۹۵

*************

تفهیم چهار اتهام امنیتی به جعفر عظیم زاده در شعبه چهار بازپرسی دادسرای شهرستان ساوه

در پی احضاریه شعبه چهار بازپرسی دادسرای شهرستان ساوه، صبح امروز جعفر عظیم زاده علیرغم وضعیت جسمانی نامناسب در این بازپرسی حاضر و توسط بازپرس این شعبه تفهیم اتهام شد. در ادامه این بازپرسی جعفر بدلیل ضعف جسمانی و عدم توانائی ذهنی در تنظیم دفاعیه درخواست مهلت برای ارائه دفاعیات را مطرح کرد که از سوی بازپرس شعبه مورد توافق قرارگرفت و مقرر گردید وی دفاعیات خود را دو هفته دیگر به این بازپرسی ارائه کند.

در کیفر خواستی که در دادسرای شهرستان ساوه بر علیه جعفرعطیم زاده تنظیم شده است به وی چهار اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور”، “تشویش اذهان عمومی”، “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” و “اخلال در نظم عمومی” وارد شده است. مصادیق این اتهامات در کیفرخواست مذکور کمک و مشاوره به کارگران اعتصابی کارخانه نورد و لوله صفا، تحریک کارگران کارخانه پروفیل ساوه به اعتصاب، تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، قرار گرفتن در راس این اتحادیه و مصاحبه و کار نوشتاری حول مسائل کارگری می باشد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ۱۵ تیر ماه ۱۳۹۵

*************

متن مصاحبه رادیو ندا با جعفر عظیم زاده، فردای آزادی

روشن: حمید روشن هستم از رادیو ندا

عظیم زاده: قربانت، زنده باشید آقای روشن، زنده باشید.

روشن: خوشحالم که صداتونو میشنوم

درود بر پایداری و استواریتان که در واقع در احقاق حقوق کارگران و معلمان چنین ستودنی جان عزیزتون رو در کف دست گرفته بودید،خوشحالم که صداتون رو می شنوم.

جعفر عظیم زاده: زنده باشید منم ممنونم از شما و همه ی دوستان که در سطح جهانی و داخلی در واقع کار رو انسان های شریف و بزرگی انجام دادند که به نظرم اون خواسته ای رو که ما از داخل زندان مطرح کردیم، تبدیلش کردند به یک جنبش بزرگ. و افتخار می کنم که جزو کوچکی از این جنبش بزرگ هستم.

روشن: و در واقع ما و همه به شما افتخار می کنند که کاری کردید کارستان. این اقدام مشترک شما با آقای اسماعیل عبدی، پژواک جهانی یافت و در واقع صدای فریاد دادخواهی کارگران و معلمان در سطح جهان پژواک یافت. درود بر این شرف و استواری شما.

عظیم زاده: زنده باشید، زنده باشید. من در خدمت شما هستم.

روشن: زنده باشید، در واقع زهی سعادت که الان با شما می تونم گفتگو کنم و صداتون رو بشنوم ولی باتوجه به اینکه تازه از بیمارستان مرخص شدید، وضعیت جسمی بعد از ٦۴ روز اعتصاب غذا مسلمه که مساعد نیست من مزاحمتون نمی شم ولی می توانیم از این تریبون باز هم صدای دادخواهی و فریادتون رو به گوش شنوندگان برسانیم.

عظیم زاده: خواهش می کنم. من فکر می کنم که هنوز ما در آغاز راه هستیم. درسته که سر مطالبه ی پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و مدنی یه جنبش عظیم به واقع شکل گرفته ولی واقعیت اینه که هنوز به لحاظ قانونی هیچ اقدام در خور تاملی برای رسیدگی به این موضوع انجام نشده. هر چند که من بیرونم و اسماعیل هم اومد بیرون، آقای بهشتی اومد بیرون، آقای بداقی آزاد شد، آقای هاشمی آزاد شد، همه ی این ها به خودی خود شعف انگیزه ولی واقعیت اینه که هنوز همونطوری که گفتم اقدام درخور تاملی برای تحقق مطالبات ما انجام نشده و به این معنا من فکر می کنم که این جنبش تازه در آغاز راهیه که نهایتا بایستی به نظرم به اونجایی ختم بشه که این اتهامات از پرونده فعالین کارگری برداشته بشه. کارگران در ایران همچنین در نقاط دیگر دنیا قادر بشن تجمع بکنن، اعتصاب کنن، راهپیمایی کنن، تشکل های مستقل خودشون رو داشته باشن، بدون اینکه با اتهامات امنیتی و زندان های طویل المدت رو به رو بشن. به هر حال از نظر من این جنبش ادامه خواهد داشت.

روشن: بله،درود بر شما، درود بر پایداری شما. یقینا همونطوره که فرمودید. به واقع هنوز در آغاز راه هستیم ولی امید هست که با همبستگی و با اتحاد این پرچمی که واقعا با شایستگی برافراشتید و تا به اینجا حمل کردید بشه با اتحاد و همبستگی کارگران و معلمان به پیش برد و این جنبش دادخواهی را به سرانجام رساند.
عظیم زاده: زنده باشید، ممنونم که این فرصت رو به من دادید، دستتون درد نکنه.

روشن: زنده و پایدار باشید آقای عظیم زاده. امیدوارم که فرصت دیگری باشد که گفتگوهای مفصل تری انجام بدیم ولی الان واجب ترین چیز، در واقع سلامتی شماست که باید به آن توجه بشه.

عظیم زاده: ممنون از توجهتون.

روشن: خداحافظ.

*************

جعفر عظیم زاده به شعبه چهار بازپرسی دادگستری شهرستان ساوه احضار شد

در حالی که تنها سه روز از آزادی موقت جعفر عظیم زاده میگذرد و وی بدنبال ۶۳ روز اعتصاب همچنان در شرایط جسمانی نامناسبی قرار دارد اول وقت صبح امروز به شعبه چهار بازپرسی دادگستری شهرستان ساوه احضار شد. بر اساس این احضاریه جعفر فردا صبح می باید در این شعبه بازپرسی حضور پیدا کند.

جعفر عظیم زاده اواخر اردیبهشت ماه سال گذشته در پی اعتصاب کارگران نورد و لوله صفا و دستگیری شاپور احسانی راد عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، با حضور در دادگستری شهرستان ساوه پیگیر آزادی شاپور بود که توسط بازپرس شعبه اول بازپرسی دادگستری شهرستان ساوه در محل این شعبه دستگیر و بمدت ۲۰ روز در سلول انفرادی محبوس گردید و سپس با مصادیقی از قبیل کمک به اعتصاب کارگران نورد و لوله صفا، تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران و راه اندازی سایت اتحاد(سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران) به اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی متهم و با وثیقه یکصد میلیون تومانی آزاد شد.

این اتهامات واهی در حالی در اواخر اردیبهشت ماه سال ۹۴ در دادگستری شهرستان ساوه به جعفر وارد شد که وی دو ماه قبل از آن در اواخر اسفند ماه سال ۹۳، با همین اتهامات در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و به شش سال زندان محکوم شده بود و منتظر حکم دادگاه تجدید نظر بود که در ادامه با تایید حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر در ۱۷ آبانماه سال گذشته روانه زندان اوین شد.

احضار جعفر عظیم زاده به شعبه چهار بازپرسی دادگستری ساوه از زمان آغاز اعتصاب وی و اسماعیل عبدی در دهم اردیبهشت ماه سالجاری بطور مکرر با هدف وارد کردن فشار مضاعف بر وی و وادار کردن جعفر به تمکین و سکوت صورت گرفته است.

بی تردید احضاریه جدید شعبه چهار بازپرسی دادگستری شهرستان ساوه نه تنها خللی در عزم جعفر عظیم زاده و ما کارگران برای دستیابی به مطالبات بر حق مان ایجاد نخواهد کرد بلکه بر عمق و دامنه اتحاد ما کارگران و کارگران و معلمان برای مقابله با وضعیت موجود خواهد افزود.

جعفر عظیم زاده، اسماعیل عبدی و محمود بهشتی لنگرودی پس از آزادی، اکنون در شرایطی قرار دارند که خطر بازگرداندن آنان با بهانه های واهی به زندان کاملا مرتفع نشده است از همین رو ما به نوبه خود در اتحادیه آزاد کارگران ایران با تاکید و اصرار بر تحقق خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و مدنی اعلام میداریم در مقابل هر گونه اقدامی که منجر به بازگرداندن این عزیزان به زندان صورت بگیرد ایستادگی خواهیم کرد.

۱۴ تیر ماه ۱۳۹۵

*************

صدیق کریمی: برای آزادی جعفر عظیم زاده

آزادی جعفر عظیم زاده از رهبران محبوب و خستگی ناپذیر جنبش کارگری را به تمام تشکلها ، جمعها ، فعالین و همه انسانهای شریف و آزادیخواهی که بی وقفه و خستگی ناپذیر با حضور فیزیکی خود ویا حمایت و ارسال پیغام برای تحقق مطالبه بر حق او تلاش کردند صمیمانه تبریک میگویم و دست تک تک آنان را به گرمی میفشارم.خواست جعفر عظیم زاده همواره خواست تمام کسانی بوده که یک زندگی انسانی را شایسته همه انسانها دانسته اند ولی با سرکوب و ضرب سیستم حاکم عقب زده شده است اما اینبار جعفر با ایستادگی و مقاومت خود ونیزپشتیبانی همه جانبه کارگران و معلمان و توده های معترض مردم صف و سیعی را در ابعاد جهانی پدید اورد که سرانجامش پیروزی جعفر و مردم و عقب نشینی سیستم بود. اگر سیستم با کمال بی شرمی اعلام میکرد که هزینه مرگ جعفر را میپردازد اما جعفر اثبات کرد اگر جانش میتواند در زندگی انسانها نقش داشته باشد حاضر است ان را نیز بدهد. اما نکته ای را که دوست دارم به ان اشاره کنم اینست که موفقیت جعفر عظیم زاده در امتداد خطی است که اتحادیه ازاد کارگران ایران از ابتدای تشکیل شدنش بر ان پافشاری میکند و ان اینست که کارگران برای تحقق مطالباتشان باید متحدانه سازمان یابند و راه نجاتشان تنها در قدرت اتحاد و سازمانیابیشان است .خطی که جعفر و اتحادیه در طول دوران تاسیسش با همکاری و همفکری لحظه به لحظه با اعتصابات و اعتراضات کارگری مختلف در سراسر ایران از جمله پیگیری حکم ابقا به کار کارگران کارخانه شاهو سنندج ، پیگیری و شکستن حکم محاربه بنده و شیث امانی ، پیگیری و لغو حکم زندان کارگران دستگیر شده اول ماه می ٦٨ سنندج ، پیگیری و جمع کردن امضاء برای طومار ۴۰ هزار امضاء و …… بر آن پا فشرده بود. امتداد این خط امروز با مقلومت جعفر از زندان ادامه یافته و با همت و پایداری او و همبستگی صف وسیع در مقیاس جهانی رود خروشانی را به راه انداخته است که صدای دلنشین آن توجه تمام انسانهای زحمت کش را به خود جلب کرده است . برای توسعه این رود خروشان باید متحد شویم.

*************

دیدار مادر ستار بهشتی با جعفر عظیم زاده

به دیدار آقای جعفر عظیم زاده رفتیم کارگر زندانی که برای احقاق حق خود۶۳ روز دراعتصاب غذا بودند و دیشب به گفته مادر رگ غیرت رفعت اسلامى برخى تکان خورد و قول مساعد براى رسیدگى دادند که بهر حال اعتصاب خود را شکست، مادر اما بخاطر توصیه هاى پزشکان براى مراقبت بیشتر نتوانسته بود در این مدت به دیدار این کارگر شریف و غیرتمند برود و از این بابت احساس خوبى نداشت چرا که باور دارد باید به دیدار وى بیش و پیش از همه مى رفت.

باور اینکه این کارگر غیور چقدر نحیف و لاغر شده بود و باید گفت حاشا به غیرت حاکمان کشور مستضعفین.

بهر حال این دیدار محیا شد و مادر احساس خود را اینگونه گفت که وقتى جعفر را دیدم احساسم این بود که ستارم از زندان رهایى یافته.
اما جعفر عظیم زاده با آن حال ضعف چنان کرد که عرق شرم بر پیشانى همه ما نشاند.

جعفر عظیم زاده به راستى عظمت و روح بلندش چنان است که گویى چون کوه دماوند استوار و ثابت قدم بود.

شرح دیدارروز جمعه را سخت میتوانم بیان کنم و شاید بهتر باشد با انتشارعکسها با سکوت حرفهاى نهفته را فریادگر باشیم.

*************

متن کتبی پیام جعفر عظیم زاده پس از پایان اعتصاب غذا به کارگران و معلمان و همه انسانهای شریف و آزادیخواه

پیام صوتی جعفر عظیم زاده

   
اینجا کلیک کنید.

ادای احترام می کنم به جنبش بین المللی طبقه ی کارگر، به سازمان ها واتحادیه های کارگری محلی و بین المللی در اروپا و کانادا و استرالیا و همه ی نقاط دنیا

ادای احترام می کنم به معلمان سراسر کشور، به کانون های صنفی معلمان و به فعالین و چهره های جسور این جنبش بزرگ

ادای احترام می کنم به فعالین مدنی و اجتماعی، به فعالین حقوق بشر و آزادیخواه، به زندانیان سیاسی در رجایی شهر و اوین و به جنبش دانشجویی که همواره جنبش کارگری و جنبش معلمان را علیرغم هزینه های فراوان همراهی کرده اند

ادای احترام می کنم به تشکل ها و نهادهای مستقل کارگری و محافل و جمع های کارگری در کارخانه ها و یاران عزیزم در اتحادیه ی آزاد کارگران ایران که دست در دست هم، دوشادوش کانون صنفی معلمان، خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی کارگران و معلمان و برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالان صنفی و مدنی را تبدیل به یک جنبش عظیم کردند.

اما تا آن جا که به مطالبات این جنبش بر می گردد باید بگویم هنوز اتفاق در خور تاملی برای تحقق آن ها رخ نداده است. هر چند که معلمان بزرگ ما رسول بداقی، اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی و علیرضا هاشمی آزاد شده اند و من امروز در خانه ام هستم و این به نوبه ی خود شعف انگیز است اما هر لحظه امکان این که اسماعیل عبدی و محمود بهشتی و من به زندان باز گردانده شویم وجود دارد. مهمتر از این، هنوز بهنام ابراهیم زاده و محمد جراحی در زندان هستند و علیرغم هفت سال حبس توام با رنج و مشقت ناشی از بیماری فرزند بهنام و بیماری محمد جراحی، آنان هنوز آزاد نشده اند که بایستی فورا و بی قید و شرط آزاد گردند.

به این معنا باید بگویم جنبشی که در طول نزدیک به سه ماه گذشته شکل گرفته است هنوز در آغاز راه و در خوشبینانه ترین حالت در میانه راهی است که بایستی به آن جایی ختم گردد که کارگران ومعلمان و پرستاران و همه ی زحمتکشان قادر به ایجاد تشکل های مستقل و سازماندهی و برپایی اعتراضات محلی و سراسری برای دستیابی به مطالبات برحقشان بشوند، بدون این که اعتراضاتشان امنیتی بشود و آنان با اتهامات سنگین امنیتی و زندان های طویل المدت مواجه گردند.

علاوه بر اینها افزایش دستمزدها مطابق با استانداردهای زندگی امروزی، مزد برابر در ازا کار برابر، حق برپایی تجمع و راهپیمایی، حق برپایی اعتصاب، حق برپایی تشکل مستقل و وجود امنیت شغلی به مثابه حقوق بنیادین کارگران و معلمان، آن مطالبات حداقلی هستند که بایستی متحقق گردند.

من به نوبه ی خود به عنوان یک جز کوچک از جبنش عظیم طبقه کارگر چه در زندان باشم و چه بیرون از زندان، لحظه ای از مبارزه برای تحقق این مطالبات دست بر نخواهم داشت. این مبارزه و تلاش برای دست یابی به مطالباتمان بدیهی ترین حق ماست و هیچ قدرتی نمی تواند این حق را از ما کارگران و معلمان سلب کند و به ما بگوید نان نخواهید و خواهان بهبود شرایط زندگی خود نشوید.

و اما در رابطه با ٦۳ روز اعتصاب غذا که با اسماعیل عبدی عزیز آنرا آغاز کردم مایلم با تاکید بر پیشگامی چهره های جنبش معلمان در اتحاد طبقاتی کارگران و معلمان، اعلام کنم هر چند که در طول این مدت روزهای بسیار سخت و پر مشقتی را پشت سر گذاشتم اما این مدت در عین حال زیبا ترین و پرشکوه ترین روزهای عمر پنجاه ساله من بود. زیبا و پر شکوه به این لحاظ که این اعتصاب با همت کارگران و معلمان، تشکلهای صنفی آنان و فعالین مدنی و اجتماعی و جنبش جهانی طبقه کارگر به یک جنبش بزرگ و نقطه عطفی در تاریخ مبارزه طبقه کارگر ایران تبدیل گردید. جنبشی که به یقین منشا تحولات انسانی و بزرگی در دست یابی کارگران و معلمان و زحمتکشان ایران به مطالبات بر حق شان خواهد شد.

پیام فوق بر اساس متن ویدیویی پیام جعفر عظیم زاده تنظیم شده است و به دلیل مکتوب شدن با نظر خود عظیم زاده معدود نکاتی حذف و یا به آن اضافه شده است.

رونوشت به سازمانهای کارگری و حقوق بشری در سراسر جهان

*************

با اتکا به پیروزی کسب شده با استقامت و استحکام بیشتر تا رسیدن به اهداف نهائی گام برداریم

تحت فشار اعتراضات کارگران، معلمان، بقیه مزدبگیران و بخشهای متعدد بشریت آزادیخواه و سازمانها و نهادهای مرتبط بین المللی، اسماعیل عبدی روز ۲۵ اردیبهشت، بعد از ۱٦ روز اعتصاب با قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی موقتا آزاد گردید و جعفر عظیم زاده نیز پس از تحمل ٦۳ روز گرسنگی و درد و رنج فراوان ناشی از آن، شب گذشته، پنج شنبه ۱۰ تیر با پذیرش بخش ابتدائی خواستش (مرخصی تا اعاده دادرسی) از سوی دستگاه قضائی، اعتصاب غذای خود را پایان داد.

اگر چه جعفر با سپردن وثیقه ۴۵۰ میلیون تومانی مرخصی گرفته است و به خاطر رویکرد تلافی جویانه دستگاه قضائی در برابر مقاومت و سرسختی جعفر و پافشاری او بر رسیدگی به خواستش، دچار صدمات جسمانی بسیاری گردیده، اما با این حال برای جنبش عمومی طبقه کارگر جهانی و بویژه جنبشی که با محوریت خواست مشترک دو تن از رهبران زندانی جنبش کارگری و معلمی، جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی دبیر کانون صنفی معلمان ایران مبنی بر حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین همه عرصه های اجتماعی در گستره جهان شکل گرفته، موفقیت چشمگیر و حائز اهمیت فراوانی است.

امروز با این موفقیت جنبش طبقه کارگر بیشتر از گذشته به مرکز ثقل همه جنبشهای انسانی تبدیل شده و افقی شفاف تر و وسیعتر نمایان گشته است. تردیدی نیست افقی که اکنون با شفافیت بیشتری چهره گشوده است، جنبش ما را امیدوارتر و مصمم تر به سوی خود می کشد.

اکنون که با پایان اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده تا حدی از اضطرابها و نگرانیها کاسته شده است، باید توان و انرژی بیشتری را تا تحقق خواست اصلی جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی به کار گیریم و به فوریت از دستگاه قضائی بخواهیم کلیه امکانات مناسب پزشکی جهت مداوا را در اختیار جعفر بگذارد. دستگاه قضائی به خاطر ٦۳ روز بی اعتنائی و عدم پاسخگوئیش به خواست جهانی برای آزادی جعفر عظیم زاده، باعث وارد آمدن آسیبها و صدمات جسمی جدی ای بر وی شده است. مسؤلیت همه آسیبهای وارده ناشی از اعتصاب غذا بر عهده دستگاه قضائی است.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه خود را در آرامش نسبی فراهم شده برای خانواده جعفر عظیم زاده و همه کسانی که نگران جان او بوده اند، شریک می داند و این پیروزی را به همه آنها تبریک می گوید.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه – ۱۳۹۵/۴/۱۲

*************

با پایان اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده، مبارزه برای دستیبابی به مطالبانتان را تشدید خواهیم کرد

جعفر عظیم زاده پس از تحمل ٦۳ روز گرسنگی و درد و رنج فراوان ناشی از آن، شامگاه پنجشنبه ۱۰ تیر با پذیرش بخش ابتدائی خواسته اش (مرخصی قابل تمدید تا اعاده دادرسی) از سوی دستگاه قضائی، اعتصاب غذای خود را پایان داد.

بیش از ٨۰ روزقبل، دو نفر از فعالین برجسته طبقه کارگر ایران، جعفرعظیم زاده و اسماعیل عبدی با انتشاریک بیانیه، حرکت متحدانه ای را علیه یکی از متداولترین ابزارهای سرکوب و یکی ازموانع اصلی سد راه گسترش مبارزات حق طلبانه جنبش های اجتماعی آغاز کردند. آنان با خواست “پایان دادن به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و اجتماعی” وتوقف این نوع اتهامات که مستقیما” رهبران وفعالین جنبشهای اجتماعی را با قصد زمینگیر کردن قدرت بدنه آنها هدف قرا داده و به حبس میکشید، فریادی اعتراضی را علیه شیوه های چندین ساله قوه قضائیه و دستگاههای امنیتی در مقابله با جنبش های کارگری و اجتماعی، بلند کردند.

همانطور که انتظار میرفت برافراشتن این پرچم درآستانه روزجهانی کارگر، با موجی کم سابقه از حمایت های داخل و خارج روبرو شد وابعاد مقاومت های اجتماعی را درمقابل تعرضات سرمایه داران و دولت حامیشان گسترده تر کرد.

این حرکت وادامه آن، روحیه تعرضی کارگران و معلمان را ارتقاء و سیاست سرکوب بر پایه واهی بودن اتهامات را به آشکارترین شکل برملا کرد. اگرچه توازن قوای شرایط کنونی به کارگران ومعلمان و سایر جنبشهای اجتماعی این توانایی و فرصت را نداد که مستقیما” درابعادی میلیونی علیه این پرونده سازیها برای جلوگیری از سیاست سرکوب به خیابانها بیایند، اما این ظرفیت را در یک فرصت تاریخی به دوتن از رهبران این جنبش ها داد که با استفاده از شکل و شیوه ای که در اختیار داشتند و با مایه گذاشتن از جسم و جان خود در حقیقت به نیابت از خواست عمومی، پرچم توقف سیاست بگیر و ببندها و احضار و حبس وتبعید را برافراشته کنند ومبارزات کارگران را بجلو برانند. در نتیجه، این حرکت و مقاومت به شایستگی موجی از بیشترین و گسترده ترین پشتیبانی ها را بدنبال داشت. حمایت ها نه فقط قدردانی ازحرکت و ابتکارعمل دونفر از رهبران شاخص کارگران ومعلمان بلکه پیوستن و از آن خود دانستن جنبشی است که مستقیما” توازن قوای موجود را به نفع منافع کارگران وسایر جنبشهای اجتماعی تحت تاثیر قرارداده است.

از دل این حرکت که از درون زندان آغازشد درصحنه اجتماعی ایران، پایه و بنیان یک اتحاد وهمبستگی عملی بین کارگران ومعلمان برای نخستین بار و به گونه ای برگشت ناپذیرشکل داده شد.

امروز جنبش عدالتخواهانه و انسانی ای که طبقه کارگرشامل کارگران، معلمان و همه مزدبگیران مرکز ثقل آن است، به یمن مبارزه سرسختانه و مجدانه ای که طی بیش از ٨۰ روز (از هنگام صدور بیانیه مشترک جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی) جهان متمدن و بشر به تنگ آمده و خواهان تحول را به خروش در آورد، به همان درجه گام در جایگاه و موقعیت مطمئن تری نهاده و مصمم تر و امیدوارتر به افقی مملو از موفقیتهای بزرگتر می نگرد.

یقین داریم که صلابت این حرکت اثربخش در صحنه سیاست اجتماعی ایران ماه ها و شاید سالهای بعد بهتر روشن خواهد شد. در پرتو این حرکت بزرگ ، همبستگی جهانی گسترده ای از جمع ها و محافل کارگری و معلمان، چهره ها وشخصیت های اجتماعی و تشکلها و احزاب را چه در داخل و چه خارج کشور بویژه تشکلهای بزرگ کارگری در اروپا ، آمریکا، کانادا واسترالیا را شاهد بوده ایم.

ما به نوبه خود در اتحادیه آزاد کارگران ایران با درک عمیق و احساس مسئولیت بالا از فرصت پیش آمده ناشی از این ابتکارعمل و موج همبستگی جهانی حامی آن، این پرچم مقاومت و تعرض را برای تغییر در شرایط زندگی اکثریت انسانها، در ابعادی وسیع تر و بهر نحو و شکل و ابتکار عملی که پیش رویمان قرار گیرد برافراشته نگاه خواهیم داشت.

آزادی موقت اسماعیل عبدی و مرخصی جعفر عظیم زاده اگر چه برای جنبش ما موفقیت ارزشمندی است اما هدف نهائی و پایان مصاف برای لغو پرونده های مفتوح با اتهامات امنیتی نیست. این مبارزه همچنان تا تحقق خواست مطروحه در بیانیه مشترک ادامه خواهد داشت. امروز که با پایان اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده تا حدی از اضطرابها و نگرانیها کاسته شده است، باید با توان و انرژی بیشتری جنبش خود را تقویت و قدرتمند سازیم. باید خواهان آزادی قطعی جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی، محمود بهشتی، بهنام ابراهیم زاده، محمد جراحی و همه انسانهائی که با اتهامات امنیتی در زندان هستند شویم.

اتحادیه آزادکارگران ایران با احساس مسئولیت بالا درقبال تداوم وموفقیت جنبشی که آغاز شده و در ابتدای راه است از تلاش همه انسانهایی که صفی نوین ازعدالت و آزادیخواهی را بوجود آورده اند قدردانی میکند و پایان اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده و حضور او در جمع خانواده و دوستان و یارانش را به همه ی آنان صمیمانه تبریک میگوید.

١۲ تیر ۹۵

*************

جعفر عظیم زاده ساعتی پیش از بیمارستان آتیه مرخص شد

جعفر عظیم زاده صبح امروز از بیمارستان آتیه به منزل خود منتقل شد.

مقرر شده است جعفر عظیم زاده پس از برقراری تغذیه به مدت سه هفته در رابطه با مشکلات جسمی خود از قبیل بررسی معده، خونریزی روده، مشکلات مثانه و ضربان قلب، جهت معاینات تخصصی به پزشکان مربوطه مراجعه کند.

در بیمارستان آتیه ضمن دادن یک نسخه دارویی، توصیه های پزشکی لازم برای شروع تغذیه به جعفر داده شد و او صبح امروز جمعه ۱۱ تیر ماه از بیمارستان مرخص و به منزل خود انتقال یافت.

۱۱ تیر ۹۵

*************

جعفر عظیم زاده به مرخصی فرستاده شد

ساعت ٨ شب پنج شنبه ۱۰ تیر با پذیرش خواست مرخصی تا زمان اعاده دادرسی پرونده از سوی دستگاه قضائی، جعفر عظیم زاده از بیمارستان سینا ترخیص و برای مداوا به بیمارستان آتیه توسط خانواده و دوستانش انتقال یافت.

جعفر که به خاطر ٦۳ روز اعتصاب غذا به شدت دچار ضعف جسمانی شده و توان راه رفتن نداشت به طوری که با استفاده از ویلچر مسافت داخل حیاط تا روی تخت بیمارستان را طی نمود اما همچنان با روحیه رزمندگی و مصمم به ادامه راه تا رسیدن کامل به خواستش، همراه با همراهانش غرق درسرور و شادی است.

جعفر هم اکنون در بیمارستان آتیه بستری است و تعداد زیادی از کارگران و معلمان و دوستان و بستگان او در حالی که از طرفی خوشحال از اینکه مقاومت جعفر و مبارزات گسترده جهانی تا این لحظه موفقیت بزرگی به دنبال داشته و از طرف دیگر مضطرب و نگران از وضعیت جسمانی او به خاطر مدت طولانی اعتصاب غذا هستند، مقابل درب بیمارستان جمع شده اند.

زنده باد جعفر عظیم زاده

زنده باد مبارزه متحدانه و همبسته جهانی

۱۰ تیر ۹۵

*************

وعده ما هر شب ساعت ۹:۰۰ به وقت # تهران در توئیتر تا آزادی # جعفر_عظیم‌زاده

✌✌✌ سلام رفقا؛

✅ لینک زیر حاوی توئیت‌های از پیش آماده شده در حمایت از جعفر عظیم‌زاده می‌باشد. وارد لینک زیر بشوید و با کلیک روی یکی از جمله ها و انتخاب اپلیکیشن مورد نظر، جمله ی مورد نظر را #توئیت کنید.

از آنجایی که توئیت کردن پشت هم موجب بلاک شدن اکانت مربوطه میشود بین هر توئیت به اندازه دو دقیقه فاصله باشد.

در این زمان میتوان توئیت های مربوط به طوفان را لایک و ریتوئیت کرد.

برای ریتوئیت کردن هم از گزینه ی Quote (نقل قول) استفاده کنید و پیش از ارسال هشتگ مورد نظر را اضافه کنید.

https://sites.google.com/site/freeazimzadeh/tweets-english

*************

بیانیه عفو بین الملل: جان جعفر عظیم زاده فعال صنفی ایرانی در خطر است

سازمان عفو بین‌الملل با صدور بیانیه ای نسبت به در خطر بودن جان جعفر عظیم‌زاده، فعال کارگری زندانی هشدار داد. این سازمان در بیانیه مذکور با اشاره به بیهوشی دو روز پیش وی در بیمارستان بر اثر ضعف ناشی از دوماه اعتصاب غذا و سخن دادستانی تهران مبنی بر «عدم انجام هیچ کمکی حتی در صورت مرگ آقای عظیم‌زاده» از مقامات ایران خواست این فعال صنفی را فورا و بی قید و شرط آزاد کنند.

روز گذشته سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه ای نسبت به خطر افتادن جان جعفر عظیم‌زاده فعال کارگری زندانی در زندان اوین که در اعتراض به «سرکوب فعالین کارگران و معلمان از طریق پرونده سازی‌های امنیتی» در اعتصاب غذا بوده و در بیمارستان بستری است، هشدار داد.

سازمان عفو بین الملل در بیانیه خود ضمن درخواست اقدام فوری با توجه به در خطر بودن جان عظیم‌زاده آورده است: “فعال صنفی ایرانی جعفر عظیم زاده، رئیس اتحادیه آزاد کارگران ایران، در تاریخ ۲۷ ژوئن درپی اعتصاب غذای دو ماهه از هوش رفت. وی از هجدهم ماه ژوئن با توجه به وخامت اوضاع سلامتی‌اش در بیمارستان بستری شده است، اما همواره در خطر بازگشت به زندان اوین تهران و تهدید جانش قرار دارد. او یک زندانی عقیدتی است.”

در این بیانیه با ذکر فعالیت‌های صنفی و روند دستگیری، محکومیت و هم‌چنین سخن دادستانی تهران مبنی بر «عدم انجام هیچ کمکی حتی در صورت مرگ آقای عظیم‌زاده» از مقامات ایران خواسته شده بدون قید و شرط و فورا این فعال صنفی را آزاد کنند، “او صرفا به دلیل فعالیت‌های مسالمت‌آمیز صنفی محکوم شده و یک زندانی عقیدتی است. تا آزادی او اطمینان دهند که مراقبت‌های پزشکی لازم را دریافت خواهد کرد.”

عفو بین‌الملل به مقامات ایران یادآوری کرد که بر اساس معاهدات بین المللی که خود آن‌ها نیز امضا کرده‌اند، شهروندان حق تشکیل و پیوستن به اتحادیه‌های کارگری را دارا هستند

⚠️⚠️⚠️ #IRAN: JAILED TRADE UNIONIST’S HEALTH AND LIFE AT RISK: # JAFAR_AZIMZADEH

⚠️ بیانیه عفو بین‌الملل در حمایت از #جعفر_عظیم‌زاده
https://goo.gl/wkiMs9

*************

دیوید پرنتیس، دبیرکل اتحادیه یونیسون: جعفر عظیم‌ زاده باید آزاد شود!

دیوید پرنتیس، دبیرکل اتحادیه یونیسون، بزرگترین سندیکای کارگران بخش دولتی و عمومی در انگلستان در کنفرانس سالیانه یونیسیون که در روزهای اخیر در شهر ساحلی برایتون در جنوب شرق انگلستان برگزار شد، خواهان آزادی زندانی سیاسی جعفرعظیم‌زاده گردید.وی در روز اول کنفرانس یونیسون طی سخنانی در همین رابطه به اعتصاب‌غذای طولانی جعفر عظیم زاده، وضعیت نگران‌کننده فیزیکی و سلامت او و خواستهای قانونی او اشاره کرد و خطاب به مقامهای ایران گفت جعفر عظیم‌زاده را از زندان آزاد کنید.‎همچنین در اجلاس هیأت اجرائیه کنفدراسیون سندیکایی «اینداستریال» که در خرداد ماه جاری در آلمان برگزار شد، مسأله برخورد امنیتی کارگزاران ایران با فعالان سندیکایی مورد توجه قرار گرفت. رهبری اینداستریال به‌ نمایندگی از طرف ۵۰ میلیون اعضای خود در این اجلاس مصوب کرد که در این رابطه با یک کارزار بین‌المللی مؤثر، ایران را مجبور به اجرای مقاوله نامه‌های ٨۷ و ۹٨ سازمان جهانی کار بکند.

گزارش مقدماتی از برگزاری تجمع اعتراضی امروز مقابل دفترریاست جمهوری

درپاسخ به فراخوان جمعی از کارگران، معلمان وفعالین جنبش های اعتراضی درحمایت از جعفرعظیم زاده وانتشارگسترده آن، امروزچهارشنبه ۹ تیرماه پیش از ساعت ۱۰ صبح گروههایی از مردم بتدریج در محل قرارقبلی و سایر محلهای ورودی به خیابان پاستور (محل دفتر ریاست جمهوری) تجمع کرده و ضمن حمایت از بیانیه عظیم زاده -عبدی، خواستار آزادی فوری ونجات جان جعفرعظیم زاده کارگر زندانی که ٦۲ روز دراعتصاب غذا ودروضعیت شدیداً بحرانی بسر میبرد، شدند.

این تجمع اعتراضی متشکل ازکارگران ومعلمان وسایرافراد وبا سر دادن شعارهای زیردر یک فضای امنیتی و با حضور نیروهای پلیس، همچنان تا زمان دریافت خبر ادامه دارد:

جای کارگر زندان نیست. مزد کارگرشلاق نیست.

کارگرزندانی آزادبایدگردد.

٦۲ روز گذشته، جعفرآزاد نگشته

غارتگران آزادند، کارگران زندانند.

نیروهای پلیس مستقر درمحوطه مانع گرفتن فیلم و عکس میشوند.

دریکساعت اولیه شرکت کنندگان مقابل محوطه ریاست جمهوری در حال شعار دادن بودند وپس از آن نمایندگانی از طرف جمع با مسئولین دفتر درحال مذاکره اند.

گزارش تکمیلی متعاقبا” به اطلاع خواهد رسید.

گزارش تکمیلی تجمع و حمایت از جعفرعظیم زاده مقابل دفتر ریاست جمهوری

پس از گذشت ٦۲ روز از اعتصاب غذای جعفرعظیم زاده ، علیرغم موج حمایت های گسترده کارگران و معلمان وسایر جنبش های اجتماعی در داخل و همبستگی و حمایت های کم نظیر جهانی، و دراعتراض به عدم پاسخ واقدام عملی موثرقوه قضاییه به مطالبه ی این کارگر زندانی درجهت خاتمه دادن به طولانی ترین اعتصاب غذایی که هر لحظه به فاجعه نزدیکتر میشود، اتحادیه آزادکارگران ایران بهمراه تعدادی از معلمان و کارگران و شخصیت ها وفعالین اجتماعی، امروزچهارشنبه ۹۵/۴/۹ از ساعت ۱۰ صبح حرکت متحدانه ای را در مقابل دفتر ریاست جمهوری در خیابان پاستورآغازکردند.

شرکت کنندگان حدود یکساعت ونیم با شعار های پرشور، خواستهای خودرا درمقابل دفتر ریاست جمهوری فریاد زدند. نیروهای پلیس ولباس شخصی بطور گسترده ای گرداگرد تجمع کنندگان حضور داشته وتعدادی ازآنان بطور مستمر مشغول عکس و فیلمبرداری بودند که پس از اینمدت با ایستادگی و پافشاری تجمع کنندگان برخواسته های خود ، فرمانده نیروی انتظامی به جمع حاضرگفت که صدایتان شنیده و منعکس شد و در جهت پاسخگویی اقدام میشود واز افراد حاضر خواست که محل را ترک کنند.

شرکت کنندگان با اعتراض گفتند که با توجه به شرایط بحرانی و خطرناک جعفرعظیم زاده، تا بدست آوردن نتیجه عینی و حصول اطمینان از اقدامی موثر، محل را ترک نمیکنیم و همگی به روی زمین نشستند. نیروی پلیس و یگان ویژه که با این مقاومت جمعی روبرو شدند با مشورت مقامات ، درخواست تعیین نمایندگان برای گفتگو با مسئولین دفتر ریاست جمهوری را کردند.

در نتیجه یکی از اعضای هئیت مدیره اتحادیه آزادکارگران ایران همراه با دبیرکانون صنفی معلمان و همچنین همسر و خواهر جعفرعظیم زاده ازطرف خانواده ، به دفتر مراجعه وبا توصیف شرح حال و اولویت خواسته های جعفر و شرایط بحرانی اش،خواستار اقدام فوری در جهت آزادی موقت واعاده دادرسی پرونده وی شدند.

همانجا گزارشی از طرف این دفتر با توجه به اظهارات نمایندگان جمع ، تهیه و با قید فوریت موضوع به ریاست جمهوری ارسال شد. وبا توجه به وخامت حال جعفر عظیم زاده قول پیگیری سریع و فوری داده شد.

پس از ارائه گزارش نمایندگان به شرکت کنندگان درتجمع ، همگی در ساعت ۱۳:۳۰ دقیقه به تجمع خودپایان داده و جهت دیدار و تجدید حمایت از خواسته وآزادی جعقر عظیم زاده به بیمارستان سینا، به ملاقات ایشان رفتند.

برخی از شعارهای داده شده در تجمع امروز عبارت است از:

-جای کارگر، جای معلم، زندان نیست – مزد کارگر، شلاق نیست – معلم معترض، کارگر معترض، امنیتی نمیشه – هر یک ساعت یک فاجعه، جعفر باید آزاد بشه – کارگر زندانی ، معلم زندانی، آزاد باید گردد – ٦۲ روز گذشته ، جعفر آزاد نگشته – غارتگران آزادند، کارگران دربندند

۹ تیر ۹۵

*************

نامه اعتراضی کنفدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس در حمایت از جعفر عظیم زاده و محکومیت احکام شلاق

رهبر جمهوری اسلامی

آیت الله سیدعلی خامنه ای

info_leader@leader.ir

رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران

حسن روحانی

media@rouhani.ir

شورای عالی حقوق بشرقوه قضائیه جمهوری اسلامی

info@humanrights-iran.ir

نماینده دائم جمهوری اسلامیایران در سازمان ملل متحد

iran@un.int

۲۴ ژوئن ۲۰۱۶، برن

ما این نامه را نوشته که نگرانی جدی خود را در مورد سلامتی و تندرستی آقای جعفر عظیم زاده، رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، که از ۲۹ آوریل ۲۰۱۶ در اعتصاب غذا به سر می برد، اعلام کنیم. جعفر عظیم زاده از نوامبر ۲۰۱۵ برای گذراندن حکم شش سال حبس تعزیری تنها به دلیل فعالیتهای کارگریش در زندان اوین محبوس است.او متهم به ” اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی”شده بو

د؛ این یکی از اتهامات اصلی ای است که دولت ایران بطور روتین علیه فعالین کارگری بکار می برد. از زمانی که او اعتصاب غذای خود را آغاز کرد، جعفر عظیم زاده حداقل سه بار به بخش اورژانس بیمارستان منتقل شداما هر بار بدون معالجه به زندان بازگردانده شد. جعفر در اعتراض به اتهامات ساختگی “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” و دیگر اتهامات امنیتی علیه خود و دیگر فعالین کارگری و همچنین در محکومیت سیاستهای ضد کارگری روزافزون دولت ایران در یک اعتصاب غذای نامحدود به سر می برد.

ما همچنین شدیدا از اجرای حکم بی رحمانه شلاق علیه ۱۷ کارگر معدن طلای آق دره در ماه مه ۲۰۱۶ در ایران خشمگین هستیم. این کارگران به جز اعتراضعلیه بیکارسازیها و برای امنیت شغلی کاری نکرده بودند. علاوه بر این، ما مطلع شده ایم که ۹ نفر از کارگران شرکت معدن بافق واقع در استان یزد نیز به دهها ضربه شلاق و زندان محکوم شده اند. احكام آنها در حال حاضر به صورت تعلیقی می باشد اما در صورت نقض دستورات دادگاه توسط آنها به مورد اجرا گذاشته خواهند شد. کارگران معدن بافق (شرکت سنگ آهن مرکزی ایران-بافق) به دلیل اعتصابات و اعتراضاتی که از سال ۲۰۱۴ آغاز شد دادگاهی شده بودند. چنین احكام ضدانسانی ای علیه کارگران معترض نقض فاحش کلیه مقاوله نامه ها و دستاوردهای شناخته شده بین المللی دررابطه با حقوق کارگری و حقوق انسانی بطور علی العموم می باشد.

ما بطور جدی نگران سلامتی و تندرستی جعفر عظیم زاده و دیگر کارگران زندانی در ایران هستیم و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط آنها می باشیم. حکومت ایران مسئول جان جعفر عظیم زاده و دیگر زندانیان سیاسی می باشد. ما همچنین یک بار دیگر قویا احکام بی رحمانه شلاق علیه کارگران معادندر ایران را محکوم می کنیم.
شلاق یک عمل بشدت بی رحمانه و نوعی از شکنجه است و باید بلافاصله متوقف و ممنوع شود.

با احترام،

کنفدراسیون اتحادیه های کارگری سوئیس

لوکا سیریگلیانو، دبیر مرکزی، امور بین المللی

*************

فریادی از اعماق

درکمال ناباوری به شصتمین روز اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده رسیدیم،جسمش کاملا به تحلیل رفته اما همچنان تتمه شمع وجودش فروزان مانده و اراده پولادینش پابرجا وسرسختانه از بیانیه مشترک اش با اسماعیل عبدی که پرچم مطالباتی دوجنبش بزرگ اجتماعی ایران که کارگران ومعلمان باشند دفاع می کند. درصدر این مطالبات حذف اتهام ساختگی اقدام علیه امنیت ملی ، جهت برداشتن موانع پیشروی این جنبش عظیم اجتماعی یعنی قرار دارد. متاسفانه این بیماری تاریخی برای قدرت مداران حاکم همواره بوده که صدای اعتراضات اجتماعی را نمی شنوند ویا آنقدر دیر می شنوند که دیگر جای جبران ندارد وهمواره درچرتکه محاسباتی شان دررویارویی با این اعتراضات دچار اشتباهات فاحش می شوند وصرفا هزینه را بالا می برند. درتصویر ٦۰ روزی که گذشت می بینیم که ظاهرا”حضرات این اعتراضات را تک صدا می بینند ومی شنوند وآنرا جدی نمی گیرند ، اما همان بیماری لاعلاج تاریخی آنها راغافل می کندکه این تنها تک صدا نیست بلکه نوک کوه اعتراضاتی ست که به حرکت در آمده.

صدای جعفر عظیم زاده برآیندی از اعماق جامعه است.چهره طبقه ای که طی دهه ها مورد هجوم بوده ودچار زخم های عمیقی شده است. فقروفلاکت حاصله چهره کریه خودرادرآمار روز افزون اخراج های فله ای وبیکاران تازه به میدان آمده که از دسترسی به معیشت اولیه هم برخوردار نیستند،چهره کریه اعتیاد به انواع مواد مخدر به گسترده ترین شکل فارغ از جنسیت وسن وسال به نمایش درآمده است،چهره کریه فحشا از ابتدای سنین نوجوانی به گسترده این خاک وبوم و…که قلم قاصر از توصیف این همه آسیب می باشد.اما تاریخ را نمی توان به کام حاکمان برای همیشه متوقف کرد. افرادی ازسر استیصال ممکن ست در ابعاد نگران کننده دست به خودکشی بزنند.اما جامعه هرگز خودکشی نخواهد کرد وسرانجام این بغض های فروخورده به فریاد تبدیل می شوند ومکانیزم تغییر را در پیش پای خود خواهد گذاشت.ما خیل بی شماران درجای جای این حوزه جغرافیایی به میدان آمده ایم وبه سطح نازل و تحقیرآمیزمعیشت و زندگی خود معترضیم.گرچه به صورت پراکنده که خود راز ماندگاری این وضعیت نکبت بار بوده است، اما این مصاف ها این قابلیت تاریخی را دارند که تبدیل به سیل شوند ومسیل خودرا بسازند وحالا داریم به این مصاف اصلی وتاریخ ساز نزدیک می شویم.ما می خواهیم که ثروت اجتماعی به صاحبان اصلی خود بازگردد ودیگر شاهد به نمایش گذاشتن ورقابت برای دریافتی های اقلیتی رانت خوار قدرت که صفرهای طولانی فیش های حقوقی شان که بخشی از دسترنج به یغما رفته ماست، نباشیم. ماهم با صفرهای بی شمار تعداد خود به میدان می آئیم که نشان از همبستگی وقدرت ماست.

جعفرعظیم زاده صدای رسای کارگران است که بازتاب و انعکاس دهنده اعماق جامعه و دراصل برآیند نیروی میلیونی است که استوار به حرکت درآمده است. جامعه ای که از وضعیت فلاکت بار موجود به تنگ آمده ودنبال روزنه وراهکاری است که خود را برهاند وهیچ نیرویی یارای مقابله با آن را ندارد. به فکرآن نباشید که این تک صدا را از دور خارج کنید تاهمه چیز به حالت قبل خود باز گردد. درادامه، این صداها از پژواک جمعی برخوردار خواهد شد وهمچون زلزله ای که تاخیرش به بالا رفتن ریشتر لرزه اش می انجامد.

ما گذشته مان را به بایگانی تاریخ خواهیم سپرد وبا ورق زدن آن آموخته هایمان را برای رقم زدن تاریخی جدید به کار خواهیم بست….

رضا رضایی -٧ تیر ۹۵

*************

حضورچشمگیرملاقات کنندگان ازجعفرعظیم زاده در شصتمین روز از اعتصاب غذا- بیمارستان سینای تهران

ازده روزقبل با انتقال جعفرعظیم زاده از زندان اوین به بیمارستان تاکنون، که در پی وخامت شدید جسمانی اش صورت گرفت، همه روزه شاهد حضور کارگران و معلمان و دوستان و شخصیتها درکنارتخت جعفرعلیرغم محدودیتهای تیم پلیس مراقبت بوده ایم. اما پس از انتشار خبر بیهوش شدن ناگهانی جعفرعظیم زاده درساعت چهاربامداد واحیای مجدد او پس ازیکساعت تلاش کادرپزشکی، وبا بالاگرفتن موج نگرانیها، امروز دوشنبه هفتم تیرماه پیش از ساعت ۲ بعدازظهریعنی قبل از آغاز ساعت ملاقات، با استفاده ازفرصت روز تعطیلی ، تعداد بسیار زیادی از معلمان، کارگران، دوستان دور و نزدیک ،شخصیتها و افرادمختلف به دیدار جعفر عظیم زاده شتافتند.

ازدحام ملاقات کنندگان که فضای ورودی طبقه چهارم بیمارستان را پر کرده بود موجب واکنش ومداخله مامورین مراقبت اعزامی از زندان اوین گردید.

مداخله مکرراین مامورین باعث گردید که متاسفانه بعضی از این عزیزان یا نتوانستند حضورا” باجعفر عظیم زاده ملاقات داشته باشند ویا مجبورشدند از فاصله دور با تکان دادن دست ابراز حمایت کنند.

با مشاهده این وضعیت ، برای لحظاتی جعفر عظیم زاده علیرغم ضعف و بیحالی شدید ،از اتاق وارد راهرو بیمارستان شد تا بتواند با جمع بیشتری دیدار داشته باشد.

برخی از ملاقات کنندگان امروز عبارت بودند از:

-جمعی ازاعضای کانون صنفی معلمان گیلان( ازصبح زود ازشمال به تهران آمدند)

– همچنین جمعی ازاعضای کانون صنفی معلمان تهران، اسلامشهر و الیگودرز

– تعدادی ازکارگران ایران خودرو و سایپا ، کیان تایر، سندیکای واحد اتوبوسرانی تهران، کارگران پارس جنوبی و جمعی از کارگران ساختمانی .جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی و صنعت نفت

-طیف وسیعی از دانشجویان تهران، کرمانشاه و ساوه.

تعدادی از کارگران از کرج و اصفهان.

•تعدادی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری

•تعدادی از فعالین جنبش های مدنی و اجتماعی

•جمعی از مادران دهه شصت همچنین مادران پارک لاله

•جمعی از فعالین جنبش زنان وخانواده ها و شخصیت های مستقل

حضورگسترده وچشمگیرملاقاتهای امروز عملا به یک گردهمایی اعتراضی ناشی از نگرانی شدید برای سلامت جعفرعظیم زاده پس از ٦۰ روز اعتصاب غذا که در روزهای اخیر تنها با تزریق مستمرو 24 ساعته سرم ها زنده نگهداشته شده وعدم اقدام قوه قضاییه ، تبدیل شد.

ملاقات کنندگان ، در فضایی بسیار صمیمی وامیدوار ومتحدانه دیدارهای مشترک و چند جانبه ای را در حاشیه ملاقات امروزبا جعفر عظیم زاده داشتند.

ملاقات کنندگان که پس از پایان ساعت رسمی ملاقات همچنان در محوطه بیمارستان تجمع کرده بودند، حمایت خودرا از خواسته عمومی جعفرعظیم زاده که در بیانیه مشترکشان با اسماعیل عبدی اعلام شده بود بیان میکردند و خواستار اقدام فوری و اضطراری قوه قضائیه برای پایان دادن به این اعتصاب بمنظور جلوگیری از یک فاجعه قریب الوقوع بودند.

٧ تیر ۹۵

*************

خبر فوری جعفر عظیم زاده بیهوش شد

امروز دوشنبه ٧ تیر ماه ساعت چهار بامداد جعفر عظیم زاده در شصتمین روز اعتصاب غذای خود، پس از مراجعه به سرویس بهداشتی همان جا نقش بر زمین شد.

همسر وی و سربازان مراقب، از صدای به زمین خوردن او متوجه مسئله شدند و خود را به سرویس بهداشتی رساندند و تن بیهوش جعفر را به روی تخت منتقل کردند وضعیت جعفر به قدری وخیم بود که پس از یک ساعت با تلاش پزشکان به هوش آمد وی پس از این اتفاق، به دلیل وخامت شدید وضعیت جسمانی از پایین آمدن از تخت توسط پزشکان منع شده است.

جعفر عظیم زاده در نه روز گذشته فقط با سرم زنده نگاه داشته شده است، با اینحال علاوه بر ادامه خونریزی روده و مشکل ادرار و درد های شدید معده که از دیروز آغاز شده است قند و فشار خون و ضربان قلبش به حدی پایین آمده است که بامداد امروز به مدت یک ساعت بیهوش شد و هر آن این خطر و عدم بازگشت او به هوشیاری و وقوع فاجعه‌ای بزرگ جان او را تهدید میکند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ٧ تیر ۹۵

*************

مظفر صالحی نیا در اداره اطلاعات و هاشم رستمی در زندان سنندج

مظفر صالحی نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران که از روز اول تیر در بازداشت اداره اطلاعات سنندج بسر می برد روز گذشته شنبه ۵ تیر با منزل تماس تلفنی گرفت. هنوز علت بازداشت وی مشخص نیست.

هاشم رستمی فعال کارگری نیز روز گذشته به زندان سنندج منتقل گردیده است. هاشم رستمی به پرونده سازی صورت گرفته توسط اطلاعات علیه خودش اعتراض کرده که به همین خاطر به دستور مسؤلان قضائی و اطلاعاتی سنندج باید تا زمان رسیدگی به اعتراضش در زندان بماند.

*************

آخرین وضعیت جعفر عظیم زاده در پنجاه و نهمین روز اعتصاب غذا

امروز یکشنبه ٦ تیر۹۵ وضعیت جسمی جعفر عظیم زاده بسیار وخیم بود. آقای عظیم زاده در آستانه شصتمین روز اعتصاب غذا دچار معده درد شدید٫ همراه با حالت تهوع بود بطوریکه پرستاران مجبور شدن با تزریق آمپول مسکن وی دردش را کم کنند. وی همچنین قادر به صحبت کردن نبود.

بنا به گزارشات آقای عظیم زاده طی مدتی که در بیمارستان است بطور شبانه روزی و لاینقطع زیر سرم بوده و در اغلب اوقات شبانه روز به طور همزمان دو یا سه سرم وصل به ایشان تزریق میشود بطوریکه رگهایش دیگر جواب نمی دهند.

لازم به یادآوریست که این فعال کارگری و زندانی سیاسی از روز ده اردیبهشت ماه در اعتراض به امنیتی کردن فعالیتهای صنفی در اعتصاب غذا نامحدود بوده و شرط پایان اعتصاب غذای خود را بدست آوردن این خواسته گذاشته است.

*************

صدای جعفر عظیم زاده باشیم، پیش از اینکه جانش تمام شود

جعفر عظیم زاده یک کارگر است کارگری زندانی که در تمام طول زندگی اش، شغل ثابت نداشته است پس هیچ وقت فیش حقوقی نداشته است که صفرهایش را بخواهیم بشماریم. دستمزد و حقوق جعفر و رفقای کارگرش را همین هایی تعیین می کنند که حالا فیش های رسوایی اشان هویدا شده است فیش هایی که نشان از ظلم و نابرابری است و جعفر و معلمان و کارگران و … به همین اوضاع نابسامان اعتراض کردند/می کنند.وقتی هم اعتراض می کنند به آنها اتهام امنیتی می زنند و زندانی می کنند تا درس عبرت همه زحمتکشان شود. ولی این یک سر قصه است جعفر و برخی زندانی ها وقتی به زندان می روند باز اعتراض می کنند چون فکر می کنند نباید هیچ کس را به خاطر مطالبه حق زندانی نمود و دست به اعتصاب غذا می زنند اعتصابی که ممکن است به مرگ منجر شود ولی ادامه می دهند.

حالا جعفر، پس از ۵۸ روز، ۱۸ کیلو یعنی چیزی نزدیک به یک سوم وزنش را از دست داده فشار خونش ٧ روی ۵ است و ضربان قلبش که به زیر ۵۰ رسیده است. اینها یعنی خطر مرگ در آستانه دو ماهگی اعتصاب. اما جعفر عظیم زاده همچنان بر ادامه اعتصاب و رسیدن به خواسته هایش اصرار دارد. او می داند که هر ثانیه به لحظه برگشت ناپذیر نزدیک می شود اما چرا دست از اعتصاب نمی کشد؟ بی شک جعفر عظیم زاده از هرکسی نسبت به موقعیت خود آگاه تر است کار اخلاقی به ظاهر این است که از او بخواهیم به اعتصابش پایان دهد اما کار انسانی آن است که از مسئولین بخواهیم که خواسته های او را محقق کنند و از مطالباتش حمایت کنیم پیش از انکه جان جعفر تمام شود.

جعفر ابراهیمی

*************

دلنوشته ایی از شعله پاکروان

هشت روز است که #‏ جعفر_عظیم_زاده به بیمارستان منتقل شده است. دوبار به دیدنش رفتم . یک مشت پوست و استخوان دیدم . مردی کمتر از پنجاه سال سن، اما صورتی پیر و تکیده. زوی دستش لکه های کبود زیادی به چشم میخورد. سه سرباز از این یک مشت استخوان که نزدیک ٦۰ روز است لب بر غذا بسته مراقبت میکنند. از او خواستم برای زنده ماندنش اعتصابش را بشکند. چشمهای ریزش برقی زد و با لبهای خشکش یک نه قاطع گفت. همسرش گفت به خدا چقدر گریه کردم که تکلیف ما چه میشود بی ت؟

هر کس به دیدارش آمد پند و اندرزش داد که راه رفته را بازگردد. اما پاسخ جعفر چیست؟

او میگوید: خواسته ی من شخصی نیست. کجای دنیا اعتراض یک کارگر به عدم پرداخت دستمزد و یا پایین بودنش را اقدام علیه امنیت ملی میگویند؟ اینکه بگویی سفره ام خالی ست، اینکه بگویی من کارگرم و با کمترین میزان دستمزد صورتم را با سیلی سرخ میکنم. اینکه بگویی مگر فرزندان ما ادم نیستند و نان نمیخورند؟ اینکه بگویی حقوقم را پرداخت کن، جرم است؟ آیا نان خواستن جرم است؟

میگویم جان تو برای ملت ایران اهمیت دارد. تو فرزند مبارز این ملتی که برای احقاق حق صنفی جان ت را به خطر انداختی. با این کار ، توجه یک ملت را به مساله دستمزدهای کارگران جلب کردی. با این اقدامت احترام جهان را برانگیختی. اکنون بشکن این اعتصاب تاریخی ات را .
میگوید نمیتوانم به سفره های خالی کارگران نگاه نکنم.

پسر ١٢ ساله ی او با چشمهای تگران در اتاق حضور دارد . مادرش میگوید چند روز غذا نمیخورد و میگفت بابا گرسنه است منهم غذا نمیخورم . نگرانی در وجود این کودک و برادر ٢٠ ساله اش موج میزند . سربازان محافظ هم جوانانی ١٨ – ١٩ ساله اند . سکوت میکنم . نگاهم را به اتاق و شرایط خاص آن میدوزم . من یک مادرم . نگرانی مادران در مورد آینده ی فرزندان را درک میکنم . سربازان محافظ و سخت گیری های بیمورد شان نگاهم را روی صورت هایشان ثابت میکند . دقایقی از جهان حقیقی کنده شدم.
در ذهنم با آنها سخن میگویم . با پسران عظیم زاده و آن سه سرباز:

کاش میدانستید که اکنون جعفرعظیم زاده ، همین یک مشت پوست و استخوان ، نمادی از پیکر نحیف و شلاق خورده ی کارگران و مزدبگیران است . کاش میدانستید که وقتی سربازی تان تمام شود و کارت پایان خدمت بگیرید ، به خیل کارگران خواهید پیوست . تازه اگر شانس بیاورید و بتوانید بصورت قراردادی و بدون هیچ تضمینی برای ادامه ی کار ، شغلی دست و پا کنید . آنگاه خودتان به صف میلیونی ناراضیان صنفی خواهید پیوست . شاید با خود بگویید که آن مرد ، آن یک مشت پوست و استخوان که دهانش خشک بود و اعضای بدنش یکی یکی دچار اختلال میشد ، آن مرد نحیف و تکیده با ضربان قلب کمتر از ۵۰ تا در دقیقه ، جانش را کف دستش گرفت تا برای آینده ی من مبارزه کند .
آن مرد ، جعفر عظیم زاده نمادی از من و ما بود . با قامتی کوتاه و جثه ای کوچک برای احقاق حق ما ، خیل خاموشان و گرسنگان و پابرهنگان ، برای میلیونها کارگر و مزدبگیر، جانش را در طبق اخلاص گذاشت. و ما چه کردیم؟ چشمهایمان را بستیم و همراه او فریاد نزدیم.

اتحادیه آزاد کارگران ایران, [۲۶.۰۶.۱۶ ۰۸:۵۳]

و چنین شد که مدعی العموم به همسر عظیم زاده میگوید، جعفر بمیرد هم اهمیتی ندارد. راست میگوید آن مدعی. کارگران بمیرند اهمیتی ندارد. چرا که کشتی کشتی اجناس چینی وارد کشور خواهد شد و نفت حراج شده، سودهای هزار هزار میلیاردی تصیب طبقه ای خاص میکند که آنان شهروندان خودی و درجه یک و مهم هستند. راست میگوید مدعی . کسی که جیب و حلق و حلقوم خود و خانواده اش را از مال مفت پر کرده مهم است. صاحب معدن آق دره . سرمایه دار و دزد کلان و اختلاسگر مهم است. وگرنه کارگر آق دره ای که باید شلاق بخورد تا بفهمد میبایست لال باشد و تقاضای نان نکند. معدنچی بافق باید در صف شلاق قرار بگیرد تا بفهمد حق گفتن “نان من کو” ندارد. راست میگوید مدعی باید شلاقی با ٨٠ میلیون رشته برداشت و به یکباره بر صورت ملت ایران کوبید تا بداند هر کلیدی نمیتواند قفل بسته ی زندگی سخت کارگران و مزدبگیران را باز کند.


. راست میگوید مدعی . جعفر باید بمیرد. و من و تو و ما در بهت و حیرت لبهایمان را بگزیم و بر پشت دست بکوبیم. چشم بگردانیم و سر چهارراهها و کوچه ها و خیابان ها ، در گوشه گوشه این خاک پهناور، دست به گدایی برداریم شاید شانس بیاوریم و آقازاده ای سوار بر پورشه ی زرد یا قرمز از جلویمان رد شود و اسکناس هزار تومانی کف دستمان بگذارد. مثل یارانه ای که جلویمان پرت میکردند تا چرخ اختلاس بچرخد. هرچند آنها اصلا ما را نمیبینند. ما خیل عظیم خاموشان را. گاز میدهند و دور میشوند تا به پارتی هایشان برسند که تحت حمایت نیرویی ست که شادی فرزندان ما را هم با شلاق پاسخ میدهد. اری جعفر نماینده ی تن تکیده و داغان شده ی ملت ایران است. هرچند استقامت بینظیر او کجا و واماندگی ما کجا ؟ اصرار بر احقاق حق او کجا و سکوت

و درماندگی ما کجا؟ شجاعت او کجا و وحشت همیشگی ما از روز مبادا و راضی بودن به نان گدایی کجا؟ راست میگوید مدعی.

جعفر باید بمیرد تا بار دیگر اثبات شود که سرمایه بر خون پیروز است . ثابت شود که “خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمیدهد مگر انکه …” خودتان در قران مجید بخوانید معنای آیه را. مگر در شب قدر قران به سر نمیگیرید؟ بخوانید تا کشف کنید رابطه ی بین تاریخ و سرمایه و فقر و کارگر و واژه ی تهی شده از معنای مستضعف و حقوق معوقه و دستمزد پایین و خط فقر و خط فلاکت و دسته کلید بی مصرف و … اعتصاب غذا و مرگ و جعفر و عظمت مبارزه ای که میکند.

*************

گزارشی از آخرین وضعیت جعفر عظیم زاده و پاسخ دادستان تهران

جعفر عظیم زاده که از هشت روز پیش از لحظه ورود به بیمارستان سینا با درخواست مصرانه خانواده و دوستان نزدیکش، تزریق سرم را پذیرفته است همچنان به طور شبانه روزی زیر سرم قرار دارد و در حال حاضرپس از نزدیک به ٦٠ روز اعتصاب غذا ، فقط به دلیل پذیرش سرم قادر به حرف زدن و حفظ هوشیاری است. وی علیرغم پذیرش لاینقطع سرم درشبانه روز، فشار خونش ٧ روی ۵ است و دچار افت شدید ضربان قلب، سرگیجه و اختلالات ادراری و خونریزی گوارشی (روده) میباشد.

با بررسی وضعیت جسمی جعفرعظیم زاده توسط پزشکی قانونی در روز چهارشنبه اول تیرماه که به درخواست دادستانی تهران صورت گرفته، کلیه موارد مربوط به وضعیت حاد جسمانی او از قبیل خونریزی روده، افت شدید ضربان قلب، مشکلات ادراری، سرگیجه، کاهش شدید وزن و افت شنوایی مورد تایید قرار گرفته و به دادستانی اعلام گردیده است.

همچنین بعد از انجام اکوی قلب در روز پنج شنبه دوم تیرماه، امروز شنبه نیز مجددا توسط متخصص قلب بیمارستان معاینات قلبی به عمل آمد که بر اساس بررسی های پزشکی در رابطه با قلب و فشار خون وی اعلام گردید تمامی این عوارض حاد، مربوط به اعتصاب غذا می باشد و تنها با بر قراری روال معمول تغذیه امکان رفع آنها میسر خواهد بود در غیر این صورت وضعیت موجود وی به سرعت وخیم تر نیز خواهد شد

مسئولین قضایی با اینکه از وضعیت جسمانی فوق العاده بحرانی جعفر عظیم زاده آگاهی کامل دارند، کلام آخر خود را امروز با اعلام پذیرش هر هزینه ای در رابطه با آنچه که قرار است به سر او بیاورند، بیان کردند.

امروز شنبه ۵ تیرماه به دنبال مراجعه خانواده جعفر عظیم زاده به دادستانی برای پیگیری وضعیت پرونده وی، مسئولین دادستانی اعلام کردند که دادستان تهران فقط دستور رسیدگی پزشکی را برای او صادر کرده است و گفته است هر بلایی در نتیجه اعتصاب غذا بر سر وی بیاید برای ما مهم نیست

۵ تیر ۹۵

*************

دلنوشته ایی از زرتشت راغب احمدی در حمایت از جعفر عظیم زاده

#ایران- درود . # جعفر عظیم زاده # کارگر # فعال صنفی زندانی که به جهت اعتصاب غذای طولانی دچار مشکلات شدید جسمی شده و در بیمارستان سینا بستری گردیده ، می گوید دست از اعتصاب غذا برنمی دارم تا به خواسته هایم رسیدگی شود، #رییس اتحادیه آزاد #کارگران ایران با جان خود به نهاد قدرت و دستگاه قضا پیام می دهد تا صدای عدالت خواهی او را بشنوند . جعفر عظیم زاده مرد مقاوم و پایداری است و هیچ خواسته شخصی ندارد ، خواسته های او فریاد کارگران و فعالان مدنی و صنفی در ایران است ، بی تردید آزادیخواهان ایران و جهان همراه و حامی جعفر عظیم زاده در این کارزار نابرابر هستند تا صدای آزادی این مرد بزرگ باشند . اما در این میان دستگاه حاکم باید هر چه زودتر ، امروز بهتر از فرداست . جعفر عظیم زاده را آزاد کنند و در پی پافشاری در ادامه محکومیت و زندانی این کارگر مبارز نباشند چرا که ادامه این روند اشتباه لطمه به جان این فعال کارگری خواهد زد که دیگر جبران ناپذیر خواهد بود . باز هم از عقلای قوم حاکم خواستار آزادی جعفر عظیم زاده هستم پیش از آن که فاجعه ای رخ دهد آزادش کنید . طوفان هایی که بی خردان کاشته اند گردبادهای سهمگینی براه خواهد انداخت . جعفر عظیم زاده را آزاد کنید امروز بهتر از فرداست ……زرتشت راغب احمدی

*************

بیانیه بیش از صد تن از کنشگران سیاسی و مدنی، خانواده ها و زندانیان سیاسی به نهاد های بین المللی حقوق بشر؛

امروز چهارشنبه ۲ تیر ماه ۹۵ بیش از صد تن از کنشگران سیاسی و مدنی دربیانیه ای به وضعیت و شرایط زندانیان اعتصاب کننده در زندانهای ایران جعفر عظیم زاده ٫
علیرضاگلیپور٫احسان مازندرانی و شهرام پورمنصوری اعتراض و ابراز نگرانی کردند . ایشان با اعلام حمایت از این زندانیان سیاسی نسبت به وضعیت آنها هشدار دادند.

متن بیانیه به این شرح است:

انسان زاده شدن تجسد وظیفه بود و انسان بودن در ایران، بی شک، زندان و رنج را در بر خواهد داشت، چرا؟!

این نامه سرگشاده را از روی نگرانی و ناراحتی، اما آگاهانه، با این مقدمه شروع میکنیم تا دوباره این مهم را یادآور باشیم، همانگونه که پیش از این نیز شاهد رخدادهای تلخ و ناگوار
بوده ایم و یک یک آنها را، پیش از وقوع حادثه ای غیرقابل بازگشت و از سر دادخواهی، به نهادهای بین المللی انعکاس داده ایم.

در ایران انسان در مقابل زندان قرار گرفته است و حال، سراسر این خاک بی دادرس را زمزمه مردان و زنانی فراگرفته که به دادخواهی، خون خود را در کنار قطره قطره خون
انسانهایی یافته اند که فریاد عدالتخواهی و ماهیت خود را برآورده بودند.

لازم نیست متنی با جملات تاثیرگذار ارائه دهیم، چرا که آنچه در ایران میگذرد، دربردارنده فاجعه ای انسانی می باشد.سرنوشتی که جان بسیاری از افراد بی گناه را در زندان ربود،
ستار بهشتی، هدی صابر و نامهایی که دیگر قلم از تکرار آنها در نامه هایی از این دست به ستوه آمده است.

مدت زمانی است که وخامت اوضاع نگران کننده ی حقوق بشر و صدور احکام غیر انسانی از جانب حاکمیت برای انسان های بی گناه، احکامی که جان و زندگی همه انسان ها را در
ایران به مخاطره انداخته، به جایی رسیده است که بسیاری از زندانی های سیاسی، راهی جز بستن لبهای خود و اعتصاب غذاهای سنگین و خطرناک نمی بینند.

زنجیره ای از گوشت و خون انسان های، در زندان های ایران ساخته شده است تا با یکدیگر بخوتنند سرود آزادی و عدالتی را که از این خاک بار سفر بسته است. زنجیره ای که ما را با
نامهایی چون: جعفر عظیم زاده ، علی رضا گلی پور ،احسان مازندرانی، شهرام پور منصوری , و کلیه زندانیان گمنامی که در سراسر ایران در شرایط وخیمی به سر میبرند ، رو به رو
می کند.

و ما اکنون از نزدیک شاهد و پیگیر حادثه ای غیرقابل باور هستیم.

جعفر عظیم زاده که حدود یک سال است که بی گناه در زندان به سر می برد، به دلیل نیافتن فریادرس و گوش شنوای حکم کننده ای عادل و برای احقاق مطالبات به حقش، بیش از ۵۴ روز
است که لب به غذا باز نکرده و اینک در شرایطی بسیار بحرانی با مرگ دست و پنجه نرم میکند.

اما با وجود پیگیری های مستمر در واحدهای خبری و نیز ارسال نامه های متعدد گزارشگران به سازمان های مربوطه و ایجاد گروه های اطلاع رسانی عمومی، متاسفانه تا کنون از
جانب هیچ سازمان و نهاد جهانی هیچ ترتیب اثری داده نشده و مذاکره ای جدی با نظام حاکم و مسئولین این فاجعه عظیم را شاهد نبوده ایم.

ما، جمعی از کنشگران، خبرنگاران و گزارشگران، فعالین سیاسی و مدنی، فعالین حقوق بشر و معتمدین سازمان های بین المللی در داخل و خارج از ایران، به دلیل عمق بحران در جریان اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده وسایر زندانیان نگرانی فزاینده از وضعیت جسمی این زندانیان، بر آن شدیم تا با تنظیم و ارائه این نامه به نهادهای مربوطه و با در جریان قرار دادن اندام های مذکور، خواهان ترتیب اثر فوری در این رابطه شویم و با تاکید بر اینکه توان زنده ماندن، با گذشت بیش از ۵۴ روز از اعتصاب غذای جعفر عظیم زاده با توجه به مستندات پزشکی وی، بسیار اندک شده است، درخواست خود را به صورت هشداری بسیار جدی در مقابل فاجعه انسانی دیگری مطرح کنیم.

کمال تاسف از اینکه جمله جمله چنین هشدارهایی را باید بر تخت تاکید تکیه دهیم تا شنونده ای تاثیرگذار پیدا کنند، در حالیکه از جان و روان انسان هایی سخنن گفته می شود که کلامی مهم و برحق بر زبان جاری کرده اند و کلیت این امر دور از وجدان مدعیان بین المللی می باشد.

امیدواریم نگارش این بیانیه، تاثیری مثبت و به سزا، در توقف روند فاجعه بار این اتفاق نگران کننده داشته باشد.

امضا کنندگان این بیانیه ؛

1. دکتر ملکی
2. دکتر سیف زاده
3. شهناز کریم بیگی
4. حوریه فرج زاده طارانی
5. اکرم نقابی
6. مادر اسانلو
7. فرشته اسانلو
8. سیمین عیوض زاده
9. شعله پاكروان
10. احترام عبدوس
11. رضا ملک
12. سارا طلایه دار
13. امیرعلی مرادی
14. پوریا ابراهیمی
15. هما احد
16. شمیم معزی
17. سارا سحر
18. سارا معزی
19. ندا واحدی
20. نوا آهنگ
21. سارا شهابی
22. تارا دانایی
23. سعید حسین زاده موحد
24. رهام برکچی زاده
25. سپیده قلیان
26. کریم مرادی
27. شهلا مرادی
28. امیر مهرانی
29. بابک آسیایی
30. محبوبه کرمی
31. پویا جگروند
32. لیلا میرغفاری
33. محمد حسن یوسف پور یوسفی
34. ناصر اشجاری
35. رضا ضیادوست
36. محمد نجفی
37. علی باقری
38. سید رضا حسینی
39. روزبه اکرادی
40. سید احمد رضا احمدپور
41. عارف سرایی
42. هیوا مولانیا
43. رضا رسول دوستی
44. محمد زمانی
45. کارو قهرمانی
46. علی تیموری
47. بهاره محمدی
48. گوهر رحمانی
49. حمید محمدی
50. علیرضا رجبیان
51. سعید شعبانی
52. حسن رضوی
53. آزاده خزایی
54. احمد منتظری
55. دانیال آریا
56. ناهید شاهین
57. فرانک مظاهری
58. احمد عالی نژاد
59. مجید ایرانی
60. شکوفه آذر
61. مریم هاشمی
62. عبدالرضا سلمان پور
63. میترا اعتضاد
64. زرتشت احمدی راغب
65. مرتضی اسماعیل پور
66. محمد مظفری
67. سید ساسان راد
68. محسن رحمانی
69. فرشته ناجی
70. راحله راحمی
71. شاهین فریاد شیران
72. پروانه راد
73. رقیه زارع پور
74. دکتر بهیه جیلانی
75. محمد رضا شفیع زاده
76. مجید دری
77. احمد ناصری
78. سام یسلیایی
79. مجید نیکویی
80. طناز عسگری
81. علی احمدی
82. رویا صدری
83. فاطمه زارع
84. سیروس اخوان
85. حبیبه عامری
86. حوری فخیمی
87. محمد رضا فرهاد پور
88. آیدا مهرانی
89. مهرداد گریوانی
90. فاطمه رستگار
91. رضا رمیزی پور
92. محسن یعقوبی
93. سروش صفایی
94. سیاوش بهمن آبادی
95. داوود بهمن آبادی
96. حوری گلستانی
97. رضا غیابی
98. مریم تاجبخش
99. انسیه رحمانی
100. فواد رضایی نژاد
101. سینا کمالی
102. مریم دانش
103. فریبرز شاملو
104. رضا فراهانی
105. سجاد درخشان
106. اکبر ساداتی
107. رامین نوگرایی
108. مهرداد فخیمه
109. هنگامه عباسی
110. اکبر عباسقلی زاده
111. یوسف واحدی
112. فریده یزدی
113. مانی صبا
114. گلرخ بهبهانی
115. باران امامی
116. مونا میر محمدیان
117. زری عرفانی

*************

جعفر عظیم زاده باید آزاد شود!

با توجه به وخامت وضع جسمانی جعفر عظیم زاده بعد از ۵۰ روز اعتصاب غذا و بستری شدنش در بیمارستان سینا مقام های رسمی باید با پاسخ به خواست های قانونی و منطقی این فعال کارگری به این شرایط که می تواند به یک فاجعه انسانی منتهی شود، نقطه پایان بگذارند.

جعفرعظیم زاده در اعتراض به امنیتی کردن تلاش های کوشندگان صنفی در حفاظت از دستاوردهای کارگریشان، دست به اعتصاب غذا زده است. خواست جعفر عظیم زاده در رابطه با اینکه اتهام او را “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور”اعلام کرده اند ، اینست كه آن را ملغی کنند. او یک فعال سندیکایی است و به «جرم» فعالیت های سندیکائی اش در زندان است.

دراجلاس هیات اجرائیه کنفدراسیون سندیکایی «اینداستریال» که در خرداد ماه جاری در آلمان برگزار شد، به پیشنهاد سندیکای فلزکارمکانیک ایران مسئله برخورد امنیتی مقامات ایرانی با کوشندگان سندیکایی مطرح شد و خواسته کارگران ایران مبنی بر اینکه دولت فعالیت سندیکاهای کارگری در ایران را رسماٌ بر اساس مقاوله های جهانی به رسمیت بشناسد و اجرایی شدن آن را تضمین کند، مورد توجه قرار گرفت. رهبری اینداستریال به نمایندگی از طرف ۵۰ میلیون اعضای خود در این اجلاس مصوب کرد که در این رابطه با یک کارزار بین المللی موثر دولت ایران را مجبور به اجرای مقاوله نامه های ٨٧ و ۹٨ سازمان جهانی کار بکند.


در کنفرانس سالیانه یونیسیون هم که در روزهای اخیر در شهر ساحلی برایتون در جنوب شرق انگلستان برگزار می شود فعالان حقوق بشر و کوشندگان مدافع حقوق سندیکایی در ایران کارزار وسیعی را سازمان داده اند. در پاسخ به درخواست کمیته دفاع از حقوق مردم ایران (کودیر) در همین رابطه در روز اول کنفرانس یونیسون که با یک میلیون و سیصد هزارنفر عضو بزرگترین سنیکای کارگران بخش دولتی و عمومی است، آقای «دیوید پرنتیس»، دبیر کل، در سخنرانی افتتاحیه خود در جلسه گردهمایی بین المللی کنفرانس که با حضور همه مهمانان بین المللی و نمایندگان کنگره برگزار شد، به اعتصاب غذای طولانی جعفر عظیم زاده، وضعیت نگران كننده فیزیكى و سلامت او و خواست های قانونی او اشاره کرد. آقاى پرنتیس از مقام هاى دولت خواست كه جعفر عظیم زاده را از زندان آزاد كند.

دبیر کل یونیسون همچنین حمایت پیگیر سندیکای خود را از مبارزه کارگران ایران برای حقوق حقه خود اعلام کرد و همبستگی سندیکای خود با کارگران و فعالان سندیکایی زندانی ایرانی را مورد تاکید قرار داد.

سندیکای کارگران فلزکار مکانیک قدردانی خود از کوشندگان دفاع از حقوق سندیکایی، نهاد های سندیکایی بین المللی و همچنین از «کودیر» در رابطه با انعکاس پیگیر اخبار کارگری ایران و سازمان دادن کارزارها و تلاش های بین المللی در رابطه با مشکلات و مبارزات برحق کارگران ایران اعلام می دارد.

ما همه کوشندگان کارگری، سندیکاهای کارگری و همبستگان بین المللی جنبش کارگری ایران را فرا می خوانیم که با ، هماهنگ کردن و گسترش فعالیت هایمان همه باهم تلاش کنیم ، که امکان تحقق آزادی ها و حقوق سندیکایی را فراهم کرده و جعفر عظیم زاده هم، آزاد و سلامت به آغوش خانواده اش برگردد.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک – اول تیرماه۱۳۹۵

*************

وضعیت فوق العاده بحرانی جعفر عظیم زاده به خاطر افت شدید ضربان قلب

جعفر عظیم زاده از صبح روز گذشته سه شنبه اول تیرماه، بارها بر روی تخت بیمارستان حالش وخیم وبحرانی شده است. امروز چهارشنبه ۲ تیرماه ، قبل از شروع کلونوسکپی روده ، پزشک مربوطه متوجه ضربان بسیار پایین قلب وی شد به همین دلیل با احتیاط و بکارگیری برخی تمهیدات کلونوسکپی را آغاز کرد

اما بدلیل افت بلافاصله و شدید ضربان قلب، فقط موفق به کلونوسکپی از قسمت محدودی از روده شد و همانجا روی تخت کلونوسکپی به ایشان سرم وصل شد تشخیص اولیه از خونریزی روده دلایل مربوط به اعتصاب غذای وی میباشد

هم اکنون به خاطر غیر عادی بودن وضعیت قلبی جعفر، دستگاه کنترل ضربان قلب به او وصل است و قرار است فردا توسط متخصص قلب معاینه شود.

در حال حاضر(ساعت هشت شب )علی رغم مراقبتهای موثر پزشکی از جعفر عظیم زاده در طول پنج روز گذشته در بیمارستان سینا فشار او هشت به پنج و ضربان قلبش بین ٤۳ تا ۵۰ میباشد

به خاطر پایین بودن فشار خون و همچنین افت ضربان قلب، پزشک وی از خانواده جعفر خواسته است که شب حتما باید یک نفر همراه بر بالین وی باشد

جعفر عظیم زاده بعد از ۵۶ روز اعتصاب غذا همچنان بر ادامه این اعتراض تاهنگام رسیدگی به خواستش مصمم است. اما دستگاه قضایی متقابلا بر عدم پاسخگویی به خواست او که اینک به خواست عمومی تبدیل شده است، ادامه می دهد. برخورد با قصد مقابله و تلافی جویانه ی دستگاه قضایی با جعفر عظیم زاده طی این مدت طولانی عملا هدف کشتن این کارگر زندانی را نمایان کرده است.

ادامه این روند، قتل جعفر عظیم زاده را به دنبال خواهد داشت. نباید اجازه وقوع این قتل را داد. به اعتراضات خود نسبت به رویکرد دستگاه قضایی شدت ببخشیم و خواهان آزادی فوری جعفر عظیم زاده گردیم.

۲ تیر ۹۵

*************

محبوبه فرحزادی: جای جعفر عظیم زاده زندان نیست

وحقوق ما؟؟؟؟؟ بیاییم کمی فکر کنیم. آیا این حقوقی که به من باز نشسته می دهند شایسته من است؟ آیا من میتوانم با این حقوق بیماریم را درمان کنم؟؟ آیا بیمه رایگان حق مسلم من نیست.؟ آیا من به عنوان یک انسان حق ندارم زندگی آرامی داشته باشم.؟ آیا مسئولین. به فکر زندگی من هستند ِ اصلا. مرا میشناسند که یک معلم شاغل گذشته هستم. ؟؟ اصلا خودشان باز نشسته میشوند که درد من باز نشسته را درک کنند؟؟ به راستی من کیستم؟ آیا شهروند این جامعه هستم؟؟ پس چرا حتی حق شهر وندی برایم رعایت نمی شود؟؟؟ ولی اگر صدایم در بیاید وجلوی مجلس، سازمان بر نامه وبودجه، دفتر ریاست جمهوری، دیوان عدالت بروم باز هم مرا نمی ینند فقط نگهبانانشان را جلویمان میفرستند تا ما را به خانه بفرستند.؟ آیا این عدالت است؟؟؟ الان هم فیشهای فضایی آنها توسط خودشان افشاء شده است. این چه معنا یی دارد اینجا چه خبر است. ما چه باید بکنیم هر جا میرویم زور میگویند. شما قضا وت کنید “: من معلم باز نشسته اموزش و پرورش هستم. هستم وقتی در جامعه حضور میابم. و دانش آموزانم را میبینم. حس مادریم. نسبت به آنها. قلبم را به درد می اورد. چون یا بیکارند یا کار بدون دستمزد داشته اند . وحالا. دانش اوز. کلاسم. به خاطر دفاع از انسانهای زحمتکش به زندان است.!!! منی که دیروز در کلاس. میگفتم باید ما به انسانیت فکر کنیم واز هم نوع خود دفاع کنیم حالا به همان جرم محکوم شده است. در کجای دنیا حمایت از حقوق انسانیت جرم محسوب میشود؟؟ من. خواهان آزادی شاگرد کلاسم جعفرعظیم زاده هستم. او هیج جرمی مرتکب نشده است او از حقوق من معلم. کارگر که دستمزدی چند برابر زیر خط فقر می گیریم دفاع کرده این نه تنها جرم نیست بلکه یک حق گویی انجام شده و الان که جانش به خاطر میلیونها معلم و کارگری که محروم از زندگی انسانی هستند در خطر است. جای جعفر عظیم زاده در زندان نیست.

*************

مظفر صالحی نیا بازداشت شد

مظفر صالحی نیا عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران امروز سه شنبه ۱ تیر ۹۵ توسط نیروهای امنیتی شهر سنندج بازداشت گردید. طبق خبر رسیده ساعت ۵ بعد از ظهر امروز نیروهای اداره اطلاعات سنندج مظفر صالحی نیا را در مغازه خود بازداشت کرده اند. مظفر حین حضور مأموران با همسرش تماس می گیرد و می گوید دارن مرا نزد هاشم رستمی می برند. همسر مظفر بلافاصله به ستاد خبری برای کسب اطلاع از همسرش می رود اما مأموران ستاد خبری می گویند مظفر در بازداشتگاه نیروی انتظامی است. او سپس به نیروی انتظامی مراجعه می کند که آنها می گویند ستاد خبری دروغ به شما گفته همسرتان همانجا است. بعد از این از سر دوانی ستاد خبری، مظفر تلفنی از ستاد خبری با همسرش تماس می گیرد. سپس یکی از مأموران ستاد خبری گوشی را از مظفر می گیرد و تلفنی از همسر مظفر می خواهد که تلفنی که مظفر از آن برای تلگرام استفاده می کند را به ستاد خبری بیاورد.

یاد آوری می گردد که هاشم رستمی از اعضاء کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری چند روز پیش توسط نیروهای اطلاعاتی سنندج بازداشت گردیده و هم اکنون زیر بازجوئی قرار دارد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران ادامه فشارها بر فعالین جنبش طبقه کارگر را در راستای بی افقی و بن بست در حل بحرانهای موجود در ایران می داند و بر این باور راسخ است که مسؤلان تنها چاره خود را در مقابل انتظارات و خواستهای عمومی، از آنجا که پاسخی برای آن ندارند به وارونه در سرکوب و بگیر و ببند فعالین و انسانهای معترض یافته اند.
جنبش اعتراضی طوفان وار در حال از بن کندن موانع سر راهش است. نسیم سالیان گذشته امروز به طوفان تبدیل شده است.

*************

وضعیت عمومی جعفر عظیم زاده و نتایج آزمایشات پزشکی

جعفر عظیم زاده که از روز شنبه ۲۹ خرداد در پی وخامت حالش به بیمارستان سینا اعزام و در آنجا بستری گردید، همچنان دارای ضعف شدید جسمی و دچار سرگیجه است که به همین خاطر مرتبا سرم به بازویش وصل می باشد. در حالی که بعد از انجام آزمایشات معلوم گردیده که کبد و پروستات او دچار آسیب های جزئی شده اند و همچنین برای بررسی علت خونریزی روده قرار است فردا به طور تخصصی آزمایشات لازم انجام گیرید، اما جعفر همواره بر تداوم اعتصاب غذایش تا زمان رسیدگی به خواستش پافشاری می کند.

۱ تیر ۹۵

*************

كنفدراسیون اتحادیه هاى كارگرى نروژ (ال او) در حمایت از جعفر عظیم زاده

موضوع: اعتراض علیه اذیت و آزار ادامه دار فعالین کارگری در ایران

رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه ای

كنفدراسیون اتحادیه هاى كارگرى (ال او- نروژ) به نمایندگی از ٩٠٠ هزار کارگر در نروژ اعتراض خود را علیه خشونت زشت در قبال حقوق کارگران در كشور شما را اعلام میدارد. تعدادی از رهبران جنبشهاى مستقل کارگری در ایران دستگیر شده اند و در زندانند در حالیکه آنها حقوق پایه ای خود را میخواهند.

ال او در نروژ بشدت نگران تداوم بدتر شدن وضعیت اتحادیه هاى كارگرى و دیگر حقوق پایه ای بشر در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی است. این سركوبها مخصوصا منجر به كشته شدن و زندانى شدن فعالین كارگرى شده است.

ما به دلایل بسیار قوی بر این باور هستیم که بدبنال توافق هسته اى با گروه ١+٥ سرکوب فعالیتهاى اتحادیه ای برای ترساندن و به انفعال کشاندن جنبش اتحادیه هاى مستقل كارگرى در ایران طرح ریزى شده است. ما به نوبه خود مصمم هستیم تا حمایت کامل سیاسی و اخلاقی خود را از کارگران ایران و خواسته های برحق آنان برای آزادی تشکل و بدون ترس از دستگیری و یا هرنوع اذیت و آزار اعلام میکنیم.

در عین حال سازمان ال او در نروژ، مصرانه از شما میخواهد كه دستور آزادی فوری همه فعالین كارگرى و رهبران آنها را صادر كنید.

جعفر عظیم زاده محکوم به ٦ سال حبس شده است

جعفر عظیم زاده، یک رهبر شناخته شده کارگرى و رهبر اتحادیه آزاد کارگران ایران و یکی از هماهنگ کنندگان طومار ٤٠ هزار امضا براى افزایش دستمزدها، از تاریخ ۸ مارس ۲۰۱۵ به ۶ سال زندان محكوم شده و در زندان اوین محبوس مانده.

جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی، یکی از فعالین شناخته شده معلمان، در بیانیه مشترکی علیه مساٸلى چون امنیتی اعلام كردن و جرم دانستن فعالیتهاى صنفی و تجمع و اعتصاب بوسیله کارگران و معلمان اعتراض كرده اند. آنها با اعلام این خواست از ٢٩ آپریل اعلام اعتصاب غذا کردند. اسماعیل عبدی در ١٤ ماه مه با ضمانت آزاد شد ولی جعفر عظیم زاده همچنان در بازداشت بسر میبرد و وضعیت او اضطراری است. او مصر است که تا زمانیكه دولت به شرایط او را نپذیرد به اعتصابش ادامه خواهد داد.خواستهاى او خواستهاى كارگران و معلمین است.

ما، ال او- نروژ، معتقدیم كه حکومت ایران تحت عنوان قوانین و اتهامات “امنیت ملی” براى مشروعیت دادن به سركوب مبارازات عادلانه کارگران و محروم کردن قربانیان این سركوبها از استفاده از وكلا و نمایندگان قانونى استفاده میكند. این وضعیت روى زندانیان و خانواده هاى آنها تاثیرات وحشتناكى داشته، و همچنین روى اقتصاد ایران هم تاثیرات مخربى گذاشته است.

از این رو، ال – نروژ از شما، آیت الله سید على حسینى خامنه اى، رهبر جمهوری اسلامی میخواهد که مقامات مسئول را براى اجرای موارد زیر موظف کنید:

آزادی فوری و بدون قید و شرط جعفر عظیم زاده و لغو اتهامات او و آزادى سایر فعالین اتحادیه اى كه بازداشت شده اند.

متوقف کردن سرکوب كارگران و فعالین اتحادیه اى و احترام به آزادی تجمع و آزادى حقوق اتحادیه ای مطابق مقاوله نامه های ٨٧ و ٩٨ آى ال او.

تا زمانی که دولت شما نتواند به رعایت حقوق اتحادیه اى كارگران و سایر حقوق پایه ای کارگران گردن بگذارد، و همچنین به تعهدات ناشى از عضویت خود در سازمان بین المللی کار عمل کند، جنبش اتحادیه های کارگری بین المللی از جمله ال او در نروژ بطور واقعی هیچ چاره ای جز ادامه مبارزات عمومی خود در برابر این سرکوب غیر قابل قبول و مطرود ندارد.

با احترام

دبیر كنفدراسیون اتحادیه های کارگرى نروژ (ال او)

گرد کریستیانسوم

*************

نامه اتحادیه کارگران خدماتی بریتیش کلمبیا در کانادا در حمایت از جعفر عظیم زاده

از: اتحادیه کارگران خدماتی بریتیش کلمبیا در کانادا

به: رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه ای

حسن روحانی، رئیس جمهوری

در باره کارگران زندانی

من از جانب ٧٠ هزار عضو اتحادیه کارگران خدمات بریتیش کلمبیا در کانادا این نامه را با تاکید بر خواست آزادی فوری و بدون قید و شرط کارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی درایران به شما مینویسم.

ما همبستگی خود را با کارگر زندانی، جعفر عظیم زاده و خواستهایش اعلام میکنیم. او باید فورا و بدون قید و شرط آزاد شود. ما همبستگی خود را با کارگران ایران اعلام کرده و خواستار آزادی فوری و بدون قید شرط کارگران زندانی و همه زندانیان سیاسی در ایران هستیم. احکام زندان برای کارگران زندانی و همه فعالین سیاسی باید لغو شود. و هر نوع تهدید و پرونده سازی امنیتی باید فورا متوقف شود.

ما اذیت و آزار فعالین کارگری و فعالین سیاسی در ایران را محکوم میکنیم. ما از مبارزات کارگران و مردم ایران برای آزادی، حق تشکل، حق اعتصاب و داشتن یک زندگی خوب و برابر و عادلانه و انسانی حمایت میکنیم.

ما از حکومت شما انتظار احترام به انسانیت و حقوق پایه ای کارگران و همه مردم را داریم.

با احترام

استفانی اسمیت

رونوشت: قوه قضاییه جمهوری اسلامی

شورای عالی حقوق بشر

نماینده دائمی جمهوری اسلامی در سازمان ملل

***

Article source: http://www.ofros.com/khabar/ettehad_jabme.htm

نتایج جستجو فشار خون
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
دانستنیهای فشار خون /اورجینال مجموعه ایروبیک کودکان به صورت اورجینال آموزش قدم به قدم تمرینات پرورش اندام و بدنسازی/اورجینال تغذیه در اسلام از زبان (دکتر روازاده) اورجینال
     

دانستنیهای فشار خون و روشهای نوین درمان

تصویری -با کیفیت عالی و به زبان فارسی

آموزش قدم به قدم تمرینات پرورش اندام و بدنسازی/اورجینال

+مقایسه طب سنتی با طب امروزی

     
13,900 تومان خرید دانستنیهای فشار خون /اورجینال 9,500 تومان خرید مجموعه ایروبیک کودکان به صورت اورجینال 9,000 تومان خرید آموزش قدم به قدم تمرینات پرورش اندام و بدنسازی/اورجینال 8,700 تومان خرید تغذیه در اسلام از زبان (دکتر روازاده) اورجینال
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
آموزش حرفه ای شنا/اورجینال تغذیه در اسلام از زبان دکتر روازاده/اورجینال تغذیه در اسلام از زبان دکتر روازاده/اورجینال آموزش کامل تمرینات پرورش اندام و بدنسازی/اورجینال
     

آموزش شنای پروانه
شنای قورباغه
شنای کرال پشت
شنای آزادو...

سخنرانی استاد حکیم دکتر روازاده

سخنرانی استاد حکیم دکتر روازاده
 

آموزش پرورش اندام و بدنسازی کلیه حرکات و تمرین ها

     
4,900 تومان خرید  آموزش حرفه ای شنا/اورجینال 14,400 تومان خرید  تغذیه در اسلام از زبان دکتر روازاده/اورجینال 12,000 تومان خرید تغذیه در اسلام از زبان دکتر روازاده/اورجینال 12,000 تومان خرید آموزش کامل تمرینات پرورش اندام و بدنسازی/اورجینال
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
مجموعه ای کامل از دانستنیهای دوران بارداری به همراه مجموعه آموزشی کودکیار(اورجینال)-551 آموزش حرفه ای شنا/اورجینال مجموعه موسیقی کلاسیک گردنبند سنگ کوارتز آبی H149
     

کاملترین مجموعه موجود در بازار

آموزش شنای پروانه
شنای قورباغه
شنای کرال پشت
شنای آزادو...

بیش از 100 ساعت موسیقی کلاسیک از نوابغ دنیای موسیقی
2DVD
اورجینال

گردنبند استیل طلایی سنگ کوارتز آبی

     
23,000 تومان خرید مجموعه ای کامل از دانستنیهای دوران بارداری به همراه مجموعه آموزشی کودکیار(اورجینال)-551 3,500 تومان خرید آموزش حرفه ای شنا/اورجینال 14,500 تومان خرید مجموعه موسیقی کلاسیک 42,000 تومان خرید گردنبند سنگ کوارتز آبی  H149
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
گردنبندسنگ کوارتز آبی H148 گردنبندسنگ کوارتز آبی H147 گردنبند سنگ کوارتز آبی H146 انگشتر استیل سنگ دلربا17 H277
     

گردنبند استیل طلایی سنگ کوارتز آبی

گردنبند استیل طلایی سنگ کوارتز آبی

گردنبنداستیل طلایی سنگ کوارتز آبی

انگشتر استیل طلایی سنگ دلربا سایز17.رنگ ثابت طرح طلا ضدحساسیت

     
42,000 تومان خرید گردنبندسنگ کوارتز آبی  H148 42,000 تومان خرید گردنبندسنگ کوارتز آبی  H147 42,000 تومان خرید گردنبند سنگ کوارتز آبی  H146 22,000 تومان خرید انگشتر استیل سنگ دلربا17  H277
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
نمک دریاچه ارومیه دانستنیهای دوران بارداری-551 گردنبند تمشک گردنبند رشته ای 7 سنگ معدنی
     

نمک خالص دریاچه ارومیه

شماره مجوز :155/25487

این گردنبنداز جنس گارنت بوده و ساخت کشور هند می باشد

گردنبندزیبایی از 7 سنگ سودالیت. عقیق .فیروزه . چشم ببر. امیتست ..

     
15,000 تومان خرید نمک دریاچه ارومیه 1,200 تومان خرید دانستنیهای دوران بارداری-551 25,000 تومان خرید گردنبند تمشک 12,900 تومان خرید گردنبند رشته ای 7 سنگ معدنی
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
گردنبند سنگ معدنی سودالیت (شفا بخش) دانستنیهای فشار خون /اورجینال مجموعه بیست و هفتم کتاب‌های پزشکی؛ هماتولوژی آموزش ایروبیک بانوان / اورجینال
     

سنگی موثر برای فشار خون بالاو تپش قلب است

دانستنیهای فشار خون و روشهای نوین درمان
 

آرشیوی بی‌نظیر شامل بیش از 100 کتاب در زمینه هماتولوژی

اندام متناسب ، بدنی سالم ، روحیه ای شاداب با ایربیک

     
5,900 تومان خرید گردنبند سنگ معدنی سودالیت (شفا بخش) 13,900 تومان خرید دانستنیهای فشار خون /اورجینال 36,000 تومان خرید مجموعه بیست و هفتم کتاب‌های پزشکی؛ هماتولوژی 9,900 تومان خرید آموزش ایروبیک بانوان / اورجینال
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
آموزش ورزش یوگا و مدیتیشن yoga اورجینال ست مغناطیسی دستبند و گردنبند ست مغناطیسی دستبند و گردنبند تسبیح دلربا
     

اورجینال
شماره مجوز: 155/13066

ست مغناطیسی دستبند و گردنبند

ست مغناطیسی دستبند و گردنبند

تسبیح دلربا 33 دانه درشت کد 10074

     
8,000 تومان خرید آموزش ورزش یوگا و مدیتیشن yoga اورجینال 30,000 تومان خرید ست مغناطیسی دستبند و گردنبند 30,000 تومان خرید ست مغناطیسی دستبند و گردنبند 30,000 تومان خرید تسبیح دلربا
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
تسبیح دلربا سیفر کال Safer Call برچسب اشعه گیر موبایل گوشیها برچسب اشعه گیر ضد اشعه موبایل سیفر کال Safer Call (ساخت آلمان) طرح توجیهی تولید تجهیزات ورزشی و فیزیوتراپی الکترونیکی
     

تسبیح دلربا 101 دانه کد 10077

مولفه اطلاعات انرژی نوسانات فنی را ساماندهی کرده پتانسیل منفی آنرا زدوده و...

مولفه اطلاعات انرژی نوسانات فنی را ساماندهی کرده پتانسیل منفی آنرا زدوده و...

تجهیزات مورد استفاده در فیزیوتراپی بسیار متنوع و متعدد است

     
32,000 تومان خرید تسبیح دلربا 15,000 تومان خرید سیفر کال Safer Call برچسب اشعه گیر موبایل گوشیها 15,000 تومان خرید برچسب اشعه گیر ضد اشعه موبایل سیفر کال Safer Call (ساخت آلمان) 14,000 تومان خرید طرح توجیهی تولید تجهیزات ورزشی و فیزیوتراپی الکترونیکی
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
طرح توجیهی تولید روغن زیتون -اورجینال طرح توجیهی تولید بیسکویت و ویفر با جایگرینی قند مایع خرما به جای شکر -اورجینال طرح توجیهی تولید نوشابه های غیر الکلی و انرژی زا با قند مایع خرما -اورجینال طرح توجیهی تولید کیک و کلوچه با جایگرینی قند مایع خرما به جای شکر -اورجینال
     

آخرین وکاملترین ورژن طرح توجیهی تائید شده و قابل اجرا در سراسر کشور با وام بانکی

آخرین وکاملترین ورژن طرح توجیهی تائید شده و قابل اجرا در سراسر کشور با وام بانکی

آخرین وکاملترین ورژن طرح توجیهی تائید شده و قابل اجرا در سراسر کشور با وام بانکی

آخرین وکاملترین ورژن طرح توجیهی تائید شده و قابل اجرا در سراسر کشور با وام بانکی

     
14,000 تومان خرید طرح توجیهی تولید روغن زیتون -اورجینال 14,000 تومان خرید طرح توجیهی تولید بیسکویت و ویفر با جایگرینی قند مایع خرما به جای شکر -اورجینال 14,000 تومان خرید طرح توجیهی تولید نوشابه های غیر الکلی و انرژی زا با قند مایع خرما -اورجینال 14,000 تومان خرید طرح توجیهی تولید کیک و کلوچه با جایگرینی قند مایع خرما به جای شکر -اورجینال
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
طرح توجیهی تولید روغن تصفیه شده و چای برگ درخت زیتون -اورجینال کتاب دانستی هایی درباره بدن انسان – قلب و گردش خون - همراه با دی وی دی مراقب قلبتان باشید کاهش فشار خون بالا
     

آخرین وکاملترین ورژن طرح توجیهی تائید شده و قابل اجرا در سراسر کشور با وام بانکی

نویسنده / مترجم : آنا کلیبورن /دکتر علیرضا منجمی

مرقب قلبتان باشید

کتابی از موسسه ی ملی
قلب - ریه و خون امریکا
برای زنان

کتاب کاهش فشار خون بالا

     
14,000 تومان خرید طرح توجیهی تولید روغن تصفیه شده و چای برگ درخت زیتون   -اورجینال 13,100 تومان خرید کتاب دانستی هایی درباره بدن انسان – قلب و گردش خون - همراه با دی وی دی 3,200 تومان خرید مراقب قلبتان باشید 5,800 تومان خرید کاهش فشار خون بالا
     
     

  صفحه:

 
1 2  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code